‍۱۷آوریل/ ۲۸ فروردین: هشتمین سالگرد درگذشت گابریل گارسیا مارکز

هشت سال قبل در چنین روزی گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی و یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین نویسندگان جهان درگذشت.

مارکز در سال ۱۹۹۹ به بیماری سرطان مبتلا شد، اما بیماری‌اش را مداوا کردند. بیماری سرطان یک بار دیگر عود کرد، اما این‌بار مارکز از پذیرش درمان سر باز زد.

گابریل گارسیا مارکز به خاطر رمان‌های «صد سال تنهایی» و «عشق در سال‌های وبا» در جهان شناخته شده است. او یکی از پرخواننده‌ترین و محبوب‌ترین نویسندگان جهان بود و از اندک نویسندگان قرن بیستم بود که توانست شیوه تازه و فراگیری در داستان‌نویسی جهان ابداع کند.  

در آثار مارکز تخیل و واقعیت، اساطیر ملی و رؤیاهای انسان با هم درمی‌آمیزند و به واقعیت شکل می‌دهند. این تصاویر در کودکی مارکز و به ویژه در روایت‌های مادربزرگش ریشه دارند. مارکز در این‌باره گفته است:

«شیوه نگارش من و لحنی که در آثارم به کار می‌برم، همان شیوه و لحنی‌ست که مادربزرگم برای گفتن قصه‌هایش به کار می‌برد. او چیزهایی را تعریف می‌کرد که بسیار فراطبیعی و افسانه‌ای بودند اما جوری این قصه‌ها را تعریف می‌کرد که همه چیز واقعی به نظر می‌رسید و باورپذیر بود.»

«صد سال تنهایی»، شناخته‌شده‌ترین رمان مارکز در سال ۱۹۶۷ منتشر شد. این اثر به ۲۵ زبان ترجمه شده و ۵۰ میلیون نسخه به فروش رسیده است.

مارکز وقتی «صد سال تنهایی» را نوشت به اندازه کافی پول نداشت که هزینه پست آن را تأمین کند. او دست‌نویس این رمان را در دو پاکت جداگانه و با فاصله زمانی زیادی از هم برای ناشرش فرستاد. اما رمان به دست ناشر رسید، منتشر شد، و نه تنها برای او شهرت و استقلال مادی آورد، بلکه به خاطر همین رمان هم جایزه نوبل ادبی در سال ۱۹۸۲ به او تعلق گرفت. مارکز پس از دریافت جایزه نوبل به هیأت داوران نهادهای جایزه‌دهنده در سراسر جهان اعلام کرد که به او جایزه ندهند، بلکه از نویسندگان جوان و آثارشان تقدیر کنند.  

با انتشار «صد سال تنهایی» بود که ادبیات آمریکای لاتین جهانی شد. با انتشار این رمان آثار نویسندگانی مانند خولیو کورتاسار و ماریو بارگاس یوسا هم در جهان مطرح شدند.

بهمن فرزانه، «صد سال تنهایی» را به فارسی ترجمه کرده است. ترجمه او از «صد سال تنهایی» را انتشارات امیرکبیر منتشر کرد و این کتاب تا سال ۱۳۵۷ چهار بار تجدید چاپ شد. با وجود ناآرامی‌هایی که انقلاب در جامعه به وجود آورد، ترجمه فرزانه از «صد سال تنهایی» ادبیات معاصر ایران را تحت تأثیر قرار داد و عده‌ای از نویسندگان ایرانی را با سبک «رئالیسم جادوئی» آشنا کرد.

«پاییز پدرسالار» و «عشق در سال‌های وبا» (هر دو رمان به ترجمه کیومرث پارسای) از دیگر رمان‌‌‌های مهم گابریل گارسیا مارکز‌اند.

گابریل گارسیا مارکز هم مانند بسیاری از نویسندگان آمریکای لاتین، نویسندگی را ابتدا با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. او گفته بود: «من روزنامه‌نگارم و همیشه هم روزنامه‌نگار خواهم ماند.»

رپرتاژ‌ها و گزارش‌هایی که مارکز به عنوان روزنامه‌نگار نوشته است، از درخشان‌ترین نمونه‌های گزارش‌نویسی به شمار می‌آیند. او در کتاب خاطراتش گفته است: «گزارش‌نویسی و رمان‌نویسی فرزندان یک مادرند.» «ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی» که به فارسی به ترجمه باقر پرهام منتشر شده از «رپرتاژ» ‌های ماندگار مارکز است.

میگل لیتین، فیلمساز تبعیدی شیلیایی در نقش یک بازرگان اوروگوئه‌ای و با گذرنامه‌ای جعلی وارد خاک شیلی شد ودر طی شش هفته مستندی تهیه کرد از دیکتاتوری پینوشه. این مستند جهان را تکان داد و با واقعیت‌های شیلی آشنا کرد. مارکز در این رپرتاژ، گزارشی از تلاش این فیلمساز تبعیدی به دست می‌دهد.

«گزارش یک آدم‌ربایی»، به ترجمه جاهد جهانشاهی و کیومرث پارسای هم یکی دیگر از «رپرتاژ» ‌های ماندگار مارکز است. او در این اثر ماجرای ربودن و زندانی‌ کردن تعدادی از چهره‌های سر‌شناس کلمبیا در اوایل سال‌های دهه ۱۹۹۰ میلادی را روایت می‌کند.

میرحسین موسوی، یکی از رهبران نهضت سبز که هنوز هم در حصر خانگی به‌سر می‌برد به دخترانش گفته بود «اگر می‌خواهید از وضعیت من در اسارت خبردار شوید کتاب گزارش یک آدم ربایی اثر گابریل گارسیا مارکز را بخوانید.»

در اثر توصیه میر حسین موسوی این کتاب در ایران نایاب شد.

مارکز تا سال‌های دهه ۱۹۹۰ به جریان چپ تعلق داشت و از دوستان فیدل کاسترو بود.

نویسنده رمان‌های «صد سال تنهایی» و «عشق در سال‌های وبا»  ۴۰ سال پیش از درگذشتش در مکزیکوسیتی زندگی می‌کرد.   «زیستن برای روایت کردن» خاطرات زندگی مارکز به قلم خود اوست که در سال ۲۰۰۲ انتشار یافت. مارکز در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «زندگی آن چیزی نیست که زیسته‌ایم، زندگی چیزهایی‌ست که به یاد می‌آوریم و برای دیگران بازگو می‌کنیم.»

به نظر گابریل گارسیا مارکز زندگی با به یاد آوردن یادمان‌هایی و تعریف کردن آن یادمان‌ها برای دیگران معنی پیدا می‌کرد.

آخرین بار، در اوایل ماه مارس ۲۰۱۲، گارسیا مارکز به مناسبت زادروز خود روی بالکن خانه‌اش در مکزیکوسیتی، مقابل خبرنگاران ظاهر شد، اما نتواست سخن بگوید. خبرنگاران به افتخار او و به مناسبت زادروزش برای «گابوی بزرگ» ادبیات داستانی جهان آواز خواندند.

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی