چه خبر؟

از ما

حسن زرهی: براهنی، روزنامه‌نگار ادبی

در بیداری بعد از کودتای ۲۸ مرداد چند تن نقش اساسی داشتند. از زمره‌ی این‌ها می‌توان به جلال آل احمد، احمد شاملو، و از نسل یک دهه جوانتر، به فروغ فرخزاد، رضا براهنی، و غلامحسین ساعدی اشاره کرد.

ادامه مطلب »
از ما

فروغ بهلولی: محفل لات‌های خیابان شانزدهم

شب‌های پرشور با ژوزفین را، کدام مردی بود که دلش نخواهد؛ آن بالاتنه‌ای که مثل بخار چای در استکانِ کمرباریکِ بلورینِ شرقی، زیر نور آفتاب می‌رقصید و به آسمان می‌رفت و یکهو عطرش پخش می‌شد توی فضا و آن گونه‌هایی که سایه‌اش روی ساعتِ شماطه‌دارِ دو پاندوله می‌افتاد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

هدیه نوروزی بانگ به کودکان:« بچه گروفلو و موش ناقلا» – به کارگردانی نیلوفر بیضایی و اجرای گروه تئاتر دریچه

«بچه گروفلو و موش ناقلا»، دومین تجربه ما در تولید کتاب صوتی برای کودکان، تقدیم به شما. هشت هنرمند در تولید این اثر مشارکت داشته‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

روزبه جورکش: رمان نو، حذفِ راوی خداگونه! – چند قطعه درباره نظریات آلن روب‌گریه، رمان نو و دستاوردهای آن

نظر روب‌گریه، در رمان نو، انسان به دنیا خیره می‌شود اما دنیا نگاهش نخواهد کرد و این مسئله هرگونه نمادگرایی و برتری را از میان برمی‌دارد. وظیفه نویسنده این است که دنیای مادی را توصیف کند، نه آن‌که آن را کاراکتریزه کند و خود را در آن شکل دهد.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: کُنجی از رمان «تن تنهایی»   

و نیمۀ شبانگاه، سال تحویل می‌‌شد. به تقویم نیاز نداریم ما که ساعت تحویل بدانیم. ارغوان می‌‌گوید به ما که آخرین تپش‌‌های قلب زمستان کی است. پچپچۀ شبنم با کاهگل بام می‌‌گوید که کدام تپش خاک، آغاز بهار است.

ادامه مطلب »
از ما

صمصام کشفی: بازخوانی‌‌‌ «سفر» در آثار رضا براهنی

براهنی از اجبار تا تأثیر، سفری کرده است به درازای تاریخ ادبیات امروز و فردای ایران. سفری که از اجبار به لیسیدنِ متنی که به آذری نوشته بود آغاز می‌شود، و تا تأثیرگذاری در ادبیات امروز و فردای ایران پیش می‌آید. از اجبار تا تاثیر راهِ درازی است.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فریبا صدیقیم: امیلی و جسد دو مرد در زندگی‌اش

نگاهی به «یک گل سرخ برای امیلی» اثر ویلیام فاکنر: امیلی در زندگی خالی‌اش به یک اتوریته احتیاج دارد. او تسلط جنازه دو مرد مرده را به تنهایی ترجیح می‌دهد. امتناع از پذیرش مرگ در دوران زوال یک نظام اجتماعی.

ادامه مطلب »
از ما

الهام عیسی‌پور: فراسوی نیک و بد، سرشت راستین

رمان “باد ما را با خود برد”، روایت سه مقطع زمانی را با جهت‌گیری‌های سیاسی و تحلیل فرا رویه‌های فرهنگی پیش روی مخاطب می‌گذارد، روایتی از منظر زبان‌شناسی اجتماعی و الگوی تعدی، زاویه دید ایدئولوژیک، نظام باورها، ارزش‌ها و مقوله‌ها که بر پایه‌ی پارامترهای فرهنگی و عقیدتی استوارگشته است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بانگ – نوا: علیرضا آبیز: بُزچوش

علیرضا آبیز این شعر را همراه شعر بلند دیگری در سال ۱۳۹۶ با نام «کتاب بجستان» جهت دریافت مجوز نشر از سوی نشر کتاب فانوس در تهران به اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد ارسال کرد. پس از چندین نوبت اصلاحیه و دیدار حضوری او و ناشر با رئیس اداره‌ی ممیزی شعر وزارت ارشاد، سر‌انجام به طور کامل غیرقابل‌چاپ اعلام شد.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: هفتاد پیکره

در نگاه اول، از دور، مانکنی نشسته بود؛ سر خم کرده روی دست مشت شده زیر چانه اما از نزدیک، معلوم می‌شد مانکن نیست. اولاً به این دلیل که مانکن‌ها را اغلب ایستاده می‌سازند و دوماً از نزدیک می‌دیدی که فقط یک تنه است به شکل استوانه‌ای نامتوازن و دو دایره‌ یکی برای سر و دیگری برای مشت، همین.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «از هرگز گزیری نیست هرگز؟» – نگاهی به رمان سِفر خروج، نوشته‌ی محمد آصف سلطان‌زاده

سِفر خروج ماجرای مهاجرت – تبعید – گریز یک مرد افغان به ایران است؛ موسی، سی‌ودو ساله. سال‌های پایانی‌ی دهه‌ی ۱۳۸۰ خورشیدی است. روزهایی چند به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری‌ی ایران مانده است؛ به انتخاباتِ ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸؛ به رقابت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی. 

ادامه مطلب »
خسرو دوامی - پوستر: ساعد
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – خسرو دوامی: یاس ایرانی

صبح اول فروردین هزار و سیصد و هشتاد و یک، جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم به تکه تکه‌های پازلی که بهرنگ از صبح زود داشت کنار هم می‌چید نگاه می‌کردم. پازل را هفته‌ی پیش از آن برایش خریده بودم. خانه‌ای آجری، با پنجره‌های بزرگ که رو به برکه‌ای پر از مرغابیهای رنگ به رنگ باز می‌شدند.

ادامه مطلب »
از ما

حدیث کاظمی‌نژاد: ناگهان

می‌روم زیر دوش، آب قطع است، شیرفلکه را که نبسته بودم! درست یادم نمی‌آید. دنبال آچار می‌گردم، آخرین بار کجا بود، می‌روم پشت پنجره، پرده افتاده روی زمین،کنار سرمریم که خون بسته.

ادامه مطلب »