«دکترم و من» نوشته پیمان وهاب‌زاده در بیان مفهوم «بازنگری» و «خودیابی» در دیاسپورا در نشر ساب‌ویژن

پیمان وهاب‌زاده به تازگی در نشر ساب‌ویژن کتاب ویژه‌ای منتشر کرده است: «دکترم و من»، خاطرات زخمی شفا (ن) یافته (پانزده شعر). این اثر در قطع پالتویی با کاغذ مرغوب فقط به شکل نسخه کاغذی منتشر شده است. در شناسنامه کتاب آمده است که تیزاژ این اثر به «شمار خواننده»‌گان آن است.

نظر حسین نوش‌آذر درباره این کتاب:

وهاب‌زاده «دکترم و من» را به «زخم‌های بازی که بخیه‌های آرمانی را نپذیرفتند» تقدیم کرده است. پیش از این وهاب‌زاده در سال ۱۳۷۶ مجموعه داستان «در من چه مرده‌ست» از نخستین جلوه‌های دادخواهی را منتشر کرده بود و سپس در ادامه این روند در سال ۱۳۸۸ «کتاب علی» (بازتاب‌هایی بر زندگی کوتاه احمد علی‌وهاب‌زاده) برادر اعدامی‌اش را منتشر کرد. هر دو این آثار مانند «دکترم و من» در نشر ساب‌ویژن با چاپ متفاوت و به طور مستقل «به شمار خواننده» منتشر شده‌اند. با «دکترم و من» ظاهراً روندی که وهاب‌زاده به عنوان یکی از خانواده‌های دادخواه آغاز کرده از طریق درونگری و بازنگری در گذشته و خودیابی به قصد شفای زخم‌هایی که ممکن است هرگز شفا نیابند به پایان نزدیک می‌شود.

«دکترم و من» در قالب گزین‌گویه‌هایی در گفت‌وگوی درونی با یک پزشک درمانگر شکل می‌گیرد. برخلاف «شطحیات» عرفانی یا آفوریسم‌هایی که در ادبیات غرب سراغ داریم، تأملات وهاب‌زاده در این اثر با هم در ارتباط درونی قرار دارند: از یک طرف ما می‌خواهیم بدانیم روند خودیابی سرانجام به کجاها ختم می‌شود، از طرف دیگر می‌خواهیم در فاصله بین سطرها با شخصیت «دکتر» آشنا شویم:

«بعضی‌ دردها می‌آیند که بروند، بعضی دردها می‌آیند که بمانند. دردهایی که می‌‌روند از خود خاطره‌ای به جای می‌گذارند. دردهایی که می‌مانند خاطره را پاک می‌کنند.

همانطور که به تندی یادداشت برمی‌دارم، دکترم به آرامی زمزمه می‌کند: دردی که درون توست، خود توست. بعد با مهربانی دکترانه‌ی نایابی دستش را به نرمی بر شانه‌ام می‌گذارد که: من درمانی برایت سراغ ندارم. زندگی تو لاعلاج است.»

و این نخستین گام در خودیابی است: تو وقتی می‌توانی با خودت و زخم‌هایت مواجه شوی که بدانی معجزه و معجونی در کار نیست. این تو هستی و فقط تو هستی که می‌توانی با خودت دربیفتی – خودت را دریابی. بنابراین «شفا» هم همانطور که از عنوان این کتاب برمی‌‌آید یک مفهوم نسبی است. شفا یافته و نیافته را فقط یک حرف نفی از هم جدا می‌کند. وهاب‌زاده در مقدمه این کتاب می‌نویسد:

«دردهای ما دوستان ما هستند و زخم‌هایمان یادگار نبردهای حماسی ما.»

و این دقیقاً همان حقیقتی است که در گفت‌وگوی درونی نویسنده کتاب با «دکتر»ش آشکار می‌شود: آخرین مرحله عزاداری پس از عبور از ناباوری و خشم (در من چه‌ مرده‌ست) و سپس یادمان‌ و یادبود (کتاب علی) و سرانجام پذیرش و رسیدن به ثبات و بازگشت به زندگی (دکترم و من).

این کتاب را می‌توان در جیب گذاشت، گاهی در فرصت فراغت سطرهای آن را خواند و در آن تأمل کرد.

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی