گزارش میدانی فاینشنال تایمز – تهران پس از اعتراضات: گشت‌های پلیس، پروپاگاندا و ناامیدی

در میدان هفت‌حوض، خریداران و مسافرانی که معمولاً این مرکز تجاری شلوغ شرق تهران را پر می‌کنند، جای خود را به نیروهای ضدشورش سیاه‌پوش داده‌اند. حداقل یک تک‌تیرانداز ماسک‌دار دیده می‌شود که بر روی یکی از خودروهای زرهی مستقر در میدان نشسته است.

در مرکز صحنه، پوسته سوخته یک اتوبوس شهرداری قرار دارد که در جریان اعتراضات به آتش کشیده شده است. روی بقایای سوخته آن، بنری نصب شده که  با پیامی صریح به شهروندان یادآوری می‌کند هزینه ناآرامی‌ها چه بوده: «این با پول مالیات شما پرداخت شده است».

سرکوب وحشیانه‌ای که هفته‌ها تظاهرات ضد رژیم را به‌طور ناگهانی متوقف کرد، طبق گزارش گروه‌های حقوق بشری خارج از کشور، هزاران کشته بر جای گذاشت. اما زخم‌های ناشی از شدیدترین خشونت از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ همچنان در سراسر تهران، شهری با ۱۰ میلیون نفر جمعیت که اکنون در سکوتی وهم‌آور فرو رفته، قابل مشاهده است.

بسیاری از مغازه‌ها دوباره باز شده‌اند اما مشتری ندارند؛ کسانی که از عهده‌شان برمی‌آمده است، شهر را برای تعطیلات طولانی ترک کرده‌اند و دیگران ترجیح داده‌اند در خانه بمانند. قطعی اینترنت که بیش از یک هفته است ادامه دارد، همچنان سردرگمی ایجاد کرده و زندگی روزمره را مختل می‌کند.

 سارا که معلم است می‌گوید:«ما حتی نمی‌توانیم به بازگشت به حالت عادی فکر کنیم»،  او که مانند دیگر مصاحبه‌شوندگان برای امنیت خود از نام مستعار استفاده کرده، می‌گوید: «احساس پوچی و رها‌شدگی می‌کنیم. این اعتراضات نتیجه انباشت سال‌ها ناامیدی و خشم بود.» و در ادامه می‌افزاید: «راه آسان به جلو وجود ندارد اما مطمئنم راهی برای رساندن صدایمان پیدا خواهیم کرد.»

اکنون، ساکنان تهران تلاش می‌کنند تکه‌های زندگی‌شان را دوباره کنار هم بگذارند. احمد، مردی قدبلند و لاغر در اواخر دهه ۵۰ زندگی‌اش، از پایتخت به زادگاهش همدان سفر کرد تا در مراسم تشییع جنازه پسرعمویش شرکت کند که در اوج ناآرامی‌های اواخر هفته گذشته با گلوله کشته شده بود. او با چشمانی اشک‌بار، گوشی‌اش را بیرون آورد تا عکس‌هایی از مزار پر از گل را نشان دهد و تعریف کرد که صدها نفر برای ادای احترام آمده بودند. او گفت بعد از تدفین «باران چنان شدید شروع به باریدن کرد که فکر کردم حتی آسمان هم در حال گریه است».

تظاهرات در اواخر دسامبر در تهران آغاز شد. بازاریان مغازه‌های خود را برای اعتراض به شرایط اقتصادی وخیم بسته بودند. به‌زودی این اعتراضات به سراسر ایران گسترش یافت و به جنبشی گسترده‌تر علیه خود جمهوری اسلامی تبدیل شد.

حسین، برق‌کار ۴۵ ساله، در نزدیکی مغازه‌اش در مرکز تهران می‌گوید: ««همه منتظر اتفاق بزرگی بودیم که ما را نجات دهد، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. حالا ما مانده‌ایم با خیابان‌های ساکت و خالی؛ از جهان جدا شده‌ایم، بسیاری از خانواده‌ها یکی از نزدیکانشان  کشته یا زخمی و یا دستگیر شده‌اند و یا با گلوله‌های ساچمه‌ای چشمشان هدف قرار گرفته‌.»

تلاش‌ها برای بازگشت زندگی در شهر به روال عادی با نبود اینترنت و غیرقابل دسترس بودن بسیاری از دستگاه‌های خودپرداز که با میله‌های فلزی برای جلوگیری از آسیب بسته شده‌اند، با مشکل مواجه است.

میدان کاج، محله مرفه غرب تهران و یکی دیگر از صحنه‌های اعتراضات، این هفته آرام و غم‌انگیز بود، در حالی که معمولاً عصرها پرجنب‌وجوش است. در آنجا هم نیروهای امنیتی حضور سنگینی دارند. یک مسجد بزرگ به شدت سوخته و بخش‌هایی از آن کاملاً تخریب شده است.

 در شهرک غرب، یکی از شعبه‌های زنجیره معروف قهوه سعیدنیا با حکم رسمی  پلمپ شده. این زنجیره پس از انتشار پیام‌هایی در اینستاگرام که مردم را به پیوستن به تظاهرات تشویق می‌کرد، تعطیل شده است.

رژیم ابتدا تلاش کرد نگرانی‌های اقتصادی معترضان را به رسمیت بشناسد، اما سپس تظاهرات رو به رشد را به عنوان حرکتی طراحی‌شده برای ایجاد خشونت توسط ایرانیانی توصیف کرد که به گفته حکومت توسط قدرت‌های خارجی – به‌ویژه اسرائیل –  تامین مالی شده، آموزش دیده و مسلح شده‌اند.  حکومت مراسم تشییع جنازه ده‌ها نفر از اعضای نیروهای امنیتی کشته‌شده در اعتراضات برگزار کرد. در کنار پوسته‌های سوخته اتوبوس‌ها، خودروهای آتش‌نشانی و آمبولانس‌ها – که مقامات آنها را به عنوان یادآوری اقدامات «اغتشاشگران» در جای خود نگه داشته‌اند – رژیم راهپیمایی‌هایی با هواداران خود در مرکز تهران برگزار کرده است. مانند دوره پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن که برای مدت کوتاهی کشور دوقطبی‌شده را متحد کرد، مقامات شعارها و بنرهای میهن‌پرستانه با شخصیت‌هایی مانند آرش کمانگیر، قهرمان اسطوره‌ای پارسی، را در خیابان‌های تهران به نمایش گذاشته‌اند. یکی از بنرهایی که بر روی خیابان‌های اصلی کشیده شده، «اتحاد مقدس ساکنان تهران علیه تروریسم صهیونیستی-آمریکایی» را جشن می‌گیرد. نوشته‌های ضد دولتی هم از روی دیوارها پاک شده‌اند. با این حال، برای بسیاری از مردم، نفرتشان از رژیم فقط عمیق‌تر شده است. آنها همچنین احساس می‌کنند توسط چهره‌های مخالف ایرانی در خارج از کشور مانند رضا پهلوی که در آمریکا مستقر است و معترضان را تشویق کرد اما نتوانست شورش را به نتیجه برساند، به آن‌‌ها خیانت شده‌ است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز معترضان را تشویق کرد و بارها تهدید به مداخله نظامی برای حفاظت از آنها کرد. هیچ کمکی تحقق نیافت و اکنون معترضان می‌پرسند که آیا اصلاً چیزی به دست آورده‌اند یا نه.زنی که در تظاهرات شرکت داشت و مخالف پهلوی است، می‌گوید: «اپوزیسیون خارج از کشور اعتراضات ما را گروگان گرفت وگرنه اوضاع داشت پیش می‌رفت و شاید از رژیم امتیازهایی می‌گرفتیم. اما خشونت و سرکوب مردم را به عقب راند و حاصلی جز مرگ و ویرانی نداشت.»

در حالی که دور قبلی اعتراضات در سال ۲۰۲۲، معروف به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به پایان اجباری حجاب در اماکن عمومی منجر شد، این بار اکثر معترضان خواسته مشخصی جز پایان رژیم نداشتند.

و با توجه به تحریم‌های خفه‌کننده آمریکا، چشم‌انداز کمی برای بهبود شرایط اقتصادی وخیمی که ابتدا مردم را به خیابان‌ها کشاند، وجود دارد.

زنی که در بازار بزرگ تهران لباس می‌فروشد می‌گوید: «قبل از ناآرامی‌ها، مردم خرید نمی‌کردند چون پولی نداشتند، بعد از ناآرامی‌ها، از حضور سنگین امنیتی می‌ترسند. باز یا بسته کردن مغازه دیگر معنایی ندارد.»

برای سارا که کلاس‌هایش را به‌صورت دیجیتال برگزار می‌کند، نبود اینترنت درآمدش را قطع کرده است. اما به‌جای عجله برای بازگشت به اینترنت، از روزی که دوباره وصل شود وحشت دارد، از ترس اینکه چه آسیب‌های ناشناخته دیگری آشکار خواهد شد. می‌گوید: «آن موقع است که می‌فهمیم چند نفر کشته شده‌اند. واقعیت ممکن است حتی وحشتناک‌تر از چیزی باشد که الان می‌دانیم، و من نمی‌خواهم با آن روبه‌رو شوم. ما در شهری غمگین با خشم و ناامیدی بیشتری باقی مانده‌ایم.»

بیشتر بخوانید:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی