
پرونده
امروز
فهمیدم که اغتشاشگرم
دیروز فقط منتقد بودم
اما شب،
در اخبار بیستوسی
ارتقا یافتم.
امروز
به من گفتند نفوذیام
جالب است
خودم هنوز
کلید خانهام را هم
گم میکنم
گرچه از نفوذ به فقر
رهایی ندارم.
امروز
به فهرست اسامیام
مزدور صهیونیست اضافه شد
با اینکه
از جغرافیا
فقط صف گران شدن ملزومات زندگی را
بلدم.
امروز
من شدم داعشی
ترقی چندلایه کردم
با همین دستهایی
که حتی
از برداشتن کلوخ
عاجز است.
امروز
قاضی گفت:
«این فرد مفسد فیالارض است»
زمین را نگاه کردم
دیدم
نه فسادی،
فقط پای من
بسته به یک صندلی فلزی.
امروز
همزمان
محارب شدم
و بیدین
هم شمشیر دارم
هم ایمان ندارم
پیشرفتی قابل توجه در یک روز.
امروز
به من گفتند
تجزیهطلب
درحالیکه
تمام آرزویم
این است
خودم
تکهتکه نشوم.
امروز
شدم
فتنهگر
برانداز
عامل بیگانه
با حقوقی
که اسناد واریز شدنش
در حال تهیه است.
امروز
فهمیدم
من دیگر یک آدم نیستم
یک پروندهام
با جلد قرمز
و نامهای متعدد.
امروز
اسمهایم
از خودم
بیشترند
و فردا
قطعا
اسم تازهای
به من
اضافه خواهد شد.
فردا
اگر صدایم نیامد
نگویید ساکت شد
بگویید
پرونده
مختومه شد.
آزادی باغی ایرانیست
آزادی
باغی ایرانیست
نه رها
نه وحشی
بلکه ساختهشده
با محاسبه
و صبر
باغی
که برای قدمزدن
طراحی شده است
با فوارههایی
که دنیا را
از چشمِ آب
دیدهاند
آبی
که از آسمان نیامده
از زیرِ زمین
از قنات
از حافظهٔ جمعیِ خاک
بالا آمده است
آزادی
جریان است
نه فرمان
میرسد
اگر راه را با بتن
نبسته باشند
درِ باغ
محور اصلی؛
مستقیم است
نه برای شتاب
برای دیدهشدن
برای اینکه
بدن
بداند
کجا ایستاده است
در چهارباغ
آدمها حق دارند
مستقیم بروند
یا بپیچند
حق دارند
مسیر را
در لحظه
عوض کنند
هیچ دوربینی
از حرکت
سوءظن
نمیسازد
درختها
قدیمیاند
قدیمیتر از دولتها
قدیمیتر از وضعیت فوقالعاده
ریشهها
در گزارشها نمیآیند
اما
همهچیز
روی آنها ایستاده است
سایه
حقِ نشستن است
حقِ ساکت بودن
حقِ حریم داشتن
دور باغ
دیوار است
نه برای حبس
برای اینکه
آزادی
از بیابان
قابلِ تشخیص باشد؛
دیوار
حدِ باغ است
نه حدِ انسان
کوشک
در مرکز باغ است
نه بر فراز آن؛
قدرت
اگر باشد
دیده میشود
قابلِ پرسش
از همه سو
باغچهها
همشکل نیستند
هیچ درختی
بهخاطر تفاوت
هرس نمیشود.
تنوع
تهدید نیست
طراحیست.
آزادی آن باغ است
که اگر آبش را ببندند
هنوز
ریشهها
بلدند
چگونه
در عمیق ترین
خاکهای دیروز
آینده بسازند
یورش
یورش.
یورش مأموران.
مأموران نظامی.
مأموران انتظامی.
یورش به بیمارستان.
اعتراضات مردمی.
درگیری شدید.
بسیار شدید.
بیمارستان امام.
فضای امن.
دارایی عمومی.
متعلق به همه.
وارد شدند.
تعقیب کردند.
شلیک کردند.
تفنگ ساچمهای.
گاز اشکآور.
داخل بیمارستان.
راهرو.
اورژانس.
آمبولانس.
تجهیزات درمانی.
آسیب.
تخریب.
صدمهدیدن کارکنان خدوم.
روابط عمومی گفت.
بیانیه گفت.
متأسفانه گفت.
بررسی خواهد شد.
دستور صریح.
وزیر گفت.
رئیسجمهور گفت.
تشکیل تیم ویژه.
گزارش جامع.
دقیق.
همهجانبه.
قانون.
چارچوب قانون.
پیگیری خواهد شد.
در اسرع وقت.
همیشه در اسرع وقت.
ویدئوها نشان میدهد.
ویدئوها نشان میدهد.
ویدئوها همیشه نشان میدهند.
ملکشاهی.
منطقه ملکشاهی.
منبع آگاه.
تیر جنگی.
نه ساچمهای.
تیر جنگی.
دوازده زخمی.
سه نفر فوت کردند.
در مسیر انتقال.
چون بیمارستان نبود.
چون فاصله بود.
چون مرکز استان بود.
چون به اتاق عمل نرسیدند.
همراهان بیمار.
مقابل بیمارستان.
داخل بیمارستان.
مورد حمله قرار گرفتند.
چون همراه بودن جرم است.
فضای امن.
فضا، امن نبود.
بیمارستان، امن نبود.
آمبولانس، امن نبود.
بدن، امن نبود.
راه، امن نبود.
کشور .
من که گزارش میکنم.
بیطرف.
مثل روابط عمومی.
مثل بیانیه.
مثل مرگ.
تمام شد
(در دست بررسی)







