
راینرماریا ریلکه: «صندوقچۀ طلایی» به ترجمه رضا نجفی
در داستان «صندوقچۀ طلایی»، راینر ماریا ریلکه مواجهۀ کودکی پنجساله با مرگ را از دریچۀ تماشای ویترین یک تابوتفروشی روایت میکند. ویلی مجذوب تابوتی کوچک و طلایی میشود و توضیح تسلیبخش مادر، مرگ را در خیال او به سفری نزد خدای مهربان تبدیل میکند. اما همین تصویر برای مادر، هنگام بیماری فرزندش، معنایی هراسانگیز مییابد. داستان با پیوند دادن بازی نور، زیبایی تابوت و گفتوگوی مادر و کودک، فاصلۀ میان تصور معصومانۀ کودک از مرگ و رنج مادری را آشکار میکند که میخواهد او را زنده نگه دارد.































