
شهادتنامۀ یک شهیدنشده:
خاطرمان باشد که انقلاب یک روند (پروسه) است. زودباوری است اگر پیروزی آن را به چند روز و هفته یا چند ماه توقع داشته باشیم. بیشترِ ما ایرانیها هنوز از کلمه/ گفتمان پروسه دریافت دقیقی نداریم چون هیچ وقت صنعتی نبودهایم. پروسه گمانم از خطهای مختلف تولید یک کالا، شروع میشود تا که سرانجام همۀ خطها با وظیفههای مختلف به یک خط، خط آخر تولید برسند و محصول حاصل شود.
بنابراین، پیروزی و شکستهای کوتاهمدت، امیدها و ناامیدیهای مقطعی، در فرآیند مدام پروسۀ انقلاب نقش چندانی ندارند.
در مدت زمان پروسۀ انقلاب است که ما دانش بیشتری از «آن چه که نمیخواهیم» به دست میآوریم و مهمتر «دانایی بر آن چه که میخواهیم».
اگر یک حرکت اجتماعی (تظاهرات) پس از چند روز خاموش شود، چه به خواستهاش برسد و یا خیر، یک خیزش است. اما زمانی که در بستر زمان جاری شد و جاری ماند، خجسته باد شروع انقلاب.
مقاومت مدنی بخشی است از مبارزه با جلاد معظم و جلادَکهایش. اگر جزو این رژیم نیستیم، از همین امروز میتوانیم مبارزه مدنی را شروع کنیم. کافی است امروز یک ریا را کنار بگذاریم. ریا و زیر مجموعههایش: تقوای اسلامی، تقیه و توریه، در شالودۀ حکومت اسلامی هستند.
اندوهی زخماگین است مشاهدۀ مادرانی که در تشییع جنازه جوانان کشته شدهشان میرقصند و کل میکشند. نهایت زجر سوگواری است که این طور نماد پیدا میکند. مهم هم هست که دیگر از کلمات کلیشۀ عربیِ قبرستانی خبری نیست. این هم جلوهای نو و اندوهگینی است از انقلاب ملی.
چقدر طول کشید تا که از مرحلۀ «میبخشم اما فراموش نمیکنم» به مرحلۀ «نه میبخشم و نه فراموش میکنم» رسیدهایم… چه راهی طولانی و خوناخونین طی شده است!
خاطرمان باشد که پس از سرکوب خونین سیاسی-اجتماعی به سمت انزوا هل داده میشویم. در انزوا، ناخودآگاه سرکوبگر را به فراموشی میسپاریم؛ و ذهنمان شروع میکند به دشمنی: دشمنیهای فردی، و شروع میکنیم در کردارِ زندگیمان هم همین دشمنخویی را ادامه دادن و به جان خویشان و دوستان میافتیم.
دیکتاتور/ سرکوبگر هم همین را میخواهد.
پس از سرکوب خونین دی ماه/ ژانویه ۲۰۲۶، مبادا که دچار و گرفتار یاس «زمستانی» بشویم. همان یاسی که بعد از کودتای ۲۸ مرداد روشنفکران را درگرفت و اخوان گویا شعر زمستانش را سرود…
و در هنگامۀ تسخیر شهرها (دیر یا زود دارد، سوخت و ساز ندارد) این بار مواظب باشیم که اسناد ستادهای اطلاعاتی حکومت اسلامی را ندزدند. در شورش ۵۷، اسناد مراکز ساواک را بردند تا آخوندهای جیرهبگیر لو نروند. این رژیم به غیر از مأمورهای رسمی سرکوب، هزاران خبرچین جیرهخور، یا مجبوری یا بزدل دارد. همینها ستون پنجم ضد انقلاب آینده خواهندشد. بهتر است بشناسیمشان…
جالب است که این روزها، گاهی به گاهی اسامی گروهی از سرکوبگران، شهر به شهر، با مشخصاتشان، حتا کد ملی و آدرس خانهشان منتشر میشود. اینترنت و پیشرفت علم و تکنولوژی، دشمن یک حکومت عقبماندۀ «بادیه-قبیلهای» است.
ترکیب جمهوری اسلامی از همان روز اولش تناقضی آشکار داشت. حکومتداری جمهوری، با حکومتمداری اسلامی (خلافتی)، دو شیوۀ متناقض و متضادند.
پس از کشتار دی ماه، و برقراری اعلام نشدۀ حکومت نظامی، برخلاف تصورشان، اما وارد آخرین مرحلۀ دست و پا زدنشان شدهاند. تاریخ نشان داده که حکومتهای نظامی عمر چندانی ندارند. نکته مهم این است که حکومت اسلامی هم میداند که این دیگر آخرین ترفندش است. بعدش چه؟
“… باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد… ” شاملو








