آموزههای داستاننویسی – فرانس ک. استنسل: «تقابل بین دو نظرگاه؛ نظرگاه داخلی – نظرگاه خارجی»
نظرگاه داخلی زمانی غالب است که نقطهای که از آن جهان روایت، درک یا نمایش داده میشود، در شخصیت اصلی یا در مرکز رویدادها قرار
نظرگاه داخلی زمانی غالب است که نقطهای که از آن جهان روایت، درک یا نمایش داده میشود، در شخصیت اصلی یا در مرکز رویدادها قرار

برای لیلای «در تیرگی شب» حضور دیگری به تدریج کمرنگتر میشود و او خود را باز مییابد. لیلای زن درون را در مییابد و نویسندهٔ مرد میکوشد دیگری زن را درک کند و به او نزدیک شود. او و احساساتش را به تصویر بکشد و برای رهایی اش، حداقل در چهارچوب داستان، تلاش کند.

ای تاریک که بر دَم میزنی، ای نوازش شرم بر پیشانی و پوست، دستان عرق کردهات از ابتدا، از ابتدا، از ابتدا به گناه، به نفرتِ انگشت، حرکتی به مثابهٔ فاک، در میان جمیعِ روندگان، به سمت خوشبختی…

فعالان سیاسی داستان زبیگنیو از استبداد جان به در میبرند اما به دلیل غیبت از کشور خود و زندگی حاشیهای در کشور میزبان، از فعالیت سیاسی واقعی و مؤثر محروم و از معنا و هویت تهی میشوند.

… که تو: سرباز، متولد دیاری دروغین بودی، در وقاحت تاریخی که تاریخ تو نبود، صادره از جهنم. نام پدر: مرگ

هشت نُه نفری با هم بازی میکردیم. راه افتادیم به سمت رودخانه. از دور چشممان به سنگابها افتاد. آنهایی که از من قویتر بودند دویدند و سنگابها را گرفتند.

در نسخه بهرام بیضایی از داش آکل هدایت، «مرجان» نقش ویژهای در روایت ماجرای عشق و تراژدی به عهده میگیرد. مهبانو، مادر مرجان، هم شخصیت کاملاً جدیدیست ساخته ذهن بیضایی، که بخش بزرگی از پیچ و خمهای احساسی داستان بر دوش اوست.

نهنگی سر از آب بر آورده و دریا را به موج انداخته است. نویسندهی کرهای هان کانگ جبههی جدیدی را در ادبیات جهان گشوده است. او ادبیات را قلمرو پرداختن به درد و رنج انسانها ساخته است.

ما را به گردنت بسته بودند، تو از حلقِ کشیدهٔ طناب، از فهمِ بریدهٔ نای بر مهرهها، عمیقتر میشدی و ما سنگتر…

عاقله مرد، هنوز داشت فریدون فروغی میخواند. آوازش را قطع کرد و گفت: «تموم شد دختر جون. جوری بخیه زدم که جاش نمونه. نگران نباش بخیههای من حرف نداره.» و یک نفر را صدا زد تا تخت مرا از اتاق عمل سرپایی به تالار اورژانس هل بدهد.

بختیار در ماه قربان سال ۱۳۰۰ قمری در قریهای در کردستان به دنیا آمده است. پدر بختیار اللهداد نام دارد؛ مادرش جهان؛ خواهر کوچکاش شیرین.

منتقد در این جستار ادبی، رمان بالاپوشی از قطار نوشته مهدیه کوهیکار را بر اساس نظریه هلن سیسکو درباره نوشتار زنانه و ویژگیهایش بررسی کرده.

لابد وقت شام تلویزیون روشن و کودکانِ ناقابلِ خاورمیانه، مثل خرمای فشرده زیر بمب یا هیچ. لقمه را تف میکنی؟، نه، ننویس کفِ دستت، از هلند بگو از بستههای بزرگِ گلِ رُز به روزِ عشق

میدانم هوای رو به سردی پاییز را دوست دارید یا خوشخنکِ بهار را! و اینکه ترجیح میدهید داستان ما نزدیک کدام آبگیر یا رودخانه اتفاق بیفتد و یا اصلاً با شنیدن “چند تا قوطی کنسرو ماهی بازشده” دهانتان آب بیفتد و هوس یکی از آنها را بکنید و بعدش هم معطلش نکنید و این داستان را زمین بگذارید و بروید ترتیب یکی از آنها را بدهید.

مهمترین امتیاز مجموعه داستان «پس از سکوت» قدرت زبانی نویسنده است. با استناد به سخن رولن بارت میتوان گفت زبان در این اثر مانند آسمانی زمین را در بر کشیده و عادتهای ذهنی را برمیآشوبد.

تو چهار پنج سالهای و جایی ایستادهای که تنگ است و روشن نیست. میبینی اما خوب نمیبینی. پلکهای چروکیدهی حالایت را بیشتر از پیش بههم میفشاری. نباید عکسی از بچگیات که بیهوا به خیالت آمده، بترسد و برمد! نه، اینبار دیگر نمیخواهی بترسی و برَمی تا از یاد ببری.

بیرون بیا از زبانِ سختپوستان و بدرخش! مثل کف خیابان و تنی که خواهم مُرد همجوارش

هیچوقت تو را تا اینحد شکننده ندیده بودم. همین امروز که پرسیدی همینجا در شهری کنار دریا دور از قوم و خویشها و همشهرهایمان بمانیم خواستم به سؤالت جواب دهم ولی رویت را برگردانده و مشغول مرتب کردن چمدان لباسها بودی.

این مقاله میخواهد به میانجی داستان بلند «چیزی رخ نداده است» ، ردپای ادبیات غربت را در آثار نسیم خاکسار کشف کند. ردپایی که با ادبیات تبعید در آثار نخستین نویسنده شروع میشود و بعد تا مرزهای رسیدن به ادبیات مهاجرت در آثار متاخر نویسنده ادامه مییابد. خط سیری که بازتاب نگاه نویسنده به تحولات اجتماعی زمان خود است.

اول گمان میکردم من هم یکپا رابینسون کروزوئه هستم و فرق ما فقط در این است که او در سال ۱۶۳۲ در انگلیس به دنیا آمد و من با اختلاف سیصد و بیست و چند سال در ایران. اما بعد شک کردم که شباهتمان بیشتر است، یا تفاوتمان؟

شهریار مندنیپور در مقالهای کوتاه، « ادبیات زخمی ایران در حکومت اسلامی، سرکوبها و خلاقیتها- مقدمهای در موقعیت ادبیات ایران در آستانه سالگرد قیام ژینا»