
جواد اسحاقیان: «اسپادانا و آشتیان»، خوانش اسطورهایِ دیستوپیا در رمان ۵۶ درجه
حسین نوشآذر در نوولت «۵۶ درجه» با بهرهگیری از الگوی سفر قهرمانانهی جوزف کمبل، روایتی میآفریند که در آن «هما» – زنی زبانشناس و باردار – در جستجوی آرمانشهری به نام «آشتیان» از برکلی به ایرانِ صدوسیسالآینده سفر میکند. او در این سیر آفاقی و انفسی با کهنالگوهای اسطورهای روبهرو میشود، اما در برابرِ دو ویرانشهر «اسپادانا» و «آشتیان» قرار میگیرد: نخستین، دیستوپیایی به فرمانروایی «حکیم آگوستین» – استعارهای از حاکمیت بیمار و خودشیفته – و دومین، جامعهای با پیشرفتهترین فنآوریها اما گرفتار در ایدئولوژی باستانگرایانهای که فردیت را در نامهای تکراری «کوروش» و «داریوش» و «آناهید» ذوب کرده است. این مقاله با رویکرد «بوطیقایی نو» و با تکیه بر آرای کمبل، نشان میدهد که چگونه نویسنده، اسطوره را هم چونان ساختاری برای بازنمایی «امید» به کار میگیرد و هم چونان آیینهای برای نقد «تباهیِ» ریشهدار در تاریخ معاصر ایران.































