از دیگران

از دیگران

برام استوکر: دراکولا – ملاقات با مینا

چیزی که دیدم، وحشت زده‌ام کرد. موهایم را حس می‌کردم که مثل موی برس روی گردنم راست شده بودند و قلبم گویی دیگر نمی‌تپید. مهتاب چنان درخشان بود که از ورای کرکره‌ی زرد و ضخیم اتاق را روشن می‌کرد

ادامه مطلب »
ادبیات عرب

«می‌نویسم تا مرزهای واقعیت را بشکنم» – گفت‌وگو با بختیار علی، نویسنده کرد

بختیار علی، نویسنده کرد می‌گوید: هیچ کس به ما کمک نمی‌کند مگر اینکه خودمان به خودمان کمک کنیم. تظاهرات در خیابان‌ها و تکان دادن پرچم‌ها کافی نیست. برای کردها، این تغییری ایجاد نمی‌کند. ما باید از نقش قربانی جدا شویم.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بهروز شیدا: «مخملِ سرخِ رویا»، رمان بچه‌ی‌ یک‌شنبه‌، نوشته‌ی اینگمار برگمان، برمبنای نظریه‌ی زیگموند فروید

رمانِ بچه‌ی یک‌شنبه، نوشته‌ی اینگمار برگمان، شاید نگاه دیگری است به همه‌ی نقاب‌هایی که بر چهره‌ها جا خوش کرده‌اند؛ نگاه دیگری به شیار پنهان چهره‌ها؛ خسته‌گی‌ی تکرار؛ خانه‌ی تنهایی.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

مهدی معرف: تکیه بر اختر شب دزد- «زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند» نوشته گوزل یاخینا

زلیخا چشم‌هایش را بازمی‌کند” رمان ادیسه و درد است. رمانی درباره عبور از دوره‌ای و رها شدن در دوره‌ای دیگر. کتابی که بذر امید و عشق را در زمین نفرت و انتقام می‌کارد و زندگی و مرگ را همچون گذر روز و شب نشان می‌دهد. گوزل یاخینا در روایتی پرکشش، دوره‌ای سیاه از تاریخ شوروی را با نگاهی زنانه باز می‌گوید.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

ویلیام وُلمن: «زیر علفزار» به ترجمه حمید فرازنده

طناب‌های تناورِ آب تو را اسیر کردند. ماهی‌ها می‌خواستند قورقور نفس‌هایت را ببلعند. گل و لای می‌خواست چشمانت را ببوسد. ماسه‌ها می‌خواستند دهانت را پر کنند. علف‌های هرز می‌خواستند در گوشَت جوانه بزنند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

حمید فرازنده: درباره‌ی ویلیام ت. وُلمن و داستان «زیر علفزار»

راوی داستان علفزار نوشته ویلیان ولمن برای یافتن خواهر از دست رفته‌اش شروع به جهانگردی می‌کند. در واقع او به دنبال ایمان می‌گردد اما در هیچ کجا اثری از آن پیدا نمی‌کند. او شباهت ظریفی بین معصومیت خواهر از دست رفته‌اش و معصومیت گمشده‌ی زنان روسپی پیدا می‌کند.

ادامه مطلب »
از دیگران

سلمان رشدی: «فرشته گابریل» به ترجمه سروناز ایرانی

مدت‌ها گمان می‌کردیم این مرد، گابریل، قادر به معجزه است. زیرا سالها بود برای کسی که بال نداشت، چیزهای زیادی درباره‌ی فرشته‌ها می‌گفت. اینطور بود که وقتی معجزه‌ی دستگاه چاپ پیش آمد، سر تکان دادیم یعنی که می‌دانیم. اما دانستن درباره‌ی این جادوگری هم باعث نشد از چنگش رها بشویم.

ادامه مطلب »
از دیگران

مجتبی زمانی: هیولاها به ما چه می‌آموزند؟ – فرانکشتاین در برابر دراکولا

این مقاله پژوهشی است تا به بررسی ایده هیولا و جامعه شناسی هیولا‌ها بپردازد و پاسخی برای این سوال بیابد که هیولاهای ادبی فراتر از سرگرمی،  چه چیزی به خواننده ی کنجکاو  می‌آموزند؟ 

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

سیس نوته‌بوم: «شبی در اصفهان»، به ترجمه فروغ تمیمی

اصفهان و یزد از دریچه چشم یکی از مهم‌ترین نویسندگان هلند در اواخر حکومت پهلوی دوم. تفاوت آنچه که ما از ایرانِ آن زمان درک کرده‌ایم و آنچه که یکی مانند نوته‌بوم از منظر یک سیاح درک کرده است.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بهروز شیدا: «در زمین از بهشت گفت‌وگوها است»- شش خوانش مینی‌مالیستی و برگردان دو شعر کوتاه

ویژه‌گی‌ مشترک همه‌ی آثار مورد بررسی در این جستار، جست‌وجوی زمینی بهشت‌گونه است؛ جست‌وجوی ایمن‌گاهی زهدان‌گونه. انگار پژواک‌های گوناگون یک صدا در هشت تکه؛ انگار پاسخ‌های گوناگون به یک پرسش. آن‌چه می‌خوانید شش خوانش مینی‌مالیستی‌ و برگردان دو شعر کوتاه است زیر هشت عنوان.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

عباس شکری: خشم و اندوه، اضطراب و ترس در «اندوهگین جهنمی»ِ آری بن

کتاب “اندوهگین جهنمی” نخستین اثر آری بن، هنر روایتگری این نویسنده نروژی را نشان می‌دهد. مختصات هنر نویسندگی این نویسنده فقید را با تکیه بر بررسی این اثر و با توجه به بازتاب‌ها در نروژ نشان می‌دهیم.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

آری بِن: «دیوار»، به ترجمه عباس شکری

دختر جوانی بود که به نظر نمی‌رسید بیش از سی سال سن داشته باشد. بیش و کم نیمه‌برهنه بود. طوری لباس پوشیده بود که فقط بتواند اسمش را بگذارد پوشش. بالاتنه‌اش را با نیم‌تنه‌ای سبز رنگ پوشانده بود که به زحمت بالای نافش می‌رسید. پایین تنه را فقط با پارچه‌ای سفیدرنگ پوشانده بود که دور باسن‌اش را گرفته بود.

ادامه مطلب »
از دیگران

بانگ‌نوا – «ایمیل» نوشته بنجامین پرسی و به ترجمه فرزانه راجی با اجرای بهروز ناصری

با توجه به رویدادهای خشونت‌باری که این‌بار در جنگ اوکراین رخ می‌دهد، داستان بنجامین پرسی بیش از هر موقع دیگری روزآمد جلوه می‌کند. صحنه طبعاً تغییر کرده است، اما دینامیسم شکل‌گیری خشونت‌ها همان است که بود.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

کوشیار پارسی: «زلیخا چشم باز می‌کند» (نگاه به رمانی به همین نام از گوزل یاخینا)

رمان تاریخی زلیخا چشم باز می‌کند شرح ِ دوران کمتر شناخته شده‌ای از تاریخ اتحاد شوروی است: کوچ اجباری میلیون‌ها کولاک به سیبری در دهه‌ی سی سده‌ی گذشته. لوکوموتیوی که قرار است تبعیدیان را به سیبری برساند لوح شعار «پیش به سوی خوشبختی!» بر پیشانی حمل می‌کند.

ادامه مطلب »
از دیگران

مانون اُپهوف: «تحقیق کوچکی دربارۀ الیزه» به ترجمه فروغ تمیمی

برای الیزه عادی شده بود که شوهرش شب‌ها چون گمشده‌ای توی خانه پرسه بزند و مانند مردی مومن که به کلیسا می‌رود، با او بخوابد. شانه‌های آلبرت مثل صخره‌هایی‌اند که الیزه باید به آنها چنگ بزند تا او را روی خود نگه‌ دارند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فریبا صدیقیم: امیلی و جسد دو مرد در زندگی‌اش

نگاهی به «یک گل سرخ برای امیلی» اثر ویلیام فاکنر: امیلی در زندگی خالی‌اش به یک اتوریته احتیاج دارد. او تسلط جنازه دو مرد مرده را به تنهایی ترجیح می‌دهد. امتناع از پذیرش مرگ در دوران زوال یک نظام اجتماعی.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فرانک شتسینگ: «روز پنجم» به ترجمه حسین منصوری

سرنوشت خوآن نارسیسو اوکانیان در یک روز چهارشنبه رقم خورد بی آن‌که دنیا باخبر شود چه بر سرش آمده است.  البته در عرصه‌یی گسترده‌تر باخبر شد ولی چند هفته‌ی بعد و بی آن‌که نامی از اوکانیان برده شود.  بلایی که سر او آمد سر خیلی‌های دیگر هم آمده بود.

ادامه مطلب »