
از تجربه تا تخیل – بهمن پارسا: اسبابکشی
مضمون فلسفی اصلی داستان «اسبابکشی» نوشته بهمن پارسا از منظر ادبیات مهاجرت، «از خودبیگانگی و جستوجوی هویت در تبعید» است. خسرو، راوی داستان، بهعنوان یک پناهندهی سیاسی در محیطی بیگانه با انزوا، روزمرگی، و تزلزل هویتی دستوپنجه نرم میکند. او بین حفظ پیوند با هویت ایرانیاش (از طریق کتابها و خاطرات) و تلاش برای رهایی از زخمهای گذشته (مانند رابطهی شکستخورده با مهناز) سرگردان است. این داستان، تضاد بین اجبار پناهندگی و انتخاب مهاجرت را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه فقدان برنامهریزی و دوری از وطن، همراه با پوچی و امیدهای متناوب، هویت فرد را متلاشی و بازسازی آن را دشوار میسازد.



















