
شیرین عزیزی مقدم: «در ریگستان مردگان نمیمیرند» ـ خوانشی از رمان «من ببر نیستم، پیچیده به بالای خود، تاکم» محمدرضا صفدری
در ریگستانِ محمدرضا صفدری، مردگان از زندگی کنار نمیروند و آدمها، درختان و ارواح در سرنوشت یکدیگر تنیدهاند. شیرین عزیزی مقدم در این خوانش از رمان «من ببر نیستم، پیچیده به بالای خود، تاکم»، پیوند مرگ و زندگی، تکرار نامها و گمگشتگی هویت را بررسی میکند؛ جهانی که در آن زبان بومی جنوب، اسطورهها و روایتهای تودرتو، مرزهای زمان و واقعیت را درمینوردند و زندگی، با همه خشونتها و ویرانیهایش، همچنان ادامه مییابد.
































