گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و سوم: «بند زنان» از شهین خسروی‌نژاد (اُرا)

شستن بدن در ظلمات
با ته‌نشین‌های لجنی
با نمکی که به عمق جراحت‌هایت
می‌کند نشت
و شپش‌های سادیسمی را وامی‌دارد
به شکنجه‌گری
و مکیدن خون

بچه سقط شود در اینجا بهتر است
ورنه اعتصاب غذا
تبدیلش به یک بنفشهٔ چروکیده می
-: «می‌خواهم زنده بمانم!»
ما خواهان بنفشه‌ها که نوید فروردین‌اند
و تو به شدت فروردینی‌-
هیچ سمی قادر به فرونشاندن عطش سین‌هایت نیست
سفرهٔ دلت را بسته‌ نگه دار در برابر لشکر ساس
-می‌خواهم زنده بمانم

اعتراف‌گیری اعتراف‌گیری اعتراف‌گیری
می‌کنند
به جرم‌های ناکرده
مگر جسم تو، روان تو چقدر
توان؟ چقدر تحمل آزار دیدن بچه‌هات؟
خشم دندان‌هایت را فشرده به هم
جمع کرده‌ای خودت را— گلوله‌ای در شکمم در حال
انفجار
می‌ترسیدم روی نوار بهداشتی چند بار مصرف
ناگهان بشوی
متولد
و در میان دلمهٔ خون
نشوی
قابل حفظ

صدای نی‌لبک پری دریایی کوچکی را
شنیده‌ای از ته فاضلاب، وقتی که سرت را فرو
می‌برند پشت سر هم
و وادارت می‌کنند به بلعیدن
شاش؟
پرستوی مادر را بال بال زده‌ای در
گودی انگشتان جوهری‌ت
وقتی که دستان دوستانت را
دسته دسته در
باغچه‌هایی مشابه خاوران
می‌کارند؟‌

بگو‌ چگونه زخم ماهی سینه‌های‌تان را
در زیر ضربه‌های تعرض
به زخمه درآورده‌اید
که شعله شعله مد می‌کند
و از سقف سلول
می‌رساند خودش را به رودخانهٔ ماه
بگو چگونه روحت را در غرقاب دیوارهای انفرادی
زنده نگه داشته‌ای
تا جاری شدن هوا

صورت‌های فلکی خیابان‌ها را
نقش‌ها زده‌اید در تلاطم رگ
با خونی که بارها و بارها به آن
جان بخشیده ولی
به تاریکی سرکوب‌ها زنده‌بگور شده باز
دیوارها هر بار به‌طرف هم هل‌داده‌ترند دیوارترند
سلول‌های تنگ‌ترند
و بعد کابوس‌‌ها را پرت می‌کنند داخل
داغ نسوان بر پیشانی‌‌زده‌ها را
پرت می‌کنند داخل
ده دوازده ساله‌ها را پرت می‌کنند داخل
شصت هفتاد ساله‌ها را پرت می‌کنند داخل
زخمی‌ها را پرت می‌کنند داخل
شکنجه‌های سفید را پرت می‌کنند داخل
شکنجه‌های سیاه را پرت می‌کنند داخل
تیرهای خلاص را پرت می‌کنند داخل
کیسه‌های سیاه جسدها را پرت می‌کنند داخل

تخم‌هایی که در میان برگ‌های تنم
طنین‌های پراکنده برمی‌دارند‌- خاموشی روزهایم می‌گوید-‌
سعی دارم سعی دارم
سمفونی گیرایی باشند
مثل مجمع‌الجزایر نهنگ یا
بیشماری یوزپلنگ

بیشتر بخوانید:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی