چه خبر؟

چه خبر؟

حسین نوش‌آذر: «چهار صندوق بیضایی»، تمثیل جاودان از استبدادی که خود می‌آفرینیم

بیش از نیم قرن پیش، بهرام بیضایی در نمایشنامه «چهار صندوق» با وارونه کردن یک فرم شاد مردمی قاجاری، دور باطل استبداد را به تصویر کشید: جامعه‌ای که از ترس خطری مبهم، خود قدرتی سرکوبگر می‌سازد، سپس با تفرقه، سازش و انفعال، آن را تداوم می‌بخشد و در آخرش هم صدای اعتراض را تنها می‌گذارد. این اثر که هم در دوران پهلوی و هم در جمهوری اسلامی سانسور شد، امروز بیش از همیشه معاصر ماست؛ از مکانیسم‌های قطبی‌سازی در اپوزیسیون تا بازتولید صندوق‌های ایدئولوژیک در گفتمان‌های سیاسی، همه یادآوری می‌کنند که بزرگ‌ترین خدمت به استبداد، خودزنی جمعی و ناتوانی در اتحاد است.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و سوم: «بند زنان» از شهین خسروی‌نژاد (اُرا)

این شعر، یک کالبدشکافی شاعرانه از خشونت سیستماتیک علیه زنان است که در آن شکنجه، از سطح فیزیکی به عمق زیست‌شناسی، روان و اسطوره‌ی وجودیِ زنانه نفوذ کرده است. شعر از توصیف خشونت به سوی کشف منطق شاعرانه‌ی مقاومت حرکت می‌کند و در پایان با عبور از این تاریکی، به تصویری از زایندگی می‌رسد.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – حافظ موسوی: به مادران داغدار وطن

مادران داغدار در دی خونین بازپس‌گیریِ آیینِ زندگی و شادی از چنگالِ آیینِ مرگِ تحمیلی را به ما آموختند. شاعر یادآوری می‌‌کند که آن‌ها هرگز ستایشگرِ مرگ نبوده‌اند، بلکه حافظانِ حافظهٔ زندهٔ جشن و موسیقی و رقص در اعماق تاریخِ این سرزمین («هزاره‌ی پیش از هزاره‌ی تقویم گریه‌ها») بوده‌اند. می‌شنوید با صدای شاعر:

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: سووشونی‌ها (گاهنامۀ خونین انقلاب)

شهریار مندنی‌پور در این یادداشت فریاد می‌زند: این پایان سرکوب نیست، بلکه آغاز واقعی پروسه انقلاب است. او با نگاهی عمیق به تاریخ تنهایی ایران تأکید می‌کند که پیروزی نه در چند روز یا ماه، بلکه در روند مداوم مقاومت مدنی نهفته: کنار گذاشتن ریا، تقیه و تقوای تحمیلی رژیم، تمرین رواداری، و هوشیاری در برابر خطر انزوا و دشمن‌خویی داخلی. مندنی‌پور می‌گوید تا وقتی همدیگر را داریم، قبای ژنده و خونین تنهایی‌مان، نماد امید و خشم جمعی است.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – رضا باقری: هزاران سوزن در ذهن‌ها کاشته شد

رضا باقری در این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک قتلِ حکومتی در خیابان، شهر را به میدانی از ترسِ فراگیر تبدیل می‌کند. نتیجه، زایشِ جامعه‌ای از «زندگی‌های نیمه‌تمام» است – انسانی که جسمش زنده است، اما پیوندش با همنوع، امیدش به عمل نیک، و آرامش ذهنش کشته شده است.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – مریم رئیس‌دانا: ۲۱ روز بعد

این روایت، که در مرز خواب و بیداری حرکت می‌کند، نه گزارش یک واقعه، بلکه کالبدشکافی ترسِ نهادینه‌شده و عذاب وجدان بازماندگان است از پس یک فاجعه ملی‌. داستان به پرسشی اساسی می‌رسد: وقتی فریاد زدن ناممکن است، مقاومت چه شکلی به خود می‌گیرد؟ پاسخ این است: زنده و سالم بمان، نه برای تسلیم، بلکه کاری بکن.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – فرشته پاریزی: روزهای دی‌ماه

متن حاضر بازنویسیِ رواییِ یک تجربه‌ی واقعی است؛ متنی که از پیام‌ها، صداها و شهادت‌های پراکنده‌ی چند روز شکل گرفته و در قالب تقویم پیش می‌رود. نویسنده عمداً به بدن، مراقبت، و حذف نهادها نزدیک شده‌ تا زمان، خودش را در حرکت‌های کوچک نشان دهد. آنچه اثر را استثنایی می‌کند، تمرکز بر “کار مادری” در میانهٔ فروپاشی کامل اجتماعی است: مادری که در نبود پزشک، قانون و امنیت، تبدیل به جراح، پرستار، کارآگاه و مددکار اجتماعی می‌شود. روایت روزشماری، ریتمی از اضطراب و انتظار می‌سازد که خواننده را در چرخهٔ بی‌پایانِ «بی‌خبری-جستجو-ترس-مراقبت» غرق می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

نسیم خاکسار: خاک وطن تاب دفن این همه زندگی، این همه در خون تپیده را ندارد

نسیم خاکسار در این متن، امید را نه به مثابه یک احساسِ منفعل، که به عنوان نتیجهٔ منطقیِ یک تحلیل تاریخی-اجتماعی طرح می‌کند. خاکسار با ثبتِ مرگ‌های «نابه‌نگام»، در واقع دارد ذخیرهٔ انقلابیِ آینده را می‌شمارد؛ او مرگ را نه پایان، که تعلیقِ مبارزه در انتظار «سال صدف‌های بیداری» می‌داند. این متن، بیانیه‌ای است در باب امید به مثابه یک استراتژی مقاومت.

ادامه مطلب »
از ما

مهرداد شریفی: یک لقمه‌ی راحت

یک داستان تمثیلی در بستر خیزش ملی مردم ایران که از یک سو بیانگر پیروزی نمادینِ مقاومت فردی در نبرد علیه «مالک» داخلی است و از سوی دیگر، ظهور سرباز خارجی با وعدهٔ اردوگاه غذا، شکستِ همان مقاومت را در جنگ بزرگ‌ترِ حاکمیت‌ها نشان می‌دهد؛ گویی جان‌های به خاک افتاده، تنها مقدمه‌ای بوده برای تغییر چهرهٔ بازیگران سلطه، نه پایانی بر خود سلطه.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: گاهنامۀ خونین انقلاب (روزنگارهای سرکوب)

اگر مادری بر مزار پسرش برقصد و کل بکشد، اگر دیگر از «رحمت» و «مغفرت» قبرستانی خبری نباشد، اگر «می‌بخشم» به «نمی‌بخشم» بدل شود؛ آیا این پایان سرکوب است یا آغاز واقعی انقلاب؟ شهریار مندنی‌پور در «گاهنامۀ خونین انقلاب» پاسخ می‌دهد: این تازه شروع پروسه‌ای است که باید در آن ریا را کنار گذاشت و هوشیار ماند.

ادامه مطلب »
از دیگران

دینِش بارکو دِئور و دارباسینگ دانسینگ گیراس: «نرگس محمدی و دیوارهای سفید» به ترجمه جواد اسحاقیان

این مقاله با تحلیل کتاب «شکنجه سفید» نوشته نرگس محمدی (برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳)، به بررسی سازوکارهای سرکوب سیستماتیک و جنسیت‌زده جمهوری اسلامی علیه زنان کنشگر می‌پردازد. پژوهش نشان می‌دهد که شکنجه در زندان‌های ایران تنها محدود به آزار جسمی نیست، بلکه از طریق معماری سرکوبگر (مانند دیوارهای سفید و سلول‌های انفرادی)، محرومیت حسی، بایکوت اطلاعاتی، غفلت عمدی پزشکی، و سوءاستفاده از روابط خانوادگی و باورهای دینی، به‌طور برنامه‌ریزی‌شده برای خرد کردن روحیه و هویت زندانیان زن به کار می‌رود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

خیزش ملی مردم ایران–کیوان مهتدی: روز کبیسه

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادی‌شدن مرگ ارائه می‌دهد. شعر، تصویری از جامعه‌ای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسم‌های نظام‌مند سرکوب است.

ادامه مطلب »
از ما

یک بار دیگر سایه جنگ بر ایران-فرشته پاریزی: زندگی عادی

حرف اصلی نویسنده در این داستان، بازنمایی تقابل و درهم‌تنیدگی فاجعه‌جمعی و زندگی روزمره است: اینکه چگونه در بستر بحران و خشونت گسترده، آدم‌ها با وسواسی بیمارگونه به روتین‌های پیش‌پاافتاده‌ای مانند پخت غذا یا رسیدگی به ناخن‌ها می‌چسبند تا هم خود را از فروپاشی روانی نجات دهند و هم بر وضعیت غیرعادی پیرامون سرپوش بگذارند؛ اما این “عادی‌نمایی” خود به شکلی وهم‌آلود و ترسناک درمی‌آید و نشان می‌دهد که فاجعه، مرزهای بیرون و درون، خیابان و آشپزخانه، و حتی حافظه و ادراک را از بین برده است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: «فریادِ باران می‌شوید رَسمِ مرگ‌سِرِشتان را»، ردپای فریادِ ستیز با جمهوری‌ی اسلامی در سه خوانش از سه رمان تبعید

نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم می‌کند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه‌ سه‌گانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریف‌شده را دور می‌زند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایت‌های تصویریِ زنده در شبکه‌های اجتماعی، زبانی موازی می‌آفریند که می‌بایست سانسور را بی‌اثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیده‌تر و نافذتر شده است. آیا راه برون‌شدی از این حلقه بسته می‌یابیم؟

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «منطق گفتمانی» باختین در نمایش‌نامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی

در جستار پیش‌رو، نمایشنامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی از دریچه‌ی نظریه‌ی «منطق گفتمانی» (Dialogism)، «چندصدایی» (Polyphony) و «کارناوال» میخائیل باختین خوانده می‌شود. این تحلیل نشان می‌دهد چگونه بیضایی با تکثیر روایت‌ها و صداهای متضاد ـ از زبان آسیابان، زن و دخترش در برابر شاه، موبد و سردار ـ نه تنها اقتدار تک‌صدایی قدرت سیاسی-دینی را به چالش می‌کشد، بلکه شکاف‌های طبقاتی، ایدئولوژی‌های سرکوب‌گر و صدای خاموش فرودستان را در قالب یک «کارناوال گفتمانی» آشکار می‌سازد؛ چنانکه قربانیان تاریخ، در لحظه‌ای تعلیقی، حاکمان را به محاکمه و تمسخر می‌کشند. این خوانش، «مرگ یزدگرد» را به مثابه‌ی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های ادبیات معاصر فارسی تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – لیلا راعی: «ایران در وضعیت آستانه‌ای»؛ انقلاب، فرسایش، یا نوزایی؟

خیابان‌ها هنوز از خون معترضان رنگین است و با این‌حال از دگرگونی‌ ساختارها نشانی نیست. جامعه در یک وضعیت آستانه‌ای خطرناک ایستاده است: پایانِ باور به حاکمیت، بدون فروپاشیِ ابزار سلطه. جمهوری اسلامی دیگر نه مشروعیت دارد و نه توان بازسازی آن را، اما همچنان با خشونت عریان دوام می‌آورد. این شکاف میان «از دست رفتنِ قلب‌ها» و «باقی ماندنِ دست‌ها» دقیقاً نقطه تولد انقلاب است. احتمال دوم اما فرسایش تمدنی‌ست.

ادامه مطلب »
هادی ابراهیمی (عکس از: علی حقیقت‌جو). پوستر: ساعد. نشریه ادبی بانگ
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – دو شعر از هادی ابراهیمی رودبارکی

حرف اصلی شاعر در این دو شعر، فریاد اعتراض علیه سرکوب، تلاش برای خاموش کردن حقایق، و تجسمِ رنجِ جمعی ملتی است که در مسیر آزادی، خون داده‌اند. شاعر تأکید دارد که خون‌های ریخته‌شده بیهوده نیست و خاک آن‌ها را نمی‌پذیرد، بلکه این خون‌ها امید به انقلاب و آزادی را زنده نگه می‌دارند.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – مهدی گنجوی: «آزادی باغی ایرانی‌ست» و دو شعر دیگر

سه شعر. سه لحظه تاریخی در زندگی فردی و اجتماعی ما. بیانیه‌ای شاعرانه علیه مکانیسم‌های دولتی برای «شی‌سازی» انسان‌ها و حذف آنان از طریق بار کردن هویتی تحمیلی و کشندۀ امنیتی-ایدئولوژیک از مهدی گنجوی در یک بزنگاه تاریخی.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – امضاء محفوظ: از تهران تا اینجا

چند ساعت پیش رسیدم فرودگاه استانبول. حالا چند ساعت به پروازم به تورنتو مونده و با این همه، هنوز بخشی از وجودم توی کوچه‌ها و خیابون‌های تهران جا مونده؛ صدای کلاشینکف، صدای تک‌تیراندازها، هیاهوی جمعیت، و صبح‌هایی که جنازه‌ها رو از خیابون جمع می‌کنن. زنده‌ام، ولی انگار زنده نیستم. بی‌حسم.

ادامه مطلب »