
شیرین عزیزی مقدم: «اهالی ماگنولیا»ی زویا پیرزاد؛ مهاجرت و خوشبختی ناتمام
مهاجرت در رمان «اهالی ماگنولیا»ی زویا پیرزاد، برای ساکنان یک خیابان چندفرهنگی در انگلستان، پایان تنهایی و رهایی از زخمهای گذشته نیست. این نقد با بررسی روابط شخصیتها، نقش خاطرات و بازتاب ملال در اشیای روزمره، نشان میدهد چگونه آرزوی زندگی بهتر با دلتنگی، تعارضهای خانوادگی و حسرت درهم میآمیزد. بااینهمه، در دل همین زندگیهای ناتمام، پیوندهای همسایگی و امکان تغییر، روزنهای به امید میگشایند.































