
بهروز چناریزاده: «جهانِ تاریکِ چارلز بوکوفسکی» – از زنستیزی تا اغتشاش روایی
بوکوفسکی با آثاری چون «پالپ»، «زنها» و «هزارپیشه»، جهان ادبی خود را بر پایه شخصیتهای فرومایه، روایتهای آشفته و مضامین زنستیزانه بنا نهاده است. این مقاله با نگاهی به ساختار روایی، شخصیتپردازی و درونمایههای آثار او میپردازد و پرسش بنیادینی را مطرح میکند: آیا بوکوفسکی در پوشش «واقعگرایی خشن» و نقد جامعه، تنها به بازتولید کلیشههای مبتذل و زنستیزانه پرداخته است؟ بررسی رمانهای یادشده و اشعار او نشان میدهد که جهان بوکوفسکی، به رغم ادعاهای طرفدارانش، فاقد انسجام هنری و عمق فلسفی است و در دام تکرار و سطحینگاری گرفتار آمده است.


















