چه خبر؟

چه خبر؟

جلال رستمی گوران: «تسلای آسمانِ شب»: رمانی تاریخی-فلسفی از جواد کاراحسن؛ از اصفهانِ قرن یازدهم تا آناتومی جنگ بوسنی و شکنندگی فرهنگ در برابر ترس و افراط‌گرایی

در رمان «تسلای آسمانِ شب» اثر جواد کاراحسن، اصفهانِ قرن یازدهم سلجوقی نه تنها صحنه‌ای از شکوفایی فرهنگی و دانش عمر خیام است، بلکه آینه‌ای هشداردهنده از چگونگی فروپاشی تدریجی نظم، اعتماد و انسانیت در برابر ترس، تعصب و بنیادگرایی ــ همان سازوکارهایی که نویسنده از دل تجربه جنگ بوسنی، هزار سال بعد، در جوامع امروز بازمی‌شناسد و بدون شعار، به شکنندگی فرهنگ در برابر تاریکی هشدار می‌دهد.

ادامه مطلب »
از دیگران

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: نظرگاه درونی در برابر نظرگاه بیرونی

مقاله به بررسی یکی از بنیادی‌ترین تقابل‌ها در نظریهٔ روایت، یعنی نظرگاه/پرسپکتیو درونی در مقابل نظرگاه/پرسپکتیو بیرونی می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که انتخاب میان این دو نوع نظرگاه، امری صرفاً فنی نیست، بلکه عمیقاً با جهان‌بینی و مؤلفه‌های ایدئولوژیک نویسنده و اثر گره خورده است. مقاله سپس با تمرکز بر بازنمایی جهان درونی شخصیت‌ها، نشان می‌دهد که چگونه رمان مدرن در پی ایجاد توهم  بی‌واسطگی و دسترسی مستقیم به ذهن شخصیت‌هاست. در نهایت، اشتانتسل با تحلیل نمونه‌هایی از آثار دیکنز، فیلدینگ، دی.اچ. لارنس، مارگارت درابل به بررسی کارکرد هدایت همدلی خواننده از طریق توزیع نابرابرِ بینش درونی میان شخصیت‌ها می‌پردازد.

ادامه مطلب »
از ما

بررسی مجموعه گوشه‌ها – محبوبه موسوی: «گذار از انفعال»، فردیت زن در داستان پونه بریرانی

پونه بریرانی در داستان «پروست چگونه می‌تواند زندگی‌تان را زیر و رو کند؟»، زن را از قلمرو «انفعالِ رمانتیک» بیرون می‌کشد و به قلمرو «فردیتِ کنشگر» وارد می‌کند. شخصیت «دیبا» نه در جستجوی عشقی آرمانی و قالبی، بلکه در پی عشقی است که او را از «بیوه‌ی کتابفروش» بودن به «دیبا» بودن ارتقا دهد. نویسنده با بهره‌گیری از زبان زنانه (جزئی‌نگری، تنانگی، سکوتِ پُرمعنا) و با واسازیِ کلیشه‌های عاشقانه، نشان می‌دهد که «کنش‌گریِ» زن در این داستان نه در شورش‌های بزرگ، که در جهشی درونی به سوی پذیرش خودِ یگانه‌اش و انتخابِ معشوقی هم‌سوی با همین فردیت متجلی می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مهرک کمالی: چندصدایی و ابهام در« دلِ دلدادگی» شهریار مندنی‌پور

دلِ دلدادگی شهریار مندنی‌پور، که در سال‌های پس از جنگ و زلزله‌ای ویرانگر رخ می‌دهد، تنها بازنمایی یک فاجعه یا یک عشق پیچیده نیست؛ بلکه بیانیه‌ای جسورانه در فرم روایی است. این رمان با درهم‌تنیدن اسطوره‌ی آفرینش، چهار عنصر کلاسیک، و واقعیتی تلخ، و با طرد آگاهانه‌ی «صدای مسلط نویسنده»، در پی خلق جهانی است که در آن «عدم قطعیت»، اصل سازمان‌دهنده و خودِ معناست. این مقاله می‌کوشد با واکاوی ساختار چندصدای رمان، شخصیت‌پردازی اسطوره‌ای، و تقابل عناصر چهارگانه، نشان دهد که چگونه مندنی‌پور از رخدادهای تاریخی معاصر به‌مثابه‌ی بستری برای آزمون مرزهای روایت و تعلیق معنا بهره می‌جوید.

ادامه مطلب »
از ما

خورشید رشاد: از فاصله‌ی دور

این اثر نه تنها یک داستان درباره مرگ و سوگ است، بلکه کاوشی است شاعرانه در مورد ماهیت حافظه، هویت، و این که ما چقدر می‌توانیم واقعاً فردی را که فکر می‌کنیم می‌شناسیم، بشناسیم. نویسنده استعدادی درخشان در خلق فضاهای احساسی و شخصیت‌های چندبعدی دارد. این داستان مدت‌ها پس از خواندن، در ذهن خواننده باقی می‌ماند و او را به تأمل وامی‌دارد.

ادامه مطلب »
از ما

امید فلاح آزاد: مهناز عطارها و داغ فرزندباختگی در تاریخ معاصر ایران در «کژمیر»

مهناز عطارها در رمان «کژمیر»، تازه‌ترین اثر خود، «کابوس مشترک زیستهٔ ایرانیان» یعنی داغ فرزندباختگیِ ناشی از خشونت سیستماتیک و جنگ را به هستهٔ روایت داستانی بدل می‌کند. او با بهره‌گیری از منشوری بینا‌نسلی، بینا‌قومی و بینا‌جنسیتی، نه تنها «نمایشگاه مرگ‌های دست‌ساز» نیم‌قرن اخیر ایران را کاتالوگ می‌کند، بلکه بر بازخوانی روش‌های گوناگون مواجهه با این تراژدی پایدار تمرکز دارد.

ادامه مطلب »
از ما

حسین نوش‌آذر: «چهار صندوق بیضایی»، تمثیل جاودان از استبدادی که خود می‌آفرینیم

بیش از نیم قرن پیش، بهرام بیضایی در نمایشنامه «چهار صندوق» با وارونه کردن یک فرم شاد مردمی قاجاری، دور باطل استبداد را به تصویر کشید: جامعه‌ای که از ترس خطری مبهم، خود قدرتی سرکوبگر می‌سازد، سپس با تفرقه، سازش و انفعال، آن را تداوم می‌بخشد و در آخرش هم صدای اعتراض را تنها می‌گذارد. این اثر که هم در دوران پهلوی و هم در جمهوری اسلامی سانسور شد، امروز بیش از همیشه معاصر ماست؛ از مکانیسم‌های قطبی‌سازی در اپوزیسیون تا بازتولید صندوق‌های ایدئولوژیک در گفتمان‌های سیاسی، همه یادآوری می‌کنند که بزرگ‌ترین خدمت به استبداد، خودزنی جمعی و ناتوانی در اتحاد است.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و سوم: «بند زنان» از شهین خسروی‌نژاد (اُرا)

این شعر، یک کالبدشکافی شاعرانه از خشونت سیستماتیک علیه زنان است که در آن شکنجه، از سطح فیزیکی به عمق زیست‌شناسی، روان و اسطوره‌ی وجودیِ زنانه نفوذ کرده است. شعر از توصیف خشونت به سوی کشف منطق شاعرانه‌ی مقاومت حرکت می‌کند و در پایان با عبور از این تاریکی، به تصویری از زایندگی می‌رسد.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – حافظ موسوی: به مادران داغدار وطن

مادران داغدار در دی خونین بازپس‌گیریِ آیینِ زندگی و شادی از چنگالِ آیینِ مرگِ تحمیلی را به ما آموختند. شاعر یادآوری می‌‌کند که آن‌ها هرگز ستایشگرِ مرگ نبوده‌اند، بلکه حافظانِ حافظهٔ زندهٔ جشن و موسیقی و رقص در اعماق تاریخِ این سرزمین («هزاره‌ی پیش از هزاره‌ی تقویم گریه‌ها») بوده‌اند. می‌شنوید با صدای شاعر:

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: سووشونی‌ها (گاهنامۀ خونین انقلاب)

شهریار مندنی‌پور در این یادداشت فریاد می‌زند: این پایان سرکوب نیست، بلکه آغاز واقعی پروسه انقلاب است. او با نگاهی عمیق به تاریخ تنهایی ایران تأکید می‌کند که پیروزی نه در چند روز یا ماه، بلکه در روند مداوم مقاومت مدنی نهفته: کنار گذاشتن ریا، تقیه و تقوای تحمیلی رژیم، تمرین رواداری، و هوشیاری در برابر خطر انزوا و دشمن‌خویی داخلی. مندنی‌پور می‌گوید تا وقتی همدیگر را داریم، قبای ژنده و خونین تنهایی‌مان، نماد امید و خشم جمعی است.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – رضا باقری: هزاران سوزن در ذهن‌ها کاشته شد

رضا باقری در این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک قتلِ حکومتی در خیابان، شهر را به میدانی از ترسِ فراگیر تبدیل می‌کند. نتیجه، زایشِ جامعه‌ای از «زندگی‌های نیمه‌تمام» است – انسانی که جسمش زنده است، اما پیوندش با همنوع، امیدش به عمل نیک، و آرامش ذهنش کشته شده است.

ادامه مطلب »
از ما

نسیم خاکسار: خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد

نسیم خاکسار در این متن، امید را نه به مثابه یک احساسِ منفعل، که به عنوان نتیجهٔ منطقیِ یک تحلیل تاریخی-اجتماعی طرح می‌کند. خاکسار با ثبتِ مرگ‌های «نابه‌نگام»، در واقع دارد ذخیرهٔ انقلابیِ آینده را می‌شمارد؛ او مرگ را نه پایان، که تعلیقِ مبارزه در انتظار «سال صدف‌های بیداری» می‌داند. این متن، بیانیه‌ای است در باب امید به مثابه یک استراتژی مقاومت.

ادامه مطلب »
از ما

مهرداد شریفی: یک لقمه‌ی راحت

یک داستان تمثیلی در بستر خیزش ملی مردم ایران که از یک سو بیانگر پیروزی نمادینِ مقاومت فردی در نبرد علیه «مالک» داخلی است و از سوی دیگر، ظهور سرباز خارجی با وعدهٔ اردوگاه غذا، شکستِ همان مقاومت را در جنگ بزرگ‌ترِ حاکمیت‌ها نشان می‌دهد؛ گویی جان‌های به خاک افتاده، تنها مقدمه‌ای بوده برای تغییر چهرهٔ بازیگران سلطه، نه پایانی بر خود سلطه.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: گاهنامۀ خونین انقلاب (روزنگارهای سرکوب)

اگر مادری بر مزار پسرش برقصد و کل بکشد، اگر دیگر از «رحمت» و «مغفرت» قبرستانی خبری نباشد، اگر «می‌بخشم» به «نمی‌بخشم» بدل شود؛ آیا این پایان سرکوب است یا آغاز واقعی انقلاب؟ شهریار مندنی‌پور در «گاهنامۀ خونین انقلاب» پاسخ می‌دهد: این تازه شروع پروسه‌ای است که باید در آن ریا را کنار گذاشت و هوشیار ماند.

ادامه مطلب »
از دیگران

دینِش بارکو دِئور و دارباسینگ دانسینگ گیراس: «نرگس محمدی و دیوارهای سفید» به ترجمه جواد اسحاقیان

این مقاله با تحلیل کتاب «شکنجه سفید» نوشته نرگس محمدی (برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳)، به بررسی سازوکارهای سرکوب سیستماتیک و جنسیت‌زده جمهوری اسلامی علیه زنان کنشگر می‌پردازد. پژوهش نشان می‌دهد که شکنجه در زندان‌های ایران تنها محدود به آزار جسمی نیست، بلکه از طریق معماری سرکوبگر (مانند دیوارهای سفید و سلول‌های انفرادی)، محرومیت حسی، بایکوت اطلاعاتی، غفلت عمدی پزشکی، و سوءاستفاده از روابط خانوادگی و باورهای دینی، به‌طور برنامه‌ریزی‌شده برای خرد کردن روحیه و هویت زندانیان زن به کار می‌رود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

خیزش ملی مردم ایران–کیوان مهتدی: روز کبیسه

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادی‌شدن مرگ ارائه می‌دهد. شعر، تصویری از جامعه‌ای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسم‌های نظام‌مند سرکوب است.

ادامه مطلب »
از ما

یک بار دیگر سایه جنگ بر ایران-فرشته پاریزی: زندگی عادی

حرف اصلی نویسنده در این داستان، بازنمایی تقابل و درهم‌تنیدگی فاجعه‌جمعی و زندگی روزمره است: اینکه چگونه در بستر بحران و خشونت گسترده، آدم‌ها با وسواسی بیمارگونه به روتین‌های پیش‌پاافتاده‌ای مانند پخت غذا یا رسیدگی به ناخن‌ها می‌چسبند تا هم خود را از فروپاشی روانی نجات دهند و هم بر وضعیت غیرعادی پیرامون سرپوش بگذارند؛ اما این “عادی‌نمایی” خود به شکلی وهم‌آلود و ترسناک درمی‌آید و نشان می‌دهد که فاجعه، مرزهای بیرون و درون، خیابان و آشپزخانه، و حتی حافظه و ادراک را از بین برده است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: «فریادِ باران می‌شوید رَسمِ مرگ‌سِرِشتان را»، ردپای فریادِ ستیز با جمهوری‌ی اسلامی در سه خوانش از سه رمان تبعید

نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم می‌کند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه‌ سه‌گانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریف‌شده را دور می‌زند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایت‌های تصویریِ زنده در شبکه‌های اجتماعی، زبانی موازی می‌آفریند که می‌بایست سانسور را بی‌اثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیده‌تر و نافذتر شده است. آیا راه برون‌شدی از این حلقه بسته می‌یابیم؟

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «منطق گفتمانی» باختین در نمایش‌نامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی

در جستار پیش‌رو، نمایشنامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی از دریچه‌ی نظریه‌ی «منطق گفتمانی» (Dialogism)، «چندصدایی» (Polyphony) و «کارناوال» میخائیل باختین خوانده می‌شود. این تحلیل نشان می‌دهد چگونه بیضایی با تکثیر روایت‌ها و صداهای متضاد ـ از زبان آسیابان، زن و دخترش در برابر شاه، موبد و سردار ـ نه تنها اقتدار تک‌صدایی قدرت سیاسی-دینی را به چالش می‌کشد، بلکه شکاف‌های طبقاتی، ایدئولوژی‌های سرکوب‌گر و صدای خاموش فرودستان را در قالب یک «کارناوال گفتمانی» آشکار می‌سازد؛ چنانکه قربانیان تاریخ، در لحظه‌ای تعلیقی، حاکمان را به محاکمه و تمسخر می‌کشند. این خوانش، «مرگ یزدگرد» را به مثابه‌ی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های ادبیات معاصر فارسی تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »