
«گویهها» مجموعه تازهایست در نشریهٔ ادبی بانگ.
هدف «بانگ» از انتشار این مجموعه، فراهم آوردن امکان نشر برای شاخهای از شعر ایران است که چه در بیان و چه در مضمون، نمایانگر بخشی از جریان شعری معاصر است که موجودیتش را بنا به مصلحت و سلیقهٔ عامه یا به اقتضای سانسور انکار نمیکند. به تدریج این اشعار را بر حسب سبک و مضمون دستهبندی میکنیم و مبنای نقد و پژوهش ادبی قرار میدهیم.
عطا حسین زاده، از رشت و بیش از یکی ده سال در همراهی شعر
ای تاریك كه بر دَم میزنی
ای نوازش شرم بر پیشانی و پوست
دستان عرق کردهات از ابتدا
از ابتدا
از ابتدا به گناه
به نفرتِ انگشت
حرکتی به مثابهٔ فاک
در میان جمیعِ روندگان
به سمت خوشبختی
موفقیت، جاه، مقام و فخر
فخری که مناسبت نداشت با بلاهت صورتمان
صورتی که پیش از اینها، پیش از اینها به سلاخخانهٔ ذهنمان برده بودیم
ای آرام بخشِ از دورها رسیده به آشپزخانه
به ریههای داغمان
داغ این مقام و فخر را التیامی هست؟
کلامی با من بگو، فراری هست؟
به این صورتها چگونه سلامی دهم که باز به تو
به تو و آشپزخانه باز نگردم؟
به دوستانِ راهِ دورم بگویم
بگویم این بار هم نشد
این بار هم تصویر مرا از آشپزخانه خواهید داشت
بگویم خستهام از بیخوابی و خوابیدنِ ظهر
از خیابانی كه هر روز مرا تكرار میكند در خود
مرا تکراری میکند در خود
ای تمامكنندهٔ تصویرها در خیال ما
ای مدام در كنار روزهای ما نشسته
تكیدهتر از اینها در چشمهایت دودمان كن
خراب بر تخت اتاق بخوابان
رویا را با روزگار ما كاری نیست
ما را در این لحظه خراب كن
ما را در تنهایی شبهامان تمام کن
صورتی نخواهیم داشت
شرم نخواهیم کرد
ما را از دستان عرقکرده بشناس
از انگشت نفرت به صورتهای بیمقدار
ما را در این لحظه خراب کن
خراب بر تخت
ما را در تنهایی شبهامان تمام کن








