خیزش ملی مردم ایران – شهریار مندنی‌پور: موش ‌دریانورد و ناخدا

این داستان که در اکتبر ۲۰۲۲ (مهر/آبان ۱۴۰۱) نوشته شده است، ساختاری تمثیلی و جهان‌شمول از فروپاشی یک نظام فرسوده، توهم رهبری و تغییر وفاداری‌ها را ترسیم می‌کند. جادوی ادبیات در این تمثیل در خلق الگویی نمادین است که به طرز شگفت‌انگیزی با روندهای سیاسی-اجتماعی واقعی هم‌نوا می‌شود. ادبیات با انتزاع و نمادپردازی، ذات یک پدیده را عریان می‌کند و هنگامی که واقعیت تاریخی بر مدار همان ذات حرکت کند، اثر ادبی در نگاه ما به سندی شفاف و یک هشدار پیشین تبدیل می‌شود. قدرت این تمثیل، در همین جهان‌شمولی و توانایی آن در صحه گذاشتن بر واقعیت‌های متأخر است.

هما شهرام‌بخت: «وقتی اسطوره تاب نمی‌آورد» – داستان «کم کم محو می‌شود» نوشته حسین مرتضاییان آبکنار

در «کم‌کم محو می‌شود»، فرم و محتوا در هم می‌تنند تا زوال امر شگفت را روایت کنند: داستانی مارپیچ‌وار که همچون حافظه‌ای زخمی، میان خیابان و موزه، خواب و بیداری، و نقاشی «جیغ» مونک با پریِ در حال محو شدن در حرکت است. این اثر تنها یک داستان عاشقانه نیست، بلکه کالبدشکافی رابطه‌ای ست که در آن یکی می‌جنگد تا بماند، و دیگری حتی توانایی دیدنِ این نبرد را از دست داده است.

ادبیات مهاجرت – گفت‌وگو محبوبه موسوی با امین عسکری‌زاده: روایت‌هایی از زخم‌های مشترک و معلق ماندن میان دو جهان

امین عسکری‌زاده، با مجموعه داستان «کمانچه‌ای که زوزه می‌کشد» زاویه‌ای تازه به ادبیات مهاجرت فارسی گشوده است: روایت‌هایی از مهاجرانی که نه صرفاً قربانی سیاست، بلکه گرفتار دلایل شخصی، فرار از قانون و بار سنگین گذشته‌اند؛ شخصیت‌هایی معلق میان دو جهان که در سردی روابط و ناتوانی از بریدن از زخم‌های کهنه، تراژدی انسانی مهاجرت را به تصویر می‌کشند. محبوبه موسوی در چارچوب دوسیه بانگ با او گفت‌وگو کرده است.

جواد اسحاقیان: «وقتی همه چیز از هم می‌پاشد»، اوکونکوو، چینوآ آچه‌به و نبرد هویت در تاریکی استعمار

چینوآ آچه‌به با «همه چیز از هم می‌پاشد» (۱۹۵۸) نه تنها پاسخی کوبنده به «دلِ تاریکی» جوزف کنراد داد، بلکه برای نخستین بار صدای فرهنگ ایگبو را ــ با همه شکوه و تناقض‌هایش ــ در ادبیات جهان طنین‌انداز کرد. اوکونکوو، قهرمان تراژیک رمان، نماد مردانگی سنتی و مقاومت در برابر استعمار بریتانیایی است؛ مردی که در عین ستایش سخت‌کوشی، شجاعت و انسجام قبیله‌ای، خود قربانی خرافه‌های فلج‌کننده، مردسالاری افراطی و سنت‌های خشونت‌بار همان فرهنگ می‌شود. آچه‌به بدون ساده‌سازی، هم تاریکی‌های فرهنگ بومی را افشا می‌کند و هم تاریکی واقعی را ــ استعمار سفیدپوست و میسیونرهایی که با «رضایت» فرهنگی و سپس «اجبار» نظامی، هژمونی خود را تحمیل می‌کنند ــ عریان می‌سازد. نتیجه، تراژدی‌ای دوسویه است: فروپاشی یک جهان که هم از درون پوسیده بود و هم از بیرون ویران شد.

بهاره حجتی: «در سایه‌ی امپراتوری تباهی» – رمان «پدرم کالیگولا را می‌کُشد» به قلم علیرضا جوانمرد

اگر قدرت، بیماری موروثی باشد که از پدر به پسر منتقل می‌شود، آیا قتل پدر تنها راه علاج است؟ «پدرم کالیگولا را می‌کُشد» اثر علیرضا جوانمرد، بیش از آنکه یک رمان باشد، کالبدشکافی بی‌پروای روانِ جمعی ماست؛ پژوهشی ادبی در باب دیوانگیِ نهادینه‌شده در ساختار قدرت و تقلایی تراژیک برای قطع زنجیره‌ای که ما را به طغیان شخصی و تاریخی‌ مقید می‌کند.

بهروز چناری‌زاده: «جهانِ تاریکِ چارلز بوکوفسکی» – از زن‌ستیزی تا اغتشاش روایی  

بوکوفسکی با آثاری چون «پالپ»، «زن‌ها» و «هزارپیشه»، جهان ادبی خود را بر پایه شخصیت‌های فرومایه، روایت‌های آشفته و مضامین زن‌ستیزانه بنا نهاده است. این مقاله با نگاهی به ساختار روایی، شخصیت‌پردازی و درون‌مایه‌های آثار او می‌پردازد و پرسش بنیادینی را مطرح می‌کند: آیا بوکوفسکی در پوشش «واقع‌گرایی خشن» و نقد جامعه، تنها به بازتولید کلیشه‌های مبتذل و زن‌ستیزانه پرداخته است؟ بررسی رمان‌های یادشده و اشعار او نشان می‌دهد که جهان بوکوفسکی، به رغم ادعاهای طرفدارانش، فاقد انسجام هنری و عمق فلسفی است و در دام تکرار و سطحی‌نگاری گرفتار آمده است.

فلانری اوکانر: «پیدا کردن یک آدم خوب سخت است» به ترجمه میترا داوودی

مضامین اصلی داستان شامل گناه و رستگاری، پوچی و بی‌معنایی، و خشونت و رحمت است. اوکانر از خشونت به عنوان ابزاری برای رسیدن به حقیقت استفاده می‌کند. در پایان داستان، خشونت باعث می‌شود که زن سالخورده ریاکار به لحظه‌ای از رحمت و درک برسد.

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: عناصر تشکیل‌دهنده موقعیت‌های روایی؛ شخص، نظرگاه، شیوه

نویسنده در این مقاله با هدف ارائه یک طبقه‌بندی نظام‌مند برای اشکال روایت، استدلال می‌کند که «میانجی‌گری» در معنای چگونگی انتقال داستان به مخاطب ویژگی مهمی در روایت است. او برای تحلیل این پدیده‌، سه عنصر پایه را معرفی و از یکدیگر متمایز می‌کند: ۱. شیوه روایت (Modus) ۲. شخص (Person) و ۳. نظرگاه (Perspective) که بر مبنای مشارکت یا عدم مشارکت راوی/شخصیت واسط در رویدادها مشخص می‌شود.

جان آپدایک: «معشوق‌ات هم‌الان زنگ زد» به ترجمه میترا داوودی

آنچه این داستان را جاودانه کرده، پایانِ بازِ نفس‌گیر آن است: تلفن بار آخر زنگ می‌زند، چهار بار، یک بار، سپس دوازده بار مصمم و غم‌انگیز… و هیچ‌کس جواب نمی‌دهد. خواننده تا لحظه‌ی آخر نمی‌داند خیانت واقعی بوده یا فقط توهمِ یک ذهن عاشق و مضطرب؟ آپدایک قضاوت نمی‌کند؛ فقط زندگیِ واقعیِ طبقه‌ی متوسط آمریکا را، با تمام ریاکاری، تنهایی و میلِ سرکوب‌شده‌اش، زیر ذره‌بین می‌گذارد.

درگذشت بهرام بیضایی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های سینمای نوین و تئاتر ایران

بهرام بیضایی، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های سینمای نوین و تئاتر ایران، در روز تولد ۸۷ سالگی خود – پنجم دی ۱۴۰۴ – در آمریکا درگذشت. دوسیه بانگ درباره این ایرانی ترین هنرمند ایران را می‌خوانید:

  ادبیات داستانی آمریکا در قرن بیستم – به کوشش حسین نوش‌آذر

در قرن بیستم، نویسندگان آمریکایی مانند هنری جیمز، ارنست همینگوی و تونی موریسون با نوآوری‌های فرمی و محتوایی، داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی مستقل و غنی تثبیت و آن را به ابزاری برای بیان تجربیات فرهنگی و هویتی تبدیل کردند. جلوه هایی از این تلاش در بانگ.

ادبیات مهاجرت: بازتعریف هویت و مقاومت در روایت‌های جابجایی

نشریه ادبی بانگ از اردیبهشت‌ماه با اختصاص دوسیه‌ای به «ادبیات مهاجرت»، نه‌تنها به معرفی آثار این حوزه می‌پردازد، بلکه با کاوش در مفهوم این ژانر، آن را از ادبیات تبعید و دیاسپورا متمایز می‌کند. این مقاله با نگاهی به نظریه‌های هومی بابا، پل ریکور و ادوارد سعید، نقش روایت‌های مهاجرت را در بازسازی هویت، مقاومت زبانی و چالش با ساختارهای قدرت جهانی بررسی می‌کند و دعوتی است برای تأمل عمیق‌تر در این حوزه پویا.

بایگانی

بانگ - نوا

شعر

از دست ندهید

متین میرجانی: رنگی از رنگ‌های آتش نیمروزی

این مقاله، با خوانشی خلاق و نو، در پی واکاوی لایه‌های پنهان و آشکار «رنگ آتش نیمروزی» نوشته شهریار مندنی پور است: از استعاره‌های جنگ در دل طبیعت بکر، تا نبردی فلسفی میان سنت و مدرنیته، و از اسطوره‌های کهن شکار تا تعلیقی که تا آخرین سطر، ذهن را می‌کاود. «رنگ آتش نیمروزی» فقط یک داستان کوتاه نیست؛ آیینه‌ای است شکسته از تاریخ ما، که هر تکه‌اش تصویری دردناک و در عین حال باشکوه را بازمی‌تاباند.

گویه‌های بانگ- گویۀ بیست و دوم: «سبزینه» از مهسا نورزاده

نوآوری در تلفیق دانش علمی با حس‌انگاری شاعرانه، ایجاد استعاره‌های چندمعنایی از طریق پیوند مفاهیم گیاهشناسی-اندام‌شناسی، استفاده هدفمند از فرم برای بازتولید ریتم زیستی/تنفسی، اسطوره‌شناسی شخصی پیرامون باروری و نابودی از مهمترین دستاوردهای شاعر در این مجموعه است.

جواد اسحاقیان: «مرگ نور در تازمامارت»، استعلای انسان در ادبیات زندان

رمان «مرگ نور» طاهر بن جلون، روایتی است از هجده سال مرگ تدریجی در زندان مخفی تازمامارت؛ جایی که تاریکی مطلق، شکنجه‌ی جسمی و روانی، و فراموشی اجباری، زندانیان سیاسی را به مرز جنون می‌رساند. اما همین سیاه‌چال، برای «سلیم» – قهرمان اثر – به فرصتی برای خودکاوی عمیق، مقاومت معنوی، داستان‌گویی نجات‌بخش، و در نهایت، استعلای انسانی تبدیل می‌شود. بن جلون با الهام از خاطرات واقعی احمد مرزوکی، نه تنها جنایات رژیم حسن دوم را افشا می‌کند، بلکه نشان می‌دهد چگونه نوشتن و آگاهی، حتی در گور زنده، می‌تواند پیروزی بر سرکوب باشد.

از تجربه تا تخیل- س. ر. مجتهدی: کبوترخان هزار توی مسموم

«کبوترخان هزار توی مسموم» نوشته س.ر.مجتهدی، فراداستانی است که در تقاطع ادبیات، روان‌کاوی و تاریخ ایستاده است. این اثر، ماجرای راوی‌ای را روایت می‌کند که با خرید نسخه‌ای مرموز از کتاب «موسی و یکتاپرستی» فروید، درگیر شبکه‌ای از رازها می‌شود که او را به سمت کشف حقیقتی باستانی و خطرناک دربارهٔ اخناتون، خلیفهٔ فاطمی «الحاکم بامرالله» و هزارتوهای یک کبوترخانهٔ متروک سوق می‌دهد. روایتی رویامانند که در آن، جستجو برای معنا به بهایی گزاف تمام می‌شود: نابینایی.

نگین ساسان فر: «آقای سلیم و فروپاشی ذهن» – کاوشی در ناخودآگاه روایت و زیبایی‌شناسی رنج در جهان غزاله علیزاده

این مقاله با تکیه بر نظریه‌های روایت‌شناسی ژنت و بارت و نیز روان‌کاوی فروید و لاکان، نشان می‌دهد که چگونه علیزاده با ساختارشکنی روایی و آفرینش زبانی حسی-جسمانی، مرزهای واقعیت، رؤیا و ناخودآگاه را در هم می‌نوردد. در این خوانش، بیماری استعاره‌ای از انحطاط روح و مرگ میل است، بیمارستان صحنه تقابل واقعیت و ناخودآگاه ، و خود متن به «نوشتار رنج» بدل می‌گردد، چنانکه بدن بیمار به زبان متن تبدیل شده و هر زخم، نشانی از کوشش سوژه برای نوشتن خود در آستانه نابودی است.

بهروز چناری‌زاده: ارجاع به تاریخ با کدام هدف؟ – مقایسه اجمالی ارجاعات تاریخی احمد اخوت و بورخس در داستان‌های کوتاه این دو نویسنده

آیا احمد اخوت، «بورخس اصفهانی» است؟ این ادعایی است که برخی با استناد به فرم روایی مشابه و حجم انبوه ارجاعات تاریخی مطرح می‌کنند. اما نگارنده در تحلیلی تطبیقی، با واکاوی داستان‌های این دو نویسنده، به نتایجی متضاد می‌رسد و نشان می‌دهد که تاریخ در دستان بورخس، ابزاری برای خلق شگفتی و زیبایی‌شناسی ناب است، در حالی که اخوت از آن برای واکاوی واقعیت‌های اجتماعی و طرح پرسش‌های انتقادی بهره می‌برد. این نوشتار، مرزهای این دو نگاه کاملاً متمایز را ترسیم می‌کند.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی