علی آشوری: شاهرخ مسکوب، معلمی که پرسیدن را وسعت بخشید

نخستین آشنایی من با آثار شاهرخ مسکوب به سال‌های نوجوانی بازمی‌گردد؛ به زمانی که خواندن، هنوز نه یک عادت حرفه‌ای، گونه ای مواجهه‌ی بی‌واسطه با جهان بود. در تألیف‌ها و ترجمه‌هایش، با صدایی روبه‌رو می‌شدم که به‌جای تحمیل معنا ها ، مرا به مکث وامی‌داشت؛ صدایی که بیش از آن‌که چیزی را توضیح دهد، لایه‌های پنهان پرسش را آشکار می‌کرد. از همان زمان، مسکوب برایم به‌نوعی معلم بدل شد نه از آن دست معلمی که پاسخ بدهد، بدانگونه که امکان پرسیدن را گسترش می‌دهد.

سال‌ها بعد، در پاریس، به یاری دوستی، فرصتی کوتاه برای دیدار با او فراهم شد. گفت‌وگویی که میان ما شکل گرفت، بی‌هیچ طرح قبلی، به زبان کشیده شد: به معناها، به ریشه‌ها، به واژه‌هایی که در طول زمان زیسته‌اند و تغییر کرده‌اند. از «رستم» و «اسفندیار» و «سهراب» گفتیم و از نسبت آن‌ها ‌‌تفاوت معنای اشان در کردی و فارسی . آنچه در آن لحظه بیش از هر چیز در ذهنم ماند، صرفاً دانش او نبود،نوعی گوش‌سپردن به زبان بود؛ گویی هر واژه برای او، حامل تاریخی از رنج، جابه‌جایی و دگرگونی و شدن بود .

این مواجهه، به‌تدریج برایم معنای گسترده‌تری یافت. آنچه در آن دیدار کوتاه خود را نشان می‌داد، صرفاً دلبستگی شاهرخ مسکوب به زبان نبود، گونه ای نسبت عمیق‌تر با تاریخ بود،تاریخی که در نظر او نه رشته‌ای از وقایع،که میدانی از تجربه‌های ناتمام و اغلب شکست‌خورده است.

از این نگاه و نگرش، اندیشه‌ی مسکوب را نمی‌توان در قالب دستگاهی مفهومی یا نظامی نظری فروکاست؛ آنچه او پی می‌گیرد، به شیوه ای تأمل مداوم بر امکان زیستنِ اخلاقی در دل تاریخی است که بارها خود را در صورت گسست و ناکامی بازنمایی کرده است.

در چنین افقی، مفاهیمی چون شکست، سوگ و حافظه، صرفاً موضوعاتی برای تحلیل کردن نیستند ، عناصر سازنده‌ی خودآگاهی تاریخی می‌شوند، خودآگاهی‌ای که هم‌زمان به گذشته نظر دارد و در اکنونِ ناپایدار ریشه می‌دواند.

آثار مسکوب، از خوانش‌هایش بر متون اسطوره‌ای تا نوشته‌های تأملی و شخصی‌اش، را می‌توان همچون تلاش‌هایی برای صورت‌بندی این وضعیت دانست: وضعیتی که در آن، تاریخ به‌مثابه میدان تکرار و تعلیق تجربه می‌شود نه همچون خطی افقی برای پیشرفت .

برای فهم این وضعیت، باید به تجربه‌ی بنیادینی بازگشت که نسل مسکوب را شکل داد: شکست سیاسی و تاریخی‌ای که پس از کودتای ۲۸مرداد تثبیت شد.

این رویداد، در خوانش او، صرفاً یک واقعه‌ی سیاسی نیست، بل، نقطه‌ای است که در آن، امکان‌های تاریخی فروبسته می‌شوند و نوعی تعلیق طولانی آغاز می‌گردد. زندان، که خود مسکوب آن را تجربه کرد، در این میان به استعاره‌ای فشرده از این وضعیت بدل می‌شود: زیستن در زمانی که می‌گذرد، اما به افقی گشوده نمی‌شود.

با این‌حال، آنچه در کار مسکوب اهمیت دارد، صرفِ ثبت این شکست نیست ، اهمیت اش در نحوه‌ی مواجهه با آن است. او نه به روایت‌های قهرمانانه پناه می‌برد و نه به بدبینی‌ای که هر امکان کنش را از میان می‌برد. شکست، در نزد او، به مسئله‌ای اخلاقی بدل می‌شود: چگونه می‌توان در دل این وضعیت، از صداقت فاصله نگرفت؟ چگونه می‌توان بدون توسل به توجیه یا فراموشی، با تاریخ زیست؟

این پرسش‌ها، در خوانش او از اسطوره، به‌ویژه در سوگ سیاوش، صورتی تراژیک به خود می‌گیرند. سیاوش، در اینجا، تنها یک چهره‌ی اسطوره‌ای نیست، تمثیلی از بی‌گناهیِ حذف‌شده در ساختارهای قدرت است. مرگ او، حادثه ای قلمداد نمی شود ، الگویی تکرارشونده است—الگویی که در آن- “آن‌”که نمی‌خواهد در منطق قدرت ادغام شود، حذف می‌گردد. اما مسکوب اسطوره را به گذشته تبعید نمی‌کند؛ آن را به اکنون بازمی‌گرداند، به‌مثابه ابزاری برای فهم وضعیت معاصر.

در مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار نیز همین نگاه ادامه می‌یابد. این‌جا، تراژدی نه در تقابل ساده‌ی دو قهرمان، تراژدی، بن‌بستی است که هر دو در آن گرفتارند. رستم، نماینده‌ی سنتی است که دیگر کارایی خود را از دست داده، و اسفندیار، حامل حقیقتی است که امکان تحقق ندارد. تراژدی، در این خوانش، در شکست این یکی یا آن دیگری نیست، در ناتوانی هر دو برای گشودن افقی تازه نهفته است.

این تأملات، در نوشته‌های شخصی‌تر مسکوب، از جمله سوگ مادر، به سطحی دیگر منتقل می‌شوند. در این متن، سوگ موضوعی در حول و حوش اندیشیدن‌نمی چرخد ، سوگ به تجربه‌ای زبانی بدل می‌شود. نثر، از استدلال فاصله می‌گیرد و به مکث، تردید و گاه سکوت نزدیک می‌شود. گویی خود زبان، در مواجهه با فقدان، دچار لغزش می‌گردد. اما همین لغزش، به‌جای آن‌که ضعف باشد، به نقطه‌ی قوت متن تبدیل می‌شود: نشانه‌ای از وفاداری به تجربه‌ای که به‌سادگی قابل بیان نیست.

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی