علی حسینی: تپه‌های آبی

رُی مونتگومری دوست می‌داشت خودش را آر. ام معرفی کند، (Rare Man) -مرد نادر-جوان‌تر که بود این را به رخ دوستانش می‌کشید و خودش را هم خوش‌شانس‌ترین مرد می‌دانست.

نیره توکلی: دربارۀ زنانه‌نویسی در آثار مهرنوش مزارعی

زنانگی و مردانگی چیز ثابت و تغییرناپذیری نیست. جنسیت صفتی اکتسابی است که همچون جنبه ‏ای از هویت یا تمام هویت در جریان برهم ‏کنش اجتماعی به دست می‏ آید. زنانگی ومردانگی صفات و خصوصیات فرهنگی ثابت و تغییرناپذیر و ذاتی را شامل نمی‌شود.

امیلیا نظری: مالیخولیا

وقتی که خیلی ساکت و آرام طرد شده‌ای، که بهت حالی کرده‌اند که حوصله زنی که به شوهرش خیانت کرده را ندارند و تو هم با آنچه دیده‌ای، دیگر حوصله لوس‌بازی‌های زندگی‌های آن‌ها را نداری، تنهایی دیگری را می‌چشی.

محمود فلکی: نقش ِ ماضی روایتی در داستان

هامبورگر در کتاب “منطق اثر ادبی” با طرح نظریه‌ی «ماضی روایتی» به مسئله‌ی تازه و جذابی در ارتباط با شناختِ تفاوت بین متن تخیلی و واقعی پرداخت که هنوز تازگی خود را حفظ کرده و در مرکز بسیاری از بحث‌های مربوط به تئوری داستان نویسی قرار دارد.

شیوا نصرتی: قورباغه‌های دعاخوان

زیبا که گوشه‌های لبش تا کنار گوش‌هایش کشیده شده بود و گونه‌های بالا آمده‌اش چشم‌هایش را ریزتر کرده بود. سرش را رو به برهان چرخاند « شنیدی خاله؟ گفت می‌تانی بمانی» بعد رو کرد به پیرمرد: « ما بروم ساکش رو از ماشین بیاروم، یه سری خرت و پرت داره… لباس و ایجور چیزا.»

نیلا حاکی: ابرها

  می‌رویم بالای سر مادر. دست و پایش را می‌گیریم و بلندش می‌کنیم. حس می‌کنم که وزنش چندبرابر شده. می‌کشانیمش کنار باغچه و هلش می‌دهیم توی گودال. چند شکوفه‌ی نارنج می‌افتد روی صورت مادر. خاک می‌ریزیم روی سر و تنه‌اش. از بیرون بوی دود می‌آید و با بوی شکوفه‌ها مخلوط می‌شود.

محمد محمدعلی: پشت شیشه مشجر

مشکل اصلی التهاب مداوم قلبش بود که گاهی مجبورش می‌کرد ساعت‌ها روی کاناپه سرسرا یا توی اتاق همکف دراز بکشد. در خواب وبیداری به خود نوید بدهد «خانه امید من همین جاست.

کوشیار پارسی: «قادر عبدالله»، آینده‌ی دیروز

قادر عبداله در ترجمه‌اش از قرآن ادعا می‌کند: «ترجمه‌ی قرآن ناممکن است؛ زیبایی زبان محمد در روند کار از دست می‌رود. همه‌ی جمله‌های قرآن تداعی‌کننده‌اند. به شکل‌های گوناگون می‌توانی ترجمه کنی، و خطا می‌کنی.» تداعی کننده؟ این‌جا و آن‌جا. ترجمه به شکل‌های کوناگون؟ کار ِ ترجمه البته گزینش است. ترجمه در به‌ترین شکل نزدیک شدن ِ درست است، بازتابی درست؛ در بهترین شکل کار هنری خوب. هر زبانی زیبایی خود دارد.

مجتبی‌ زمانی‌: نگاهی به ساختار شر در ادبیات داستانی

ابتدا با پرداختن به ادبیات داستانیِ غرب تلاش می‌کنیم تا ساختاری برای ظهور ضد قهرمان‌ها (antagonist) بیابیم و به نقش آن‌ها در ساختارِ جامعه معاصرشان  بپردازیم. سپس با مقابل هم قراردادن ساختار کشف‌شده با ادبیات داستانیِ فارسی، به پاسخ این سوال می‌پردازیم که «چطور ادبیات داستانی فارسی از بازنماییِ واقعیت‌های جامعۀ عصر خود بازماند؟

تری ایگلتون: «آیا زنان متفاوت می‌نویسند؟»، به ترجمه علی لاله‌جینی

پرسش پیچیده‌ای که بسیار طرح می‌شود و در نظریه‌ی ادبی‌ فمینیستی مورد بحث قرار می‌گیرد، این است که آیا نوعی نوشتن زنانه وجود دارد؟ آن گونه که ما فهمیده‌ایم زبان نشانه‌ای کریستوا مخصوص زنان نیست.

جلال رستمی گوران: «وزارتخانه رؤیاها»ی هنگامه یعقوبی فراه

«وزارتخانه رؤیاها» نوشته هنگامه یعقوبی فراه اخیراً به زبان آلمانی توسط Aufbau از ناشران معتبر آلمانی، راهی بازار کتاب آلمان شده و مورد توجه رسانه‌های آلمانی‌زبان قرار گرفته است.   نگاهی به این کتاب با توجه ویژه به نویسنده آن.

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی

پرونده‌ای مختصر فراهم کردیم از برخی آثار که درباره فاجعه کشتار زندانیان سیاسی در نخستین دهه بعد از انقلاب پدید آمده – با این یقین که حتی گوشه‌ای از حقیقت رنج انسان آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و آرمانگرای ایرانی در بیان نیامده است.

از دست ندهید

امین معلوف، آوارگان، رمان – به ترجمه کوشیار پارسی

آدم، راوی رمان «آوارگان» امین معلوف یک لبنانی تبعیدی است که در پاریس زندگی می‌کند. مراد، دوست سالیان او در بستر مرگ است. این خبر که به آدم می‌رسد تصمیم می‌گیرد بعد از ۳۰ سال دوری از زادگاهش به لبنان بازگردد و هرچند که سال‌ها پیش با مراد کار او به اختلاف و جدایی کشیده، بر بالین دوستش حاضر شود.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته و با کوشش شهریار مندنی‌پور و حسین نوش‌آذر اداره می‌شود.

شبکه های اجتماعی