آیدا ایزدآبادی: در ساعتی نامعلوم

این خانه عجیب شبیه خانه‌ای‌ست که قبلاً آن را دیده‌ام. نه! آنجا بوده‌ام من، خودم تابلوهایش را دستمال کشیده و آب گلدان روی میزش را عوض کرده‌ام، آن پرده‌های حریر آبی را خودم دوخته و کار گذاشته‌ام. به جای ساعت دیواری هم یک ساعت رومیزی قشنگ داشتم؛ از آنها که تیک تاکشان در نمی‌آید و روی مخ آدم راه نمی‌رود.

منصور کوشان: شاهد (رمان)، بخش سوم

از زیر سقف هم می‌دیدم که ماهی‌ها دهان‌های بازشان را زیر دانه‌های باران می‌گیرند. هیچ برگی در حوض نبود و به راحتی آن‌ها را تماشا می‌کردم که بانو آمد. شانه‌ها و جلو دامنش خیس شده بود.

ملیحه تیره‌گل: تمثیل، تاریخ و فمینیسم در «انقلاب مینا»ی مهرنوش مزارعی

مهرنوش مزارعی در رمان تازه‌اش دگرگونی‌ها و تحولات پنج دهه از روح و روانِ ایران‌بانوی ما را در قالب زندگیِ دختری به نام «مینا»، ممثل کرده است. ایران‌بانوئی که تازه با نسیم «مدرنیته» از خواب قرون وُ اعصاری چشم گشوده و عقب ماندگیِ خود را دیده است.

علیرضا آبیز: اضطراب راوی و اضطراب متن

اصل بنیادین قصه‌های مجموعه «ماه» نوشته حسین رحمت عدم‌قطعیت است که بر بستری از تعلیق حرکت می‌کند. شیوه‌ روایت چندپاره ، جمله‌های مقطع و کوتاه، گریز مداوم به وهم و خیال و نیز روایت اول شخص ویژگی مشترک همه قصه‌ها است.

حسین رحمت: ماه

می‌رفتم  زیر سر خاتون را بلند می‌کردم و کنار تخت‌اش می‌نشستم. اخبار جنگ نفس‌ خاتون  را تب‌آلود کرده بود.

بهروز شیدا: «در زمین از بهشت گفت‌وگوها است»- شش خوانش مینی‌مالیستی و برگردان دو شعر کوتاه

ویژه‌گی‌ مشترک همه‌ی آثار مورد بررسی در این جستار، جست‌وجوی زمینی بهشت‌گونه است؛ جست‌وجوی ایمن‌گاهی زهدان‌گونه. انگار پژواک‌های گوناگون یک صدا در هشت تکه؛ انگار پاسخ‌های گوناگون به یک پرسش. آن‌چه می‌خوانید شش خوانش مینی‌مالیستی‌ و برگردان دو شعر کوتاه است زیر هشت عنوان.

عباس شکری: خشم و اندوه، اضطراب و ترس در «اندوهگین جهنمی»ِ آری بن

کتاب “اندوهگین جهنمی” نخستین اثر آری بن، هنر روایتگری این نویسنده نروژی را نشان می‌دهد. مختصات هنر نویسندگی این نویسنده فقید را با تکیه بر بررسی این اثر و با توجه به بازتاب‌ها در نروژ نشان می‌دهیم.

آری بِن: «دیوار»، به ترجمه عباس شکری

دختر جوانی بود که به نظر نمی‌رسید بیش از سی سال سن داشته باشد. بیش و کم نیمه‌برهنه بود. طوری لباس پوشیده بود که فقط بتواند اسمش را بگذارد پوشش. بالاتنه‌اش را با نیم‌تنه‌ای سبز رنگ پوشانده بود که به زحمت بالای نافش می‌رسید. پایین تنه را فقط با پارچه‌ای سفیدرنگ پوشانده بود که دور باسن‌اش را گرفته بود.

بانگ‌نوا – «ایمیل» نوشته بنجامین پرسی و به ترجمه فرزانه راجی با اجرای بهروز ناصری

با توجه به رویدادهای خشونت‌باری که این‌بار در جنگ اوکراین رخ می‌دهد، داستان بنجامین پرسی بیش از هر موقع دیگری روزآمد جلوه می‌کند. صحنه طبعاً تغییر کرده است، اما دینامیسم شکل‌گیری خشونت‌ها همان است که بود.

امیر محمدی ونیار: جمع مذکر غایب

از هوش می‌روم و در خوابِ تو بیدار شوم. سر صبح است؛ نیمه‌روشنا. این پا و آن پا می‌کنی ایستاده‌ای جای همیشگی‌ات زیر پرچم. اللّه سربه‌زیر است. شورۀ جماهیری لک‌ بسته روی شانه‌هایت. تاول دستانت کمر از شلوار می‌کَند و می‌شاشی به خاک انقلاب.

عطیه رادمنش احسنی: تن‌ها

پیکرهای درهم تنیده‌ی تابلو و ذوق‌ذوقِ آفتاب‌سوختگیِ کمرش، آخرین تصویر زن و مردی را به یادش می‌آورد، که آن شب، نیمه‌برهنه و رنجور به بیرون از قاب پنجره خیره بودند. خیره به سیاهی آن سویِ پنجره و خیابان.

هادی کی‌کاووسی: شبح هفتم

لی‌کو پنج‌شنبه سوم عام‌الفیل ۱۳۷۱ کمی پیش از آنکه بمیرد ظهور کرد. ظهورش کار خدا بود. اگر ظهور نکرده بود ما تمام سالن را سنگ زده بودیم. علی‌کو راست می‌گفت که تمام سال‌ها عام‌الفیلند.

فرخ قدسی: یکی‌ دو نَم

از در مغازه بیرون زد. گرفته بودش سرِ دو دست. با احتیاط می‌رفت تا تنه نخورد. ده‌یازده دهنه را رد کرد. بوی کباب را بهتر شنید. ‌ضعفی در دلش پیچید. در را با شانه باز کرد. جعبه را گذاشت کنار دستش. نشست. ماهی سفارش داد و مخلفات.

علی نگهبان: کوشان؛ حضور روشن خرد

منصور کوشان در گستره‌ی ادب و فرهنگ فارسی حضوری چندسویه و تأثیرگذار داشت، دست کم از نیمه‌های دهه‌ی شصت خورشیدی. او رمان‌نویس، شاعر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان، پژوهش‌گر، روزنامه‌نگار ادبی و ناشر بود.

احمد خلفانی: از داشتن تا بودن، از فریب تا خودفریبی

موضوع اریش فروم در کتاب “داشتن یا بودن”، همان‌طور که از تیتر آن هم برمی‌آید، اشتباه گرفتن “داشتن” با “بودن” است؛ در عصری که آدم‌ها از هستی واقعی ساقط می‌شوند و زندگی‌شان را با آن‌چه می‌توانند داشته باشند پرمی‌کنند: پول، خانه، اتوموبیل و…

مانی پارسا: گورِ مشترک (درباره‌ی هفتاد سنگ قبر از یدالله رؤیایی – در سالگرد تولد شاعر)

در هفتاد سنگِ قبر این مرگ است که فضا را صورت‌بندی می‌کند؛ مرگِ در کلمه، مرگِ کلمه می‌شود. همه‌ی فضاهای مرگ، «یک» مرگ‌اند، در «یک» کتاب، «یک» گورِ مشترک. مرده‌ها در هم می‌لولند. هرکس دیگری‌ست و هیچ‌کس خودش نیست، و این خود نبودن در مرگ است که «مرگ» نامیده می‌شود.

جمشید برزگر: شهادتی بر زمانه‌ای که زیسته‌ایم – رمان «شاهد» نوشته منصور کوشان

رمان شاهد، شهادت ماست به زمانه‌ای ‌که ‌شاهدش بوده‌ایم و آن را زیسته‌ایم. عصیانی ‌است در برابر خاموشی ‌و فراموشی ‌تحمیلی آنها که ‌می‌خواهند جز صدای‌ خودشان صدای‌ دیگری ‌شنیده ‌نشود و جز روایت آنان از تاریخ، روایتی ‌برجای ‌نماند.

هوشنگ چالنگی و شعر دیگر – زیر نظر علیرضا آبیز

آشنایی با شاعرانی که بعدا گروه شعر دیگر را تشکیل دادند سبب فاصله‌گرفتن چالنگی از شعر اجتماعی به معنای رایج دوران شد. او و دوستانش بر خلاف گرایش غالب زمانه به نوعی شعر شخصی و خصوصی با هستی‌نگری فردی باور داشتند و راه تازه‌ای در شعر فارسی گشودند.

از دست ندهید

اسماعیل نوری‌علا: فروغ فرخزاد زن پیشرو ایران امروز

تفاوت شعر را با قصه و گزارش دقیقاً در این نکته می‌دانم که آیا آن کسی که دارد چیزی را بیان می‌کند می‌خواهد از حس‌های خودش و از خبرهایی که از خارج گرفته به ما گزارش بدهد، یا اینکه می‌خواهد واکنش‌های ذهن خودش نسبت به آن خبرها را به اطلاع ما برساند؟ من این دومی را شعر می‌دانم.

میزگرد: انزوا، طبیعت‌گرایی و تصویرپردازی در شعر هوشنگ چالنگی

علیرضا آبیز: برای گفت‌وگو پیرامون شعر هوشنگ چالنگی، از سه‌تن از صاحب‌نظران، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی و فرشاد سنبل‌دل دعوت کردم و در یک گفت‌و‌گوی آنلاین در اسکایپ از شعر و میراث ادبی چالنگی سخن گفتیم.

امین معلوف، آوارگان، رمان – به ترجمه کوشیار پارسی

آدم، راوی رمان «آوارگان» امین معلوف یک لبنانی تبعیدی است که در پاریس زندگی می‌کند. مراد، دوست سالیان او در بستر مرگ است. این خبر که به آدم می‌رسد تصمیم می‌گیرد بعد از ۳۰ سال دوری از زادگاهش به لبنان بازگردد و هرچند که سال‌ها پیش با مراد کار او به اختلاف و جدایی کشیده، بر بالین دوستش حاضر شود.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته و با کوشش شهریار مندنی‌پور و حسین نوش‌آذر اداره می‌شود.

شبکه های اجتماعی