داستان

چه خبر؟

از تجربه تا تخیل- فریده سعیدی: آباژور خیال‌باف

راوی در میان لگن‌های آب و وایتکس، به دنبال هویت گم‌شده‌اش در لابه‌لای صفحات پاره‌شده کتاب‌هایش می‌گردد. داستانی از خشونت پنهان، هم‌ذات‌پنداری با یک شخصیت خیالی، و تصمیمی سرنوشت‌ساز برای بیرون کشیدن خود از زیر خاکسترهای یک زندگی مشترک.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

شهرنوش پارسی‌پور: در خود نشستن

داستان «در خود نشستن» را می‌توان نمونه‌ای فشرده و تمام‌عیار از جهانِ داستانیِ شهرنوش پارسی‌پور دانست؛ زیرا تقریباً تمامیِ مضامینِ بنیادینِ آثار او، از سرکوبِ سیاسی و جنسیِ زنان، شکافِ میانِ بدن و میل، نقدِ گفتمانِ ایدئولوژیکِ چپ و مذهبی، تجربه‌ی تنهاییِ مهاجرت، و حسرتِ عشقی که نه در شرق می‌گنجد و نه در غرب در این روایتِ واحد گرد آمده‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

امیر محمدی ون‌یار: عَثَم

در اتاقی نمور، زیر نورِ سفیدی که درد می‌آورد، سه جوانِ بسته شده با نوارچسب، با چشمانی باز به دیواری تازه رنگ‌شده خیره شده‌اند. بوی رنگ تند است و بوی ترس تندتر. مردی با شیشه‌ی نوشابه در دست، پشت سرشان ایستاده. او نه بازجو ست، نه جلاد؛ تنها کسی است که می‌داند این شب، پایانی دارد-اما برای چه کسی؟

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- نسرین الف جعفری: لانه‌ی روباه

راوی در میان انبوهی از خشونت، فقدان، و سرکوب‌های فردی و جمعی از مرگ پدر تا کشتارهای خیابانی و جنگ‌های بی‌پایان کوشش می‌کند با روایت و زبان، حفره‌های ناپیدای وجود را پر کند؛ اما در این مسیر، خودِ زبان هم می‌شکند، به اتل‌متل‌های کودکانه فرو می‌کاهد و راوی را میان وظیفه‌ی شهادت‌دادن و درماندگی در برابر هیولای تاریخ، تنها می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «که در قاب پنجره خانه است»، برداشتی از مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه، نوشته‌ی محسن حسام

سخن آخر را اول بخوانیم: مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه را می‌توان در یک مرثیه خواند: خانه‌ام را اشغال کردند. می‌توان در یک بشارت خواند: پنجره‌ای هست. که در قاب پنجره خانه است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

محسن حسام: كوچۀ شامپيونه

درخت سروی کنار جوی بود. جغدی روی شاخه نشسته بود. دختر زیر درخت سرو ایستاده بود با پیراهن سیاه بلند، باریک و مه‌آلود، با دو چشم درشت و متعجب درخشان گل نیلوفری به تو تعارف می‌کرد. پیرمرد پشت تنۀ درخت سرو ایستاده بود. شالمۀ هندی بسر بسته بود و با دو چشمان واسوخته نگاهت می‌کرد.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: شکار یا شکارچی

در دوسیه ضد جنگ بانگ: در این داستان جنگ نه با انفجارها، که با «نگاه» و «فیلم» و «دوربین» روایت می‌شود. در این داستان، مرز میان قربانی و جلاد، تماشاگر و بازیگر، و شکار و شکارچی چنان محو می‌شود که خواننده تا پایان نمی‌داند «چه کسی چه کسی را می‌بیند».

ادامه مطلب »
داستان

از تجربه تا تخیل – فریبا حاج‌دایی: تا اطلاع ثانوی

صدای انفجارها خوابیده، اما بوی آن هنوز در خانه مانده است. نه بوی دود، که بویِ یک اضطرابِ بی‌جسم؛ چیزی که مثل دودِ غذایی پخته‌شده در پرده‌ها و گوشه‌های ذهن جا خوش کرده و هر بار که فکر می‌کنی رفته، دوباره برمی‌گردد. زندگی ادامه دارد، اما ادامه‌اش مثل راه رفتن در خانه‌ای است که هنوز شیشه‌هایش می‌لرزد.
این متن، روایتِ دقیق و شاعرانه‌ای است از حالتی که بسیاری از ما در این روزها تجربه می‌کنیم: حالتی میانِ «زندگی معمولی» و «منتظر ماندن». جایی که زمان، مثل صفحهٔ سفیدِ روبه‌روی نویسنده، ایستاده و هیچ کلمه‌ای جرأتِ آمدن ندارد.

ادامه مطلب »
از دیگران

نه به اعدام: اسارت پیر بزوخوف – صحنه‌ای از جنگ و صلح نوشته لئو تولستوی

در این صحنه از «جنگ و صلح» تولستوی، پیر بزوخوف، نجیب‌زاده روسی اسیر شده در مسکو، در برابر مارشال بی‌رحم فرانسوی، داوو، قرار می‌گیرد. آنچه او را از مرگ حتمی نجات می‌دهد، فقط نگاهی کوتاه و انسانی است که در میان وحشت جنگ، دو «فرزند بشر» را به هم پیوند می‌زند. با این حال، پی‌یر درمی‌یابد که قاتل واقعی او نه داوو که «سیستم» بی‌چهره‌ای است که تولستوی آن را «هم‌زمانی شرایط» می‌نامد؛ ماشینی بی‌رحمانه که انسان‌ها را قربانی نظم خشک و بی‌روح خود می‌کند.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

علی عبادی: خط فسفری

داستان جسورانه و شاعرانه‌ای که مرز میان زندگی/مرگ، خاطره/هذیان را محو می‌کند  و در روایت لحظه‌ی مرگ از منظرِ ذهنِ در حال فروریختن کاملاً موفق عمل کرده‌ است. می‌شنوید با صدای نویسنده.

ادامه مطلب »
از ما

شایان افشار: روحِ الاغ -احضار شده

در مرز باریک بیداری و خواب، یک الاغ ساده سر برمی‌آورد و ناگهان تمام جهانِ مهاجر را به هم می‌ریزد. شایان افشار در این داستان کوتاه، با ظرافت، الاغِ «نظرکرده» را به نمادی از حافظه‌ی جمعی، هویتِ آویزان و ابسوردِ زندگیِ دوفرهنگی بدل می‌کند؛ چنانکه یک سواریِ ساده در فری‌وی لس‌آنجلس به تمثیلی از مقاومتِ خاموش، شرمِ فرهنگی و دلتنگیِ بی‌پایان تبدیل می‌شود.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

حسین نوش‌آذر: «تهران مهدی گنجوی»- گم‌گشتگی در چرخه‌ی گناه، حسرت و نابرابری

رمان «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» نوشته‌ی مهدی گنجوی با روایت‌های چندگانه و فضاسازی نوآر، زندگی حاشیه‌نشینان تهران به‌عنوان «ام‌القراء» اسلامی را در شبکه‌ای از گناه، انتقام و حسرت به تصویر می‌کشد. این اثر، با بهره‌گیری از چندصدایی باختینی و کاوش نابرابری‌های شهری، پایتخت را به‌عنوان فضایی خصومت‌آمیز نشان می‌دهد که شخصیت‌ها را در چرخه‌ای از خشونت و انزوا گرفتار می‌کند. پادکست حسین نوش‌آذر در معرفی این رمان را می‌شنوید:

ادامه مطلب »
از دیگران

نه به اعدام – آمبروز بیرس: اتفاقی در پل اوول کریک

داستان کوتاه «اتفاقی در پل اوول کریک» اثر آمبروز بیرس، نویسنده نامدار آمریکایی، روایت تلخ و واقع‌گرایانه‌ای از آیین نظامی اعدام است؛ جایی که «پیتون فارکوهر»، کشاورز و غیرنظامی جنوبی، تنها به دلیل خرابکاری در پل راه‌آهن، بدون دادرسی عادلانه در آستانه اعدام قرار می‌گیرد. بیرس با نگاهی موشکافانه به آخرین لحظات زندگی محکوم، پوچی و وحشت مرگ‌های قانونی‌شده در جنگ را به تصویر می‌کشد. این اثر که یکی از مشهورترین داستان‌های ضدجنگ ادبیات جهان است، بیانیه‌ای ماندگار بر «نه به اعدام» و نقدی بر خشونتی است که در پس نظم و تشریفات نظامی پنهان می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

نه به اعدام – نسیم خاکسار: اعدام در زندان کمپلو

نسیم خاکسار با چنان جزئیات سرد و بالینی ماجرا را روایت می‌کند که خواننده نه همدردی می‌کند و نه بهت‌زده می‌شود. او می‌فهمد که ساختاری در حال شکل‌گیری‌ست. ساختار مبتنی بر مرگ. خاکسار هم در اینجا مانند اورول در «یک حلق‌آویز» از عادی‌سازی مرگ سخن می‌گوید.

ادامه مطلب »
از ما

نغمه نیک‌پور: جنینی از عسل

پس از بیست‌وهفت سال، یک داستان کوتاه کافی بود تا قبر آرش دوباره باز شود. شیدا برکات با خواندن کلماتی که فقط او و آرش می‌دانستند، ناگهان دریافت زخم‌هایی که فکر می‌کرد بسته شده‌اند، هنوز خونریزی می‌کنند. حالا میان یک مرده‌ی واقعی و یک زنده‌ی مرموز، میان خاطره و شکنجه، فقط یک نقطه مانده: نقطه‌ی آغاز دوباره‌ی یک کابوس.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

نه به اعدام – جورج اورول: «حلق‌آویز» به ترجمه میترا داوودی

از میان سکوت سنگین زندان برمه، مردی محکوم را به سوی چوبه دار می‌بردند. در میانه راه، او برای اجتناب از یک گودال کوچک آب، کمی کنار کشید. همین حرکت ساده، ناگهان تمام وحشت اعدام را برای اورول آشکار کرد: چگونه می‌توان انسانی را که هنوز کاملاً زنده است، سالم است و حتی به جزئیات زندگی توجه دارد، به دار آویخت و سپس به زندگی روزمره بازگشت؟ یک اعتراض ادبی به اعدام.

ادامه مطلب »
از ما

رضا علامه‌زاده: من و خواهر كوچكم

پسری که آرزوی «خواهر کوچک‌تر» دارد، خواهر بزرگ‌تر را جای او می‌نشاند. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، قصه‌ای از جابه‌جایی نقش‌ها و سوگِ را روایت می‌کند. داستانی خواندنی در این روزهای پر از شعار و خبر و قطعی اینترنت- شاید مغتنم‌تر از همیشه.

ادامه مطلب »
داستان

ن. از شیراز: این روزهای ما

نویسنده با زبانی ساده و لحنی صمیمی (حتی وقتی بمب نمی‌بارد) نشان می‌دهد که «صلح منفی» دقیقاً چه شکلی است: شکلی که در آن «بوی تنباکوی برازجونی» گم می‌شود میان صدای «وُره‌ی جنگنده» و «تق‌وتق لاک‌پشت»؛ و «بابا» باز هم از «بوشهر» می‌گوید و نمی‌داند «بازگشت» چقدر غیرممکن است. این داستان، روایتِ «اینجا و اکنون» است؛ درست همان «این روزهای ما» که جنگ در آن، «تمام» نشده، فقط «نفس» کشیده – و نفس کشیدن آن، یعنی باز هم زنده ماندن ما در ترسی که دیگر حتی «قرص» هم نمی‌تواند از سرمان دور کند.

ادامه مطلب »
از ما

روز جهانی کارگر – قاضی ربیحاوی: حادثه در کارگاه مرکزی

در این داستان، نویسنده با بهره‌گیری از جزئیات حسیِ تکان‌دهنده، روایتِ غیرخطی، گفت‌وگوهای فشرده، نمادپردازی و زاویۀ دید محدود به شخصیتی که خود درگیر حس گناه است، از سانحه‌ای ساده در کارگاه فراتر می‌رود و تصویری هنری از بی‌ارزش‌شمردن جان کارگران در نظام نابرابر کار خلق می‌کند؛ جایی که مدیر به راحتی می‌گوید «هزار اتفاق می‌افته برای کارگر» و قربانی در غربت و شرم، با بدنی از هم پاشیده تنها می‌ماند.

ادامه مطلب »