
توماج صالحی چند هفته پس از قبام ژینا بازداشت شد و پس از ماهها بازداشت به بیش از شش سال حبس محکوم شد.
او در ۲۷ آبان ۱۴۰۲، پس از تحمل بیش از یک سال حبس که ۲۵۲ روز آن انفرادی بوده با قید وثیقه از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد. صالحی پس از ۱۲ روز آزادی در ۹ آذر ۱۴۰۲ توسط عدهای مأمور لباس شخصی مسلح و بدون ارائه هرگونه حکم قضایی، کارت شناسایی و با ضرب و شتم شدید در بابل مجدد بازداشت شد و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
دادگاه انقلاب در اصفهان با نقض حکم دیوان عالی این بار او را به اعدام محکوم کرد. امیر رئیسیان، وکیل توماج شنبه هشتم اردیبهشت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«پس از صدور حکم اعدام توماج صالحی هیچ اتفاق جدیدی در پرونده نیفتاده و هنوز ما فرجام خواهی را ثبت نکردهایم.»
این وکیل دادگستری اضافه کرده است: «همه حرف ما این است که علیرغم اینکه [توماج صالحی] در زمره مشمولین عفو ۱۴۰۱ بوده است اما نه تنها عفو نشده بلکه [برای او] حکم اعدام صادر شده است.»
حکم اعدام توماج صالحی واکنشهای داخلی و بینالمللی بسیاری را در پی داشته است. نظر نسیم خاکسار را میخوانید:
حکم اعدام برای توماج صالحی، ِاعلام رسمی و آشکار همان احکامِ پنهانِ قتلهای حکومتی توسط حکومت جمهوری اسلامی است. هربار صدایی در دفاع از آزادی و عدالت اجتماعی از میان مردم برمیخیزد، حکومت برای خاموش کردن آن، طنابهای دار و تفنگهایش را برای شلیک کردن به طرف آن آماده میکند. توماج صالحی را سال پیش بعد از ماهها شکنجه جسمی و روحی آزاد کردند. توماج چه کرده بود که باید زندانی و شکنجه میشد؟ او برای مردمی که دوست داشت و بارها از این دوست داشتناش سخن گفته بود، آواز خوانده بود. در ترانههایی که میخواند صدای اعتراض آنان و دادخواهیشان بود. او در ترانههایی که میخواند، از بیم و امید، رنج و آرزوهای نسلی میگفت که همه راههای شادی و زندگی را به رویشان بستهاند. وقتی هم برای مدتی کوتاه آزاد شد از همینها گفت، از شکنجههایی که در زمان بازداشتش بر او رفته بود. اینها را گفت که هم از عشقش به مردم بگوید و هم مردم بدانند در پس دیوارهای زندان جمهوری اسلامی چه میگذرد. این قاضیِ مرگ که برای بیان این حقیقتِ روشن از سوی هنرمند جوانی که ظالمانه حبس و شکنجه شده، حکم اعدام صادر میکند، یکی از همان قاضیانی است که در مسندهای دیگر نشستهاند و فرمانِ قتلهای حکومتی میدهند. ژینا را آن طور به قتل میرسانند و صدها جوان و نوجوان دیگر را پنهان و آشکارا در جنبش زن، زندگی، آزادی به گونهای دیگر. اکنون در وطن و از هرجای این جهان در دفاع از توماج و در محکومیت این حکم بیشرمانه، صدای اعتراض برخاسته است. در هرجا که هستیم با پیوستن به این صدا و در دفاع از توماج، خواهان آزادی او و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم که تنها به خاطر عقیده و دفاع شان از آزادی در شکنجهگاههای این رژیم سفاک بسر میبرند. نگذاریم صدای توماج را خاموش کنند.