دختر کیومرث پوراحمد: این که پدرم خودش را کشته باشد درست نیست

پگاه، دختر کیومرث پوراحمد، فیلمساز سرشناس، در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد خودکشی پدر خود را تکذیب کرد.
خبرگزاری‌های رسمی به‌ نقل از خانواده پوراحمد اعلام کردند که او صبح روز ۱۵ فروردین در بندر انزلی بر اثر «ایست قلبی» از دنیا رفته، اما بعداً حساب کاربری مجلهٔ «فیلم امروز» در اینستاگرام دلیل مرگ او را «خودکشی» اعلام کرد. چند روز بعد، عکسی در شبکه‌های اجتماعی از این فیلمساز منتشر شد که نشان می‌داد او خود را حلق‌آویز کرده است. با این حال روی دست‌های او اثر کبودی دیده می‌شد. حال پگاه پوراحمد، دختر او، در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد که روز شنبه، هشتم اردیبهشت، منتشر شد گفته است: «در مورد رسیدگی به پرونده و جزئیات پرونده فعلاً اصلا صحبت نخواهیم کرد تا زمان مناسب آن فرابرسد، اما این را بگویم که پدرم می‌دانست چه بلایی می‌خواهد سرش بیاید، ولی اینکه خودش را کشته باشد به هیچ‌وجه درست نیست.» پوراحمد در ادامه تأکید کرد: ‌ «همه خانواده هر کدام به نوع خودمان بر این موضوع تأکید داریم که پدرمان شمال نرفت که خودش را بکشد.» پیش از این خواهر کیومرث پوراحمد همزمان با سالگرد مرگ او در شبکه‌های اجتماعی در پیامی گفته بود برادرش قبل از مرگ «شکنجه» شده بود. توران پوراحمد، خواهر این فیلمساز، در کامنتی نوشته بود: «برادر من پایش به جایی گیر نکرد ولی اول شکنجه‌اش کردند و بعد جسد بی‌جان او را به دار آویختند.» پگاه پوراحمد نیز در مصاحبه خود تأکید کرده که «عمه‌ام هر چه نوشته درست است». او سال گذشته هم در پستی در اینستاگرام بدون هیچ توضیحی نوشته بود: «پرونده باز است.»
آخرین فیلم سینمایی کیومرث پوراحمد «پرونده باز است» نام داشت که بهمن ۱۴۰۱، به‌رغم شرکت‌ نکردن اعتراضی او در جشنواره حکومتی فیلم فجر، در بحبوحه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به‌ نمایش درآمد.

متن مصاحبه اعتماد با پگاه پوراحمد

  روز حادثه

«پدرم اکثرا هر چند وقت یک بار از شخصی که در شمال می‌شناخت ویلا اجاره می‌کرد و به شمال می‌رفت، چون می‌خواست بنویسد و خلوت کند. معمولا هم تنها به آنجا می‌رفت؛ یعنی اولین‌بار نبود که تنها به شمال رفته بود. قرار بود به تهران برگردد، چون قرار‌های مختلف داشت، اما ناگهان آن اتفاق افتاد؛ روز حادثه صاحب ویلا به آنجا رفت و با آن صحنه روبه‌رو شد و به پلیس اطلاع داد. همه خانواده هر کدام به نوع خودمان بر این موضوع تاکید داریم که پدرمان شمال نرفت که خودش را بکشد.»

ارتباط با فیلم «پرونده باز است»

«فیلم “پرونده بازاست”، هنوز تمام نشده بود و تدوین آن مانده بود. همان موقع که پدرم شمال بود با او صحبت کردم و او به من گفت می‌خواهد به تهران برود تا بخشی از موزیک‌ها و مونتاژ فیلم «پرونده باز است» را تغییر دهد. قرار‌های مختلف داشت. به این موضوع نیز در یک استوری که مصادف با چهلم پدرم می‌شد، اشاره کردم و از تلفن‌ها و پیام‌هایی که مربوط به همین قرار‌های کاری می‌شد، مطلبی نوشتم. یعنی پدرم برای آینده برنامه داشت حتی قرار بود به زاهدان برود و خواهرش را ببیند. قبل از حادثه با خواهرش و شوهرخواهرش صحبت کرده بود و قرار بود به زاهدان سفر کند. خلاصه هزار برنامه داشت و با چندین نفر قرار کاری گذاشته بود. کتاب‌هایش در مرحله چاپ بود و قرار بود نشریه مهری که داخل لندن است کتاب‌های او را به چاپ برساند، اما ناشر نشریه مهری آدم فرصت‌طلبی بود و ما نمی‌دانیم پدرم با این آقا قرارداد داشته یا نداشته؟ وکیلی که در ایران می‌شناختیم، توانست پیگیر این موضوع باشد. به هر حال پدرم باید در چاپ این کتاب‌ها سهیم بوده باشد، اما خب دست کسی به ناشر داخل لندن نمی‌رسد، چون ایران نیست. حتی ما تلفنی با آن ناشر صحبت کردیم و قرار بود قرارداد‌ها را برای‌مان ارسال کند، اما تا الان هیچی برای ما ارسال نکرده است. غیر از یک کتاب که به چاپ رسید و پدرم آن را در سفری که داشت برای من آورد، گفته بود کتاب‌های دیگر هم برای چاپ دارد، اما کتاب‌ها تمام نشد و مرحله نهایی را رد نکرده بود. پدرم وسواس شدیدی به تمام کارهایش داشت. در هر صورت می‌خواهم این را بگویم که پدرم کلی پروژه داشت که می‌خواست آن‌ها را به اتمام برساند. فیلم آخر او یعنی «پرونده باز است»، هم فیلم پدرم هست و هم نیست، چون تهیه‌کننده برخی سکانس‌ها را حذف کرد و تغییر داد.»

 در تأیید اظهارات خواهر پوراحمد

«عمه‌ام هر چه نوشته درست است، اما در مورد رسیدگی به پرونده و جزییات پرونده فعلا اصلا صحبت نخواهیم کرد تا زمان مناسب آن فرا برسد، اما این را بگویم که پدرم می‌دانست چه بلایی می‌خواهد سرش بیاید، ولی اینکه خودش را کشته باشد به هیچ‌وجه درست نیست.»

بیشتر بخوانید:

کانون کارگردانان سینمای ایران: پوراحمد کارگردانی معترض بود نه ناامید

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی