وحید داور: آواز پرّ جبریل (۱۳۵۹-۱۴۰۵)

در این شعر، راوی از نسلی سخن می‌گوید که با وجود کودکی و ناباوری، درگیر جنگی بی‌امان شده است. حرف اصلی شعر، روایت از دست دادن بی‌گناهی و تبدیل شدن فضاهای آشنا و بازی‌های کودکانه به عرصه‌ای از خشونت و مرگ است؛ چنانکه «دشمن» چنان فراگیر می‌شود که حتی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی نیز پیشی می‌گیرد.این شعر در دوسیه ضد جنگ بانگ منتشر می‌شود.

نه به اعدام – نسیم خاکسار: اعدام در زندان کمپلو

نسیم خاکسار با چنان جزئیات سرد و بالینی ماجرا را روایت می‌کند که خواننده نه همدردی می‌کند و نه بهت‌زده می‌شود. او می‌فهمد که ساختاری در حال شکل‌گیری‌ست. ساختار مبتنی بر مرگ. خاکسار هم در اینجا مانند اورول در «یک حلق‌آویز» از عادی‌سازی مرگ سخن می‌گوید.

بهروز شیدا: مدلول استعلایی، خودِ درد؛ متنِ بلند خاطراتِ زندان‌های سیاسی‌ی جمهوری‌ی اسلامی در دهه‌ی 1360 خورشیدی در یک نگاه

بهروز شیدا در این جستار بلند، «مدلول استعلایی درد» را در لایه‌های این متون می‌کاود: از تنهایی قهرمانانه‌ای که فریادش در سکوت گم می‌شود تا وداع کیخسروگونه با جهان، از شجاعتی که در برابر تازیانه و تجاوز معنا می‌یابد تا زخم‌هایی که به یاد دوست، تحمل‌پذیر می‌شوند. این خاطرات، بیش از ثبت تاریخ، صحنه‌ی احضار و درمان درد یک نسل‌اند؛ دردی که هنوز سایه‌اش بر جان ما گسترده است.

جواد اسحاقیان: سلطه‌ی کام‌خواهی – نانا به عنوان ابزار واژگونی طبقاتی در ناتورالیسم زولا

رمان «نانا» اثر امیل زولا، نه فقط داستان یک فاحشه‌ی زیبا و ویرانگر، بلکه آینه‌ای تیز و بی‌رحم از انحطاط اخلاقی و اجتماعی فرانسه در دوران امپراتوری دوم است. در این اثر ناتورالیستی، زولا با قلمی بی‌پروا، «نانا» را به مثابه «مگس طلایی» تصویر می‌کند؛ موجودی اغواگر که با زیبایی و شهوت خود، اشراف، بانک‌داران، افسران و روشنفکران را به تباهی می‌کشاند و فساد پنهان طبقات بالا را برملا می‌سازد. این رمان، با پرداختن به تابوهایی چون کام‌خواهی افراطی، همجنس‌گرایی زنانه و تبدیل بدن زن به کالا، انسان را «حیوان غیرطبیعی» می‌نمایاند و یکی از جسورانه‌ترین نقدهای ادبی بر سرمایه‌داری اولیه و مردسالاری قرن نوزدهم را ارائه می‌دهد.

نغمه نیک‌پور: جنینی از عسل

پس از بیست‌وهفت سال، یک داستان کوتاه کافی بود تا قبر آرش دوباره باز شود. شیدا برکات با خواندن کلماتی که فقط او و آرش می‌دانستند، ناگهان دریافت زخم‌هایی که فکر می‌کرد بسته شده‌اند، هنوز خونریزی می‌کنند. حالا میان یک مرده‌ی واقعی و یک زنده‌ی مرموز، میان خاطره و شکنجه، فقط یک نقطه مانده: نقطه‌ی آغاز دوباره‌ی یک کابوس.

نه به اعدام – جورج اورول: «حلق‌آویز» به ترجمه میترا داوودی

از میان سکوت سنگین زندان برمه، مردی محکوم را به سوی چوبه دار می‌بردند. در میانه راه، او برای اجتناب از یک گودال کوچک آب، کمی کنار کشید. همین حرکت ساده، ناگهان تمام وحشت اعدام را برای اورول آشکار کرد: چگونه می‌توان انسانی را که هنوز کاملاً زنده است، سالم است و حتی به جزئیات زندگی توجه دارد، به دار آویخت و سپس به زندگی روزمره بازگشت؟ یک اعتراض ادبی به اعدام.

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: نظرگاه و ایدئولوژی

مخالفت با «نظرگاه» (زاویه دید) یک راوی شخصی و محدودیت افق دانش روایی که از این طریق ایجاد می‌شود، می‌تواند به تثبیت ایدئولوژیک واقعیت داستانی منجر شود.  از سوی دیگر، دیوید لاج (D. Lodge) این موضوع را از زاویه دیگری بررسی می‌کند، اما در نهایت او نیز ارتباط تنگاتنگی بین زاویه دید روایی و جهان‌بینی قائل می‌شود.

نوساکا آکی‌یوکی: «قبر کرم‌های شب‌تاب»، به ترجمه میترا داوودی

«قبر کرم‌های شب‌تاب» روایتی است از فروپاشی تدریجی انسانیت در زیر چکمه‌های جنگ، اما نه از طریق صحنه‌های نبرد، که از دریچه چشم کودکی که مجبور می‌شود گام به گام «انسان بودن» را از دست بدهد. سیتا در این داستان، نه قهرمان است، نه ضدقهرمان؛ او «بازمانده‌ای» است که جنگ، او را از خانواده، از خانه، از غذا، از حرمت، و در نهایت از خواهرش جدا می‌کند. نوساکا آکی‌یوکی با نثری دقیق و بی‌عاطفه (که یادآور بهترین نمونه‌های ادبیات ضدجنگ جهان است) نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین فاجعه جنگ، نه مرگ، که «مرگ تدریجی معنا»ست.

می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام

دوگانه‌ای را پدید آورده‌اند: اگر مخالف جنگی، در دیاسپورا، نیروهای مرتجع در اپوزیسیون اعدام‌‌ها را پیش می‌کشند. اگر در مخالفت با اعدام حرفی بزنی، ارتجاع داخلی مسأله جنگ را پیش می‌کشد. ما می‌خواهیم آن صدای سوم باشیم. می‌نویسیم با فریاد: نه به جنگ، نه به اعدام و یک گام هم فراتر می‌رویم و می‌گوییم نه به سانسور.

دوسیه ضد جنگ بانگ: بر ویرانه‌‌های زندگی

جنگ که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، تنها تأسیسات نظامی را ویران نکرد. خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها و مهم‌تر از همه «زندگیِ عادی» میلیون‌ها انسان را نیز با خود برد. در این دوسیه، ما در نشریه ادبی بانگ سراغ آثاری رفته‌ایم که جنگ برایشان نه «حمله‌ای مقدس» و نه «عملیاتی دقیق»، بلکه «فروپاشی تدریجی کرامت انسانی» بوده است.

  ادبیات داستانی آمریکا در قرن بیستم – به کوشش حسین نوش‌آذر

در قرن بیستم، نویسندگان آمریکایی مانند هنری جیمز، ارنست همینگوی و تونی موریسون با نوآوری‌های فرمی و محتوایی، داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی مستقل و غنی تثبیت و آن را به ابزاری برای بیان تجربیات فرهنگی و هویتی تبدیل کردند. جلوه هایی از این تلاش در بانگ.

از دست ندهید

نه به اعدام – جورج اورول: «حلق‌آویز» به ترجمه میترا داوودی

از میان سکوت سنگین زندان برمه، مردی محکوم را به سوی چوبه دار می‌بردند. در میانه راه، او برای اجتناب از یک گودال کوچک آب، کمی کنار کشید. همین حرکت ساده، ناگهان تمام وحشت اعدام را برای اورول آشکار کرد: چگونه می‌توان انسانی را که هنوز کاملاً زنده است، سالم است و حتی به جزئیات زندگی توجه دارد، به دار آویخت و سپس به زندگی روزمره بازگشت؟ یک اعتراض ادبی به اعدام.

جواد اسحاقیان: «اسپادانا و آشتیان»، خوانش اسطوره‌ایِ دیستوپیا در رمان ۵۶ درجه

حسین نوش‌آذر در نوولت «۵۶ درجه» با بهره‌گیری از الگوی سفر قهرمانانه‌ی جوزف کمبل، روایتی می‌آفریند که در آن «هما» – زنی زبان‌شناس و باردار – در جستجوی آرمان‌شهری به نام «آشتیان» از برکلی به ایرانِ صدوسی‌سال‌آینده سفر می‌کند. او در این سیر آفاقی و انفسی با کهن‌الگوهای اسطوره‌ای روبه‌رو می‌شود، اما در برابرِ دو ویران‌شهر «اسپادانا» و «آشتیان» قرار می‌گیرد: نخستین، دیستوپیایی به فرمانروایی «حکیم آگوستین» – استعاره‌ای از حاکمیت بیمار و خودشیفته – و دومین، جامعه‌ای با پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها اما گرفتار در ایدئولوژی باستان‌گرایانه‌ای که فردیت را در نام‌های تکراری «کوروش» و «داریوش» و «آناهید» ذوب کرده است. این مقاله با رویکرد «بوطیقایی نو» و با تکیه بر آرای کمبل، نشان می‌دهد که چگونه نویسنده، اسطوره را هم چونان ساختاری برای بازنمایی «امید» به کار می‌گیرد و هم چونان آیینه‌ای برای نقد «تباهیِ» ریشه‌دار در تاریخ معاصر ایران.

نسیم خاکسار: زایر

این داستان، سندی از روزهای نخست جنگ ایران و عراق است، اما در همان حال، روایتی است از «همان جنگی که امروز هم ادامه دارد». نسیم خاکسار با زبانی ساده و گزارشی، بدون هیچ شعار یا اغراقی، تصویری از «مردم عادی» می‌کشد که تنها دارایی‌شان «کولر برقی» است، و بزرگ‌ترین غمشان «له شدن کولرها زیر آوار». اما درست همین «سادگی»، داستان را به متنی ماندگار تبدیل می‌کند: چون نشان می‌دهد که جنگ، اول از همه «زندگی روزمره» را نابود می‌کند، نه فقط ساختمان‌ها را.

نوساکا آکی‌یوکی: «قبر کرم‌های شب‌تاب»، به ترجمه میترا داوودی

«قبر کرم‌های شب‌تاب» روایتی است از فروپاشی تدریجی انسانیت در زیر چکمه‌های جنگ، اما نه از طریق صحنه‌های نبرد، که از دریچه چشم کودکی که مجبور می‌شود گام به گام «انسان بودن» را از دست بدهد. سیتا در این داستان، نه قهرمان است، نه ضدقهرمان؛ او «بازمانده‌ای» است که جنگ، او را از خانواده، از خانه، از غذا، از حرمت، و در نهایت از خواهرش جدا می‌کند. نوساکا آکی‌یوکی با نثری دقیق و بی‌عاطفه (که یادآور بهترین نمونه‌های ادبیات ضدجنگ جهان است) نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین فاجعه جنگ، نه مرگ، که «مرگ تدریجی معنا»ست.

رضیه انصاری: «سوگ به هیئت نشئگی تاریخ» – نگاهی از منظر گفتمان قدرت به رمان «کژمیر» اثر مهناز عطارها

رمان «کژمیر» مهناز عطارها، فراتر از روایت یک سوگ شخصی، کالبدشکافی نظام تولید فقدان در تاریخ معاصر ایران است. منتقد نشان می‌دهد که چگونه قدرت (در قالب نهادهای رسمی و غیررسمی) مرگ را از یک رویداد فردی به «تجربه‌ای تاریخی و مکرر» تبدیل می‌کند و آن را در تاروپود زندگی روزمره چنان عادی می‌سازد که سوگ به جای طغیان، به «درونی‌سازی خاموش» و مقاومتی فرسایشی بدل می‌شود. او با تکیه بر ساختار چهل‌تکه و بینا‌نسلی رمان نشان می‌دهد که «تاریخ در این معنا، نه گذشته‌ای سپری‌شده، که نیرویی حاضر و فعال در اکنون است و خود را با تکرار بازمی‌سازد».

امیر احمدی آریان: از آتش و باران

مقاله امیز احمدی آریان یک نمونه درخشان از «خاطره‌نویسیِ چندلایه» است. نویسنده با مهارت، سه دهه از تاریخ ایران را در سه روایتِ به‌هم‌پیوسته (باران اول/آتش اول/آتش دوم) روایت می‌کند و سرانجام، در ساختار یک سمفونی به باران دوم می‌رسد که تمام این حلقه‌ها را به هم متصل می‌کند با این قصد که نشان دهد چگونه تاریخ ایران هر بار با چهره‌ای تازه، اما با همان جوهر سیاه، تکرار می‌شود.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی