مت هندرسون: «از تاریک‌ترین شب، تا طلوع روشنایی»، خاطرات و زندگی‌نامه، سیروس هوشمند به ترجمه مرضیه ستوده

در سال ۱۹۴۶، ویکتور فرانکل، بازمانده‌‌ی هولوکاست و روان‌شناس برجسته،‌ با مرتبط ساختن تجربه‌ی زیسته در رنج و معنای زندگی، موجی از تأمل و چالش فکری پدیدآورد. در کتاب انسان در جست‌وجوی معنا، پس از جان به‌در بردن از اردوگاه‌های کار اجباری، استدلال می‌کند که “زندگی انسان، تحت هر شرایطی، هرگز از معنا تهی نمی‌شود، و این معنای بی‌پایان، زندگی، رنج ، محرومیت و مرگ و نیستی را نیز در بر می‌گیرد”.

این سخن، هر چند سنگین و جان‌کاه، پژواکی است از همان حقیقتی که سیروس هوشمند، نویسنده ایرانی- کانادایی در کتاب ” از تاریک‌ترین شب، تا طلوع روشنایی” از زنده ماندن پس از جنگ و جان به در بردن از زندان اوین، در خاطرات خود در جستجو و پرسش است از ژرفای وجود انسان درباره‌ی رنج، معنا و آن نیروی پنهانی که ما را در سخت‌ترین شرایط به ادامه دادن وامی‌دارد.
روایت او در میان انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق شکل می‌گیرد و بعد سه سال اسارت، در زندان بدنام اوین ادامه دارد.

از تاریک‌ترین شب، تا طلوع روشنایی

در انتظار اجرای حکم قریب‌الوقوع اعدام، سیروس هوشمند نویسنده، مهندس صنایع، زندانی پیشین، به اعماق چاه‌های اضطراب، پوچی، امید، خویشتن‌داری و شکیبایی فرو می‌رود. ” وقتی با تهدیدی وجودی روبه‌رو می‌شویم، نگاه‌مان بار دیگر به فریبندگی خیره‌کننده‌ی آن متمرکز می‌گردد. مرگ است که به زندگی معنا می‌بخشد.”

معنادار شدن زندگی از خلال مرگ، یکی از مضامین محوری در اندیشه و روایت سیروس هوشمند است. اندیشه‌ای که به متون فلسفی و پایبندی به اصول استوار است و نقد او بر مصرف‌گرایی، خودکامگی و نابینایی عامدانه جمعی. این کنکاش، خواننده را به تأملی تازه درباره‌ی شیوه‌ی رویارویی با چیزی که زندگی می‌نامیم فرامی‌‌خواند.

سیروس هوشمند ساکن تورنتو، در ایران به دنیا آمد، قبل از آن که خانواده‌اش به جنوب کالیفرنیا نقل مکان کنند. هوشمند فرزند یک پزشک، والدینش گهگاه به ایران بازمی‌گشتند و همین رفت و آمدها باعث شد که او نزد خانواده‌های امریکایی زندگی کند. تجربه‌ای که فرصت درک عمیق‌تری، از شکل‌گیری مصرف‌گرایی پس از جنگ جهانی دوم و واکنش دولت و رفتار مردم امریکا به جنگ سرد، برایش فراهم آورد.

پس از مطالعات فلسفی و کسب مدارک مهندسی، هوشمند در اواخر دهه‌ی هفتاد میلادی برای پیوستن به خانواده به ایران بازگشت. بازگشتی که مستقیما او را در میانه‌ی انقلاب ایران، سقوط شاه و برآمدن آیت‌الله‌ها در خلاء قدرت قرار داد.
دوره‌ی کوتاهی پس از سقوط شاه، جامعه‌ی ایران نفسی تازه کرد، زمانی که جامعه ذهنش را به روی افق‌های تازه گشود، اما انقلاب در نهایت به برپایی جمهوری‌ای انجامید که ستیزه و جنگی بی‌رحمانه علیه سکولاریسم و دیگر احزاب به راه انداخت و شاهد موجی از زندان‌ها، اعدام‌ها و بی‌شمار نقض فاحش حقوق بشر بود. با این حال، هوشمند درس‌هایی که از جریان انقلاب آموخت، برایش عمیق و ماندگار شدند. او در صف نخست جنبش‌های اجتماعی، در شجاعت و پایمردی حضور داشت و همه چیز را از نزدیک می‌دید. او می‌نویسد ” در نقطه‌ای از زندگی می‌رسیم که باید میان دو راه یکی را انتخاب کنیم: یا مسیر بی‌درد و پرمنفعت را دنبال کنیم با همه‌ی جایگاه و مزایا و یا با ضرباهنگ طبل دیگری برویم و پیامدهایش را بپذیریم. “

در مقایسه‌ی جامعه‌ی امریکا و ایران، چه در دوران انقلاب و چه پس از آن، هوشمند با تکیه بر افکار و اندیشه‌ی آلبر کامو، نوآم چامسکی، فرانتس کافکا و ویکتور فرانکل، گرایش انسان را به تسلیم شدن در برابر حرص، سطحی‌نگری و زیست ناآزموده، کنکاش و نقد می‌کند.

در دوران انقلاب، هوشمند در حالی که شاهد واکنش خشونت‌آمیز شاه علیه مردم خود بود، بصیرتی عمیق بر او تجلی کرد. ” با خود عهد کردم سبک زندگی‌ام را به طور بنیادین دگرگون کنم و هرگز به زندگی سطحی بازنگردم.” این تصمیم در سال‌هایی پس از انقلاب نیز با او ماند، زمانی که به عنوان مهندس در کارخانه‌ای مشغول به کار شد و همراه همکارانش به بیمارستان‌های صحرایی در دوران جنگ ایران و عراق، خدمت می‌کرد.
د
استان‌هایی که سیروس هوشمند از شجاعت و انسانیت روایت می‌کند، توانایی و شاید میل ذاتی نوع بشر را برای مراقبت ازغریبه‌ها برجسته می‌سازد و انجام اعمالی سرشار از جسارت بی‌امان در لحظات ضروری.
در دوران جنگ بود که حکومت به همه‌ی نیروهای چپ بد گمان شد. هوشمند در زمان و مکان نامناسبی قرار گرفت و در خیابانی در تهران، بازداشت شد.

سیروس هوشمند سه سال تمام، شرایط هولناک زندان اوین را تاب آورد، و اغلب در سلول انفرادی و بی‌تردید زیر سایه‌ی سنگین خشونت دائمی جسمی و روانی. در همین دوران غیرقابل تصور بود که نویسنده، با تأملی ژرف درباره‌ی معنای زندگی و رابطه‌ی انسان‌ها با یکدیگر، به این حقیقت می‌رسد که رنج و مرگ، چگونه ما را به زیبایی و ویران‌گری وجود آدمی آگاه می‌کند.
در تاریک‌ترین لحظات دوران زندان اوین، سیروس هوشمند هم‌چنان نیروی مقاومت در خود می‌یابد و می‌نویسد ” اراده‌ی ما پیوسته آزموده می‌شود و وسوسه‌مان می‌کند تا در برابر زندگی بهتری که وعده می‌دهند، تسلیم شویم. بعضی از پا درمی‌آیند و زانو می‌زنند، بعضی دیگر استوار می‌ایستند و می‌کوشند تغییری ایجاد کنند.”

سیروس هوشمند از پذیرش اعترافاتی که بازجویان و نگهبانان زندان پیش رویش می‌گذاشتند، سر باز زد. شاید همین اصول و پایبندی‌ها بود که او را زنده نگه داشت، در حالی که بسیاری از هم‌بندی‌هایش که مانند او شجاعانه مقاومت کرده بودند، در دل شب ناپدید شدند.

” از تاریک‌ترین شب، تا طلوع روشنایی” محکومیتی است علیه زندگی ناآزموده و فراخوانی است برای شجاعت و پایبندی به اصول در برابر بی‌عدالتی. این کتاب تلنگری نیرومند است برای آن‌هایی که در زمانه‌ای زندگی می‌کنند که در آن، دموکراسی‌های غربی، حضور نیروهای نظامی را در خیابان‌ها عادی‌سازی کرده اند، به طوری که ناپدید شدن آسیب‌پذیرترین افراد را به راحتی می‌پذیرند و دولتی بر پایه‌ی بی‌زاری، ترس و نیهیلیسم افسار گسیخته را تحمل می‌کنند.

بیشتر بخوانید:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی