یورگن هابرماس، فیلسوف برجستهٔ آلمانی و آخرین نمایندهٔ نسل دوم مکتب فرانکفورت، درگذشت

یورگن هابرماس، یکی از تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزهٔ فلسفهٔ اجتماعی، نظریهٔ انتقادی و دموکراسی گفت‌وگویی، روز ۱۴ مارس ۲۰۲۶ (۲۳ اسفند ۱۴۰۴) در سن ۹۶ سالگی در شهر اشتارنبرگ (نزدیک مونیخ) درگذشت. انتشارات Suhrkamp، ناشر اصلی آثار او، این خبر را تأیید کرد. مرگ هابرماس پایان یک عصر مهم در تاریخ اندیشهٔ اروپایی پس از جنگ جهانی دوم تلقی می‌شود؛ اندیشمندی که بیش از شش دهه با دفاع از عقلانیت ارتباطی، حوزهٔ عمومی و پروژهٔ ناتمام مدرنیته، بر فلسفه، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و بحث‌های عمومی تأثیر گذاشت.

میراث فکری ماندگار

مهم‌ترین دستاورد هابرماس نظریهٔ کنش ارتباطی (۱۹۸۱) است که تمایز بنیادین میان کنش استراتژیک (ابزاری و مبتنی بر موفقیت) و کنش ارتباطی (مبتنی بر تفاهم عقلانی و بدون سلطه) را معرفی کرد. این نظریه پایهٔ اخلاق گفت‌وگو (Discourse Ethics) شد که طبق آن، هنجارهای معتبر تنها از طریق گفت‌وگوی آزاد و برابر همهٔ متأثرین شکل می‌گیرند.

او در نخستین کتابش دگرگونی ساختاری حوزهٔ عمومی (۱۹۶۲) – یکی از پراستنادترین آثار قرن بیستم – نشان داد چگونه حوزهٔ عمومی بورژوایی در عصر روشنگری شکل گرفت و سپس در دوران رسانه‌های جمعی و سرمایه‌داری پیشرفته، به فضایی ساختگی و دستکاری‌شده تبدیل شد. این مفهوم همچنان در تحلیل رسانه‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، پوپولیسم و بحران دموکراسی لیبرال کاربرد دارد.

هابرماس مدرنیته را «پروژه‌ای ناتمام» می‌دانست و در برابر پست‌مدرنیسم ایستاد؛ او بر امکان تفاهم عقلانی در جهانی پر از قدرت و سلطه تأکید داشت. ایدهٔ دموکراسی مشورتی (Deliberative Democracy) او – که مشروعیت سیاسی را به بحث عمومی عقلانی وابسته می‌کند – بر نظریه‌های عدالت، حقوق بشر و مدل‌های عملی مانند مجامع شهروندی تأثیر عمیقی گذاشت.

فرج سرکوهی درباره او نوشته است:

هابرماس در دورانی درگذشت که تفکرِ انتقادی، ارزش‌های دموکراتیک،گفت‌و‌گوی عقلانی در برابرِ راستِ عقل‌گریز، آزادی‌ستیز و اقتدارگرا و تسلیمِ عرصه عمومی به آلگوریتم‌های فضای مجازی در حالِ عقب‌نشینی است، در دورانی که سرمایه‌داری، تدوامِ خود را در راستِ اقتدارگرا و نفی عقلِ نقاد و آزادی می‌جوید.
یورگن هابرماس، جز در چند مورد، از جمله موضع‌گیری در برابرِ کشتارِ مردم در غزه، به ارزش‌های تفکر خود پای‌بند ماند، نقشی پررنگ بر فرهنگ و فلسفه و سیاست زمانه‌ی خود حک کرد و در دورانی درگذشت که ارزش‌هائی را که در بیش‌ترین سال‌های عمرِ خود منادی آن‌ها بود، ‌از بشریت دزدیده‌اند.

دستاورد او برای ادبیات

دستاورد اصلی هابرماس برای ادبیات، نه در خلق آثار داستانی، بلکه در ارائهٔ چارچوبی نظری برای فهم کارکرد اجتماعی ادبیات بود. او با طرح مفهوم «عقلانیت ادبی» و نقش ادبیات در شکل‌گیری «خیال جمعی» مدرن، به نقد ادبی و فرهنگی جهت‌گیری تازه‌ای بخشید . از دیدگاه او، آثار ادبی دو چهره دارند: از یک سو، مداخله‌ای گفتمانی در حوزهٔ عمومی هستند و از سوی دیگر، به تلفیق شخصی دریافت‌های تخیلی یاری می‌رسانند که این دو وجه، با دو شیوهٔ دریافت ادبی یعنی نقد و همذات‌پنداری پیوند خورده‌اند . با این حال، دیدگاه او دربارهٔ ادبیات با نقدهایی نیز مواجه شده است؛ به عنوان مثال، اسکات استراد استدلال می‌کند که هابرماس قدرت استدلالی ادبیات را محدود می‌داند و معتقد است نیروی بیناسوژه‌ای کنش‌های ارتباطی در دل روایت‌های داستانی، تنها در مرزهای آن جهان داستانی الزام‌آور است و خواننده الزامی برای اتخاذ موضع نسبت به ادعاهای اعتبار مطرح‌شده در داستان ندارد .

جایگاه در تاریخ اندیشه و سیاست

هابرماس نه تنها فیلسوف، بلکه روشنفکر عمومی برجسته‌ای بود. او در مسائل کلیدی آلمان و اروپا (اتحاد مجدد، Historikerstreit، اتحادیهٔ اروپا، مهاجرت، بحران یورو، جنگ اوکراین) موضع می‌گرفت و اغلب به عنوان «وجدان آلمان پس از جنگ» شناخته می‌شد. دفاع او از اروپای پساناسیونال و نقد ناسیونالیسم و پوپولیسم، میراثی سیاسی ماندگار از او برجای گذاشت.

آثار هابرماس به ده‌ها زبان ترجمه شده و بر حوزه‌های گوناگون – از مطالعات فرهنگی و فمینیسم انتقادی تا bioethics و الهیات سیاسی – اثر گذاشته است. مرگ او ضایعه‌ای بزرگ برای اندیشهٔ انتقادی و امید به گفت‌وگوی عقلانی در عصر قطبی‌سازی است.

در همین زمینه:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی