محمد علی کاوه مقدم:  پیاده‌روی آقای نویسنده

خشکش زد، چطور ممکن است؟ این مرد به سرش زده! حتماً فروش‌اش پایین آمده و این اعلان را برای جلب مشتری بیشتر چسبانده است. اما نمی‌شود که؟، می‌آیند و مغازه‌اش را پلمب می‌کنند وخودش را هم می‌برند.

اکبر سردوزامی: این کشتیِ شکسته به ساحل

بازیگرها روی صحنه در هم می‌لولند‌؛ هر کدام برای خود راه می‌رود؛ انگار در یک کوچه‌ی شلوغ؛ کسی با کسی نیست؛ بعضی ترانه‌ای را که پخش می‌شود زمزمه می‌کنند، بعضی فقط راه می‌روند.

فریبا صدیقیم: آیا کافکا نویسنده‌ای مذهبی بود؟

داستان‌های کافکا به صورت غیر قابل اجتنابی تلاش‌های نومیدانه و مذبوحانه‌ی شخصیت‌هایی است که سعی می‌کنند کار درست انجام دهند، اما همیشه مانند خودش گیج، سردرگم و ناکام می‌مانند. شاید همین اصرار در کار درست است که کافکا را هم تراز یک مقام مذهبی می‌کند.

ولادیمیر کریزینسکی: «بورخس، کالوینو و اکو: فلسفه‌های فراداستان» به ترجمه تارا نوری

در این جستار این موضوعات بررسی می‌شود: تنوع فرم‌ها و گفتمان‌های فراداستانی و نسبت آنها با مفهوم منطقی زبان‌های رسمی و فرازبان؛ شیوه‌ای که فراداستان در ادبیات دگرگونی ایجاد می‌کند؛ و فلسفه‌های متنوع فراداستانی که در آثار بورخس، کالوینو و اکو بازتاب می‌یابند.

اریک امانوئل اشمیت: «چهره‌نگاری با اشیا» به ترجمه رباب خمیس

همین که شی‌ای را یافتید که باعث می‌شود بتوانید به یک شخصیت، بدون توصیف مستقیم او جان ببخشید، از شیوه چهره‌نگاری با اشیا استفاده کنید. این روش لزوماً مانند فلوبر که آن را بر موجودات روزمره متمرکز می‌کند تقلیل‌گرا نیست.

فرشته مولوی: استحکام در قلم و قدم

نشریه ادبی بانگ دوسیه‌ای را به فرشته مولوی، نویسنده سرشناس اختصاص داده است. بانگ از انتشار مقالاتی در نقد و بررسی آثار فرشته مولوی استقبال می‌کند.

قاضی ربیحاوی: یکی از نسل کمیاب

انتشارات پیام در آلمان به تازگی رمان «دانیال و پدرش» نوشته قاضی ربیحاوی را منتشر کرده است. به این مناسبت نشریه ادبی بانگ دوسیه‌ای را به ربیحاوی از نویسندگان نسل سوم ایران اختصاص داده است.

از دست ندهید

اکبر سردوزامی: این کشتیِ شکسته به ساحل

بازیگرها روی صحنه در هم می‌لولند‌؛ هر کدام برای خود راه می‌رود؛ انگار در یک کوچه‌ی شلوغ؛ کسی با کسی نیست؛ بعضی ترانه‌ای را که پخش می‌شود زمزمه می‌کنند، بعضی فقط راه می‌روند.

ولادیمیر کریزینسکی: «بورخس، کالوینو و اکو: فلسفه‌های فراداستان» به ترجمه تارا نوری

در این جستار این موضوعات بررسی می‌شود: تنوع فرم‌ها و گفتمان‌های فراداستانی و نسبت آنها با مفهوم منطقی زبان‌های رسمی و فرازبان؛ شیوه‌ای که فراداستان در ادبیات دگرگونی ایجاد می‌کند؛ و فلسفه‌های متنوع فراداستانی که در آثار بورخس، کالوینو و اکو بازتاب می‌یابند.

محمدرفیع محمودیان: (جهان موازی) در ادبیات

جهان موازیْ جهانی محدود و فاقد ساختار اجتماعی است. فقط جنبه‌هایی از زندگی را پوشش می‌دهد و به آن خاطر از هر گونه شکوهی تهی است. برای زیست موقت، زیست گهگاهی است. غایتی سیاسی اجتماعی نیز در طراحی آن در کار نیست.

بهروز شیدا: دست‌های خسته‌ی نویسنده‌گانِ خرابِ کافه‌ها

در هر دو رمانِ کافه رنسانس، نوشته‌ی ساسان قهرمان و اتفاق آنطور که نوشته می‌شود می‌افتد، نوشته‌ی ایرج رحمانی کافه‌ای هست که پاتوق آفریننده‌ی یک رمان است. مشتریانِ دو کافه‌ی کافه رنسانس و اتفاق آنطور که نوشته می‌شود می‌افتد، ماجراهایی یک‌سان را نمی‌زیند. خاکی که این دو کافه بر آن روییده‌اند اما از یک زمین اند. واژه‌ها بسیار اند: کافه، خاک، زمین، تخیل، اتفاق.

هرتا مولر: «تانگوی نفس‌گیر» به ترجمه فاطمه حسن‌زاده

مادر جوراب‌ ابریشمی سیاه را روی میز می‌گذارد. جوراب‌ ابریشمی ساق‌هایی کلفت و پانما دارد. آن‌ها شیشه‌‌‌ای سیاهند. جوراب‌‌ ابریشمی پاشنه‌هایی ضخیم و گرد و پنجه‌هایی ضخیم و نوک‌تیز دارد. آن‌ها سنگی سیاهند.  

تد چیانگ: «تاجر و دروازه‌ی کیمیاگر» به ترجمه فاطمه احمدی آذر

داستان بلندی از یکی از مهم‌ترین نویسندگان علمی -تخیلی جهان. یک داستان در سه داستان با ترجمه‌ای ماهرانه و روان که بیانگر این معناست: هیچ‌چیز گذشته را پاک نمی‌کند. توبه وجود دارد. کفاره وجود دارد. بخشش نیز وجود دارد. فقط همین، اما همین نیز کافی است.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی