
آرش دبستانی: صدای ترک خوردن یخ درون آب
همهجای خانه صدای چکیدن آب میآمد. حواسم را جمع میکردم تا باز پایم به چیزی نگیرد و باز انگشت کوچکم به مبل گیر نکند.

همهجای خانه صدای چکیدن آب میآمد. حواسم را جمع میکردم تا باز پایم به چیزی نگیرد و باز انگشت کوچکم به مبل گیر نکند.

ناگزیرم به عرضِ عالی برسانم که بنده هنوز که هنوز است، نفهمیدهام این چه دور است که درختِ چناری جانی را چنگ بزند و بعد هم در مندلِ آتشش خود بسوزد، و دیگرانی کَکشان هم نگزد که نه انگار آدمی، در همان حلقه که گِردش بودند، زمانی زنده بوده است.

این روزنامهی با شخصیت و پر تیراژِ بین المللی هرشب چاپ میشود. صبحِ زود در رگهای مشهد میدود. غروب- از راهِ همان رگ ها- جمع آوری و پوشال میگردد.

داستانی درباره غلبه بر درد و فترت یا تسلیم شدن به واقعیت؟ نویسنده راه سومی را پیشنهاد میدهد.

یک سند اجتماعی از اعمال نخستین تبعیضهای مذهبی بعد از انقلاب. یک اثر ادبی قابل مطالعه از نویسنده فقید خطه جنوب.

رابطه یک زندانی سیاسی با نگهبانش در چند ساعت آخری که از دوران محکومیت او باقی مانده: بیاعتمادی درآمیخته با شفقت.

آسانسوریک سال بعد، به همکف رسید، نینا پیرزن را تند کنار زد و خودش را انداخت بیرون و نفسش را آزاد کرد… در آسانسور بسته شد. پیرزن پیاده نشده بود…

هیاهو در روابط خانوادگی که به بیزاری و سرخوردگی میرسد با دیالوگهایی سرزنده که سویههای پنهان و ترسناک با هم بودن ما را بیان میکند.

زن همه مدت سفر داشت مینوشت. یک بار گفته بود که پنج سال است خاطراتش را در این دفترچه یادداشت میکند.

فرازی از رمان «به شهادت یک هرزه» درباره حافظه تاریخی و فجایع اجتماعی در سالهای اخیر در ایران در مناسبات عاطفی نسل جوان، حاصل خلوت چهار ساله نویسنده برای روشن کردن شمعی در دل تاریکیها.

داستانی درباره مفهوم تنهایی: دشواری در کنار هم بودن بدون توانایی برقراری یک ارتباط انسانی.

از همان کت شلوار خاکستری حرف زد که چه قدر برازندهات بوده. آویزانش کرده بوده جایی که هر کس وارد میشده جلویش میایستاده و براندازش میکرده.
بانگنوا عنوان سری جدید برنامههای رادیو شهرزاد است. این برنامه نویسندگانی از سه نسل را گرد هم آورده: شهریار مندنیپور و حسین نوشآذر از نشریهی

جِرق وجِرقِ اسپند بر آتش. دود. قربانیِ شتر. صدایِ تلاوت قرآن. شربت. سربندهای سبز و سرخِ هیهات مِنهَ ذلّه و مسافرِ کربلا.

«بانگ» این اثر را که سندی است بیهمتا از برخی رویدادهای ماههای نخست بعد از پیروزی انقلاب در چهل و یکمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ در شش بخش منتشر میکند.

«بانگ» این اثر را که سندی است بیهمتا از برخی رویدادهای ماههای نخست بعد از پیروزی انقلاب در چهل و یکمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ در شش بخش منتشر میکند.

«بانگ» این اثر را که سندی است بیهمتا از برخی رویدادهای ماههای نخست بعد از پیروزی انقلاب در چهل و یکمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ در شش بخش منتشر میکند.

داستانکهای مجموعه داستان مهدی گنجوی داستاننویس و پژوهشگر ساکن تورنتو لحظهنگاریها از لحظه هاییاند که ناگهان در زندگی پدیدار میشوند و سپس میگذرند.

روایتی از عصیان یک دختر مهاجر رنگینپوست در لندن که سیستم او را به آستانه درهمشکستگی و فروپاشی درونی میرساند.

داستان در یک شبانهروز اتفاق میافتد: از یک صبح که زندانیان از خواب بیدار میشوند تا پیش از طلوع آفتاب روز بعد که زمانی است معین برای اجرای حکم محکومان به اعدام.

حتی غلت زدنتم میتونه لهجه داشته باشه. حرکت تنت. تصور کن. از ک به و. از و به ج. اینا رو باید همین الان بهت بگم نیلوفر.