فاطمه دریکوند: سیاوش بی سوگ

داستان بیانگر توقف زمان روانی در لحظه فاجعه‌ای ملی است که در تاریخ نیم قرن اخیر سابقه ندارد. از ما حتی سوگ را هم دریغ کرده‌اند. وقتی سوگ متوقف شود، رشد روانی و ترمیم روحی هم متوقف می‌شود. فرد در چرخهٔ درد فلج می‌شود، پیر می‌شود، بی‌آنکه از نظر عاطفی از لحظه مرگ عبور کرده باشد.

نسیم خاکسار: خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد

نسیم خاکسار در این متن، امید را نه به مثابه یک احساسِ منفعل، که به عنوان نتیجهٔ منطقیِ یک تحلیل تاریخی-اجتماعی طرح می‌کند. خاکسار با ثبتِ مرگ‌های «نابه‌نگام»، در واقع دارد ذخیرهٔ انقلابیِ آینده را می‌شمارد؛ او مرگ را نه پایان، که تعلیقِ مبارزه در انتظار «سال صدف‌های بیداری» می‌داند. این متن، بیانیه‌ای است در باب امید به مثابه یک استراتژی مقاومت.

مهرداد شریفی: یک لقمه‌ی راحت

یک داستان تمثیلی در بستر خیزش ملی مردم ایران که از یک سو بیانگر پیروزی نمادینِ مقاومت فردی در نبرد علیه «مالک» داخلی است و از سوی دیگر، ظهور سرباز خارجی با وعدهٔ اردوگاه غذا، شکستِ همان مقاومت را در جنگ بزرگ‌ترِ حاکمیت‌ها نشان می‌دهد؛ گویی جان‌های به خاک افتاده، تنها مقدمه‌ای بوده برای تغییر چهرهٔ بازیگران سلطه، نه پایانی بر خود سلطه.

شهریار مندنی‌پور: گاهنامۀ خونین انقلاب (روزنگارهای سرکوب)

اگر مادری بر مزار پسرش برقصد و کل بکشد، اگر دیگر از «رحمت» و «مغفرت» قبرستانی خبری نباشد، اگر «می‌بخشم» به «نمی‌بخشم» بدل شود؛ آیا این پایان سرکوب است یا آغاز واقعی انقلاب؟ شهریار مندنی‌پور در «گاهنامۀ خونین انقلاب» پاسخ می‌دهد: این تازه شروع پروسه‌ای است که باید در آن ریا را کنار گذاشت و هوشیار ماند.

خیزش ملی مردم ایران – بهرام مرادی: مرعوب‌شدگی

تاریخ معاصر ایران، روایت تکرار «مرعوب‌شدگی»‌هایی است که در بزنگاه‌های بحران، جامعه را به آغاز قهرمانانی موهوم می‌کشاند. بهرام مرادی در این مقاله، با وام‌گیری از الگویی روان‌شناختی-تاریخی، به نقد آن دسته از روشنفکران و کنشگران امروزی می‌پردازد که در برابر پیچیدگی‌های حال، بار دیگر در دام ساده‌انگاری «رهبری واحد» و بازگشت به گذشته افتاده‌اند. او هشدار می‌دهد که این «سندروم»، بازتولید همان چرخه معیوبی است که بارها تجربه‌اش کرده‌ایم.

دینِش بارکو دِئور و دارباسینگ دانسینگ گیراس: «نرگس محمدی و دیوارهای سفید» به ترجمه جواد اسحاقیان

این مقاله با تحلیل کتاب «شکنجه سفید» نوشته نرگس محمدی (برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳)، به بررسی سازوکارهای سرکوب سیستماتیک و جنسیت‌زده جمهوری اسلامی علیه زنان کنشگر می‌پردازد. پژوهش نشان می‌دهد که شکنجه در زندان‌های ایران تنها محدود به آزار جسمی نیست، بلکه از طریق معماری سرکوبگر (مانند دیوارهای سفید و سلول‌های انفرادی)، محرومیت حسی، بایکوت اطلاعاتی، غفلت عمدی پزشکی، و سوءاستفاده از روابط خانوادگی و باورهای دینی، به‌طور برنامه‌ریزی‌شده برای خرد کردن روحیه و هویت زندانیان زن به کار می‌رود.

بهروز چناری‌زاده: «جهانِ تاریکِ چارلز بوکوفسکی» – از زن‌ستیزی تا اغتشاش روایی  

بوکوفسکی با آثاری چون «پالپ»، «زن‌ها» و «هزارپیشه»، جهان ادبی خود را بر پایه شخصیت‌های فرومایه، روایت‌های آشفته و مضامین زن‌ستیزانه بنا نهاده است. این مقاله با نگاهی به ساختار روایی، شخصیت‌پردازی و درون‌مایه‌های آثار او می‌پردازد و پرسش بنیادینی را مطرح می‌کند: آیا بوکوفسکی در پوشش «واقع‌گرایی خشن» و نقد جامعه، تنها به بازتولید کلیشه‌های مبتذل و زن‌ستیزانه پرداخته است؟ بررسی رمان‌های یادشده و اشعار او نشان می‌دهد که جهان بوکوفسکی، به رغم ادعاهای طرفدارانش، فاقد انسجام هنری و عمق فلسفی است و در دام تکرار و سطحی‌نگاری گرفتار آمده است.

فلانری اوکانر: «پیدا کردن یک آدم خوب سخت است» به ترجمه میترا داوودی

مضامین اصلی داستان شامل گناه و رستگاری، پوچی و بی‌معنایی، و خشونت و رحمت است. اوکانر از خشونت به عنوان ابزاری برای رسیدن به حقیقت استفاده می‌کند. در پایان داستان، خشونت باعث می‌شود که زن سالخورده ریاکار به لحظه‌ای از رحمت و درک برسد.

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: عناصر تشکیل‌دهنده موقعیت‌های روایی؛ شخص، نظرگاه، شیوه

نویسنده در این مقاله با هدف ارائه یک طبقه‌بندی نظام‌مند برای اشکال روایت، استدلال می‌کند که «میانجی‌گری» در معنای چگونگی انتقال داستان به مخاطب ویژگی مهمی در روایت است. او برای تحلیل این پدیده‌، سه عنصر پایه را معرفی و از یکدیگر متمایز می‌کند: ۱. شیوه روایت (Modus) ۲. شخص (Person) و ۳. نظرگاه (Perspective) که بر مبنای مشارکت یا عدم مشارکت راوی/شخصیت واسط در رویدادها مشخص می‌شود.

درگذشت بهرام بیضایی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های سینمای نوین و تئاتر ایران

بهرام بیضایی، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های سینمای نوین و تئاتر ایران، در روز تولد ۸۷ سالگی خود – پنجم دی ۱۴۰۴ – در آمریکا درگذشت. دوسیه بانگ درباره این ایرانی ترین هنرمند ایران را می‌خوانید:

  ادبیات داستانی آمریکا در قرن بیستم – به کوشش حسین نوش‌آذر

در قرن بیستم، نویسندگان آمریکایی مانند هنری جیمز، ارنست همینگوی و تونی موریسون با نوآوری‌های فرمی و محتوایی، داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی مستقل و غنی تثبیت و آن را به ابزاری برای بیان تجربیات فرهنگی و هویتی تبدیل کردند. جلوه هایی از این تلاش در بانگ.

ادبیات مهاجرت: بازتعریف هویت و مقاومت در روایت‌های جابجایی

نشریه ادبی بانگ از اردیبهشت‌ماه با اختصاص دوسیه‌ای به «ادبیات مهاجرت»، نه‌تنها به معرفی آثار این حوزه می‌پردازد، بلکه با کاوش در مفهوم این ژانر، آن را از ادبیات تبعید و دیاسپورا متمایز می‌کند. این مقاله با نگاهی به نظریه‌های هومی بابا، پل ریکور و ادوارد سعید، نقش روایت‌های مهاجرت را در بازسازی هویت، مقاومت زبانی و چالش با ساختارهای قدرت جهانی بررسی می‌کند و دعوتی است برای تأمل عمیق‌تر در این حوزه پویا.

بایگانی

بانگ - نوا

شعر

از دست ندهید

خیزش ملی مردم ایران–کیوان مهتدی: روز کبیسه

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادی‌شدن مرگ ارائه می‌دهد. شعر، تصویری از جامعه‌ای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسم‌های نظام‌مند سرکوب است.

متین میرجانی: رنگی از رنگ‌های آتش نیمروزی

این مقاله، با خوانشی خلاق و نو، در پی واکاوی لایه‌های پنهان و آشکار «رنگ آتش نیمروزی» نوشته شهریار مندنی پور است: از استعاره‌های جنگ در دل طبیعت بکر، تا نبردی فلسفی میان سنت و مدرنیته، و از اسطوره‌های کهن شکار تا تعلیقی که تا آخرین سطر، ذهن را می‌کاود. «رنگ آتش نیمروزی» فقط یک داستان کوتاه نیست؛ آیینه‌ای است شکسته از تاریخ ما، که هر تکه‌اش تصویری دردناک و در عین حال باشکوه را بازمی‌تاباند.

گویه‌های بانگ- گویۀ بیست و دوم: «سبزینه» از مهسا نورزاده

نوآوری در تلفیق دانش علمی با حس‌انگاری شاعرانه، ایجاد استعاره‌های چندمعنایی از طریق پیوند مفاهیم گیاهشناسی-اندام‌شناسی، استفاده هدفمند از فرم برای بازتولید ریتم زیستی/تنفسی، اسطوره‌شناسی شخصی پیرامون باروری و نابودی از مهمترین دستاوردهای شاعر در این مجموعه است.

جواد اسحاقیان: «مرگ نور در تازمامارت»، استعلای انسان در ادبیات زندان

رمان «مرگ نور» طاهر بن جلون، روایتی است از هجده سال مرگ تدریجی در زندان مخفی تازمامارت؛ جایی که تاریکی مطلق، شکنجه‌ی جسمی و روانی، و فراموشی اجباری، زندانیان سیاسی را به مرز جنون می‌رساند. اما همین سیاه‌چال، برای «سلیم» – قهرمان اثر – به فرصتی برای خودکاوی عمیق، مقاومت معنوی، داستان‌گویی نجات‌بخش، و در نهایت، استعلای انسانی تبدیل می‌شود. بن جلون با الهام از خاطرات واقعی احمد مرزوکی، نه تنها جنایات رژیم حسن دوم را افشا می‌کند، بلکه نشان می‌دهد چگونه نوشتن و آگاهی، حتی در گور زنده، می‌تواند پیروزی بر سرکوب باشد.

از تجربه تا تخیل- س. ر. مجتهدی: کبوترخان هزار توی مسموم

«کبوترخان هزار توی مسموم» نوشته س.ر.مجتهدی، فراداستانی است که در تقاطع ادبیات، روان‌کاوی و تاریخ ایستاده است. این اثر، ماجرای راوی‌ای را روایت می‌کند که با خرید نسخه‌ای مرموز از کتاب «موسی و یکتاپرستی» فروید، درگیر شبکه‌ای از رازها می‌شود که او را به سمت کشف حقیقتی باستانی و خطرناک دربارهٔ اخناتون، خلیفهٔ فاطمی «الحاکم بامرالله» و هزارتوهای یک کبوترخانهٔ متروک سوق می‌دهد. روایتی رویامانند که در آن، جستجو برای معنا به بهایی گزاف تمام می‌شود: نابینایی.

نگین ساسان فر: «آقای سلیم و فروپاشی ذهن» – کاوشی در ناخودآگاه روایت و زیبایی‌شناسی رنج در جهان غزاله علیزاده

این مقاله با تکیه بر نظریه‌های روایت‌شناسی ژنت و بارت و نیز روان‌کاوی فروید و لاکان، نشان می‌دهد که چگونه علیزاده با ساختارشکنی روایی و آفرینش زبانی حسی-جسمانی، مرزهای واقعیت، رؤیا و ناخودآگاه را در هم می‌نوردد. در این خوانش، بیماری استعاره‌ای از انحطاط روح و مرگ میل است، بیمارستان صحنه تقابل واقعیت و ناخودآگاه ، و خود متن به «نوشتار رنج» بدل می‌گردد، چنانکه بدن بیمار به زبان متن تبدیل شده و هر زخم، نشانی از کوشش سوژه برای نوشتن خود در آستانه نابودی است.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی