
لوئیجی پیراندلو: «قطار سوت کشید» به ترجمۀ نینا صادقی
در داستان «قطار سوت میکشد»، نوشتهٔ لوئیجی پیراندلو، همکاران بلوکا رفتار ناگهانی او را نشانهٔ جنون میدانند. اما برای مردی که میان حسابوکتاب اداره و بار سنگین زندگی خانوادگی فرسوده شده، شنیدن سوت قطاری در دل شب یادآور چیزی است که سالها از خاطر برده بود: جهانی بیرون از تنگنای زندگیاش.






























