ما ادبیاتی‌ها

کاری از همایون فاتح

«ما ادبیاتی‌ها» بیانیه‌ای ست به قلم فرشته مولوی و با امضای بیش از ۶۰ شاعر و نویسنده مقیم ایران و خارج از ایران. در این بیانیه امضاکنندگان «سرکوب و بازداشت معترضان» را محکوم می‌کنند و خواهان «آزادی بی‌درنگ و بی‌قیدوشرط» همه‌ زندانیان سیاسی می‌شوند. امضاکنندگان این بیانیه در همان حال با صراحت اعلام می‌کنند:
«ما برخورداری از آزادی‌های دموکراتیک و به‌ویژه آزادی اندیشه و بیان و قلم را حق شهروندی خود می‌دانیم. هم‌چنین با خود و با خوانندگان خود پیمان می‌بندیم که تا زمان شکسته‌شدن سد سانسور و آزادشدن ادبیات از بند آن آثار ادبی خود را، به هر ترتیبی که شده،‌ بی سانسور منتشر کنیم تا در پیشگاه تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران و نزد خوانندگان خود شرمسار نشویم. ما ادبیاتی‌ها گواهی می‌دهیم که به حق خود آگاهیم و به برعهده‌گرفتن سهم خود در برساختن فردای ایران پایبند می‌مانیم.»
این بیانیه به امضای برخی از نویسندگان و شاعران سرشناس مانند نسیم خاکسار، محمد محمدعلی، شهریار مندنی‌پور، علی باباچاهی، پرتو نوری‌علا، علیرضا بهنام، گراناز موسوی، ری‌را عباسی، خسرو دوامی، مهرنوش مزارعی، محمود فلکی و بسیارانی دیگر رسیده‌ است. بسیاری از نویسندگان و شاعران هم با این استدلال که نمی‌توان اقتصاد نشر را معوق گذاشت از امضای این بیانیه خودداری کردند.
بیانیه را می‌خوانید:

جنبشی که در آخرین هفته‌ی شهریور ۱۴۰۱ به نام و با رمز ژینا از سقز سر گرفت، با خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» ایران را دربر گرفته است. این جنبش برآمده ازچرخشگاهی تاریخی-فرهنگی‌ست که بازگشتن به دیروز و درجازدن در امروز را ناشدنی می‌کند. ناگزیریم به سوی فردایی پیش برویم که ساختنش بر عهده‌ی هر ایرانی‌ست.

ما ادبیاتی‌ها می‌دانیم که کار ما برساختن ادبیات است. نیک‌بختی ما در این است که چشم‌باز و گوش‌باز تماشاگر و تجربه‌گر زندگی امروز و دیروز باشیم تا بتوانیم آن را در جهانی خیالی بازبیافرینیم. ما را با فردای جهان واقعی چه کار؟

ادبیات اما ریشه در آزادی دارد. ادبیات روایت آن تاریخی‌ نیست که فاتحان برای مغلوبان تجویز می‌کنند و راویانش زبان‌بریده و دست‌‌بسته‌ی سرکوب و سانسور می‌شوند. ادبیات داستان سرزمینی‌ست بی‌مرز و آزاد و با حق حضور برابر برای همه‌کس و هرچیز. چنین داستانی هیچ قلم حذف و منعی را برنمی‌تابد. 

ما ادبیاتی‌ها می‌دانیم که امیل زولا یک‌تنه برخاست و ایستاد و سخن از حقیقتی گفت که هیچ‌ چیز سد راهش نخواهد شد. می‌دانیم که واتسلاو هاول «زیستن در حقیقت» را نوشت تا راهگشای فردایی روشن باشد. می‌دانیم که در دیروز و امروزمان شاعران و نویسندگانی داشته‌ایم و داریم که در راه آزادی و حقیقت و عدالت به بند افتاده‌اند و جان باخته‌اند.

ادبیات سرزمینی به نام ایران، پس از «انقلاب تاریخی-فرهنگی ژینا»، دیگر نمی‌تواند تن به تیغ زنِش و بُرش سانسور بدهد؛ با سانسورگران از در «تعامل» دربیاید؛ سرکوب زن و زندگی و آزادی را نادیده و ناشنیده و نانوشته بگیرد. این ادبیات اگر بخواهد ادبیات بماند، بایستی بی‌هیچ پروایی و بی‌کم‌وکاستی ژینا‌ها و نیکاها و کیان‌ها و هستی‌ها را در خود بگیرد تا زندگی ناتمام‌شان در ذهن و جان خوانندگان ادبیات تداوم و کمال بیابد.

ما ادبیاتی‌ها گرچه به کنج خلوت خود نیازمندیم و با گوشه‌نشینی الفتی داریم، می‌دانیم که تافته‌ای جدابافته نیستیم و در برج عاج قلم نمی‌زنیم. می‌دانیم که دوره‌ی کاتبان و راویان عافیت‌گزین سپری شده. می‌دانیم که شاعر و نویسنده هم شهروندی‌ست برابر و هم‌تراز با شهروندان دیگر. می‌دانیم که کلمه تا از زندگی برنیاید، جان و توان نمی‌یابد. می‌دانیم که دیگر ایستادن در کنار و تماشای رود روانِ این جنبش بسنده نیست. می‌دانیم که کم‌ترین سهم ما در پیشبرد «زن، زندگی، آزادی» آن است که ادبیات را از بند سانسور رها نگه‌داریم. 

ما در همراهی و هم‌صدایی با جنبش و خیزش انقلابی، سرکوب و بازداشت معترضان را محکوم می‌کنیم. ما خواستار آزادی بی‌درنگ و بی‌قیدوشرط همه‌ی زندانیان سیاسی هستیم. ما برخورداری از آزادی‌های دموکراتیک و به‌ویژه آزادی اندیشه و بیان و قلم را حق شهروندی خود می‌دانیم. هم‌چنین با خود و با خوانندگان خود پیمان می‌بندیم که تا زمان شکسته‌شدن سد سانسور و آزادشدن ادبیات از بند آن آثار ادبی خود را، به هر ترتیبی که شده،‌ بی سانسور منتشر کنیم تا در پیشگاه تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران و نزد خوانندگان خود شرمسار نشویم. ما ادبیاتی‌ها گواهی می‌دهیم که به حق خود آگاهیم و به برعهده‌گرفتن سهم خود در برساختن فردای ایران پایبند می‌مانیم.

امضاکنندگان:

علیرضا آبیز

شمس آقاجانی

راضیه آقاجری

امیر احمدی آریان

حامد ابومعرف

سارا احسان

علی احمدی ( بابک حادثه ) 

فاطمه اختصاری

نرگس الیکایی

آیدا ایزدآبادی

علی باباچاهی

افشین بابازاده 

فرهاد بابایی

ارسلان باقری

سیامک برازجانی

سمی برتر

سینا به‌منش

شریفه بنی‌هاشمی

علیرضا بهنام

فانوس بهادروند

بیژن بیجاری

مانی پارسا

کوشیار پارسی

آوات پوری

رویا تفتی

امید محمودی سوادکوهی

آتوسا زرنگارزاده شیرازی

سپیده جدیری

فرناز جعفرزادگان 

محمد رضا حاج رستمبگلو

علی حاتم

شوکا حسینی

علی حسینی

فروغ کریمی حسین آبادی 

حدیث کاظمی‌نژاد

رضا حیرانی

الهام حیدری

نسیم خاکسار

احمد خلفانی

امیر خداوردی

مهین خدیوی

لادن خدابنده 

وحید خیرآبادی

ساناز داودزاده ‌فر

علی دشتی

وازریک درساهاکیان

لیلا درخش

خسرو دوامی

نعیمه دوستدار

وحید ذاکری

آناهیتا رضائی

فرشته نزاکتی رضاپور

حسین رجایی

شهرام رحیمیان

مریم رئیس‌دانا

لیلا صادقی

محمد صادق زارع

بهزاد صادقیان

معصومه ضیائی

مه‌کامه رحیم‌زاده

آرام روانشاد

آزاده زارعیان

حسن زرهی

مریم رییس دانا

فرزان سجودی

فروغ سجادی

ساره سکوت

رعنا سلیمانی

عبدالله سلیمانی

ساقی سلیمانی

پیمان سلیمانی

سینا سنجری 

اسد سیف

جلیل شاه‌چشمه

محمدعلی شاکری یکتا 

مرثا شیرعلی

شیوا شکوری

جمشید شیرانی

علی شریعت کاشانی

شهلا شفیق

عباس شکری

فاطمه شمس

مظاهر شهامت

نیما صفار

حسن صفدری

ری‌را عباسی

جواد عسگری

مهدی عدیلی پور

محمود فلکی

ابوالقاسم فرهنگ

فرهت فرخی

امید فلاح آزاد

مصطفی فلاحیان

مهرداد قاسمفر

فاطمه قدرتی

نادیا قاسمی

علی قنبری

ساسان قهرمان

مسعود کدخدایی

روح انگیز کراچی

روزبه کمالی

محمد گنابادی

شاهرخ گیوا

مرجان محتشمی

محمد محمدعلی

شیدا محمدی

بهرام مرادی

عماد مرشدی

مهدی مرعشی

مهرنوش مزارعی

سروش مظفر مقدم

نسترن مکارمی 

مهرداد مهرجو

بی‌تا ملکوتی

شهریار مندنی‌پور

مهدی موسوی

گراناز موسوی

فرشته مولوی

راضیه مهدی‌زاده

سهیلا میرزایی

مسعود میری

ثنا نصاری

علی نگهبان

پرتو نوری‌علا

حسین نوش‌آذر

تارا نوری

شهین ک نوروز

اشکان نیری

پیمان وهاب‌زاده

نسیم وهابی

کوروش همه خانی

هنگامه هویدا

مهری یلفانی

در همین زمینه:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی