چه خبر؟

از ما

سروش عبداللهی: ن

نوشته بود که «دست‌هایت را دوست دارم و آن کتف‌های لختت را و آن پارچه‌های تُنُک که سینه‌هایت را از نور و نم دور کرده‌اند. چشمان شورَت را دوست دارم  آن‌ها فکر می‌کنند که من بوی دریا را نمی‌فهمم.»

ادامه مطلب »
از ما

جواد مجابی: در عالم رضا اژدهایی است که آن را یقین خوانند…

دکتر براهنی یک روشنفکر فرهنگی است که به نقد خردورزانه وضعیت فرهنگ و هنر عصر خود می‌پردازد با این امید که ساختارهای کهنه را بشناسد و فروکوبد و به معماری جدید خلاقیت ادبی رهنمون شود. اما در کشور ما روشنفکر فرهنگی وظیفه‌اش به تکاپوی تخصصی در عرصه فرهنگ محدود نمی‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مجتبی زمانی: «عقرب‌کِشی» – تقدس‌زدایی از امرِ ایدئولوژیک

این جستار، پژوهش کوتاهی است تا به واکاوی لایه‌های زیرین رمان عقرب‌کِشی بپردازد. فرضِ پیشاپیش پذیرفته شده این جستار این است که، متن دارای نوعی ناخود‌آگاهی است و منتقد ادبی مانند یک روانکاو به ناخودآگاه متن توجه می‌کند. حتا به آنچه که گفته نشده و لاجرم واپس زده شده است.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی- حسن حسام: «باران می‌بارد!»

پس از نماز مغرب شکارچیان می‌آیند شکارهایی را که قبلاً برچین کرده‌اند از بندهای مختلف جمع می‌کنند و می‌برند طبقۀ سوم ساختمان شماره یک. آنجا پس از تکمیل پرونده‌ها شکارهایشان را می‌فرستند اتاق مرگ. سحرگاه آنها را تیرباران می‌کنند. آنگاه، رو به قبله دسته جمعی نماز جماعت می‌خوانند.

ادامه مطلب »
از ما

مرجان محتشمی: دگردیسی

جادۀ باریک در غلظت مه بی‌انتها بنظر می‌رسید. دو سوی پنهان آن نه شروعی را آغاز می‌کرد و نه پایانی را وعده می‌داد. اگر راهَت به انجا می‌افتاد معلوم نبود که می‌آیی یا می‌روی.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

میزگرد بررسی شعر هوشنگ چالنگی – بخش دوم: آوانگاردیسم، عرفان، و طبیعت‌گرایی

شرکت‌کنندگان در میزگرد نشریه ادبی بانگ برای بررسی شعر هوشنگ چالنگی ابتدا به نسبت نشعر دیگر»« با سایر جریان‌های شعری در ایران و مسأله انزوای چالنگی پرداختند. اکنون در بخش دوم این میزگرد رویکرد چالنگی به آوانگاردیسم، طبیعت‌گرایی و عرفان را برمی‌رسند.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

میزگرد: چالنگی و مسأله انزوا (بخش نخست)

نسبت هوشنگ چالنگی با جریان‌های شعر فارسی چیست؟ علیرضا آبیز، آتفه چهار‌محالیان، مهدی‌ گنجوی، و فرشاد سنبل‌دل در یک میزگرد در پی پاسخی برای این پرسش‌اند. این میزگرد در سه بخش منتشر می شود. بخش نخست آن را می‌خوانید.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

میزگرد بررسی شعر هوشنگ چالنگی -بخش سوم: شعر زیست‌بومی و فرآیند کانونی‌شدن

شرکت‌کنندگان در میزگرد نشریه ادبی بانگ برای بررسی شعر هوشنگ چالنگی در بخش دوم این میزگرد رویکرد چالنگی به آوانگاردیسم، طبیعت‌گرایی و عرفان را بررسیدند و اکنون به تصویرگرایی در شعر او با توجه ویژه به زیست بوم شاعر می‌پردازند.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

تصویر و تصوری از غروب ایل – در گفت‌وگو با هوشنگ چالنگی

هوشنگ چالنگی: شعر دیگری‌ها بچه هایی بودند که شعرهاشان را در «جزوه شعر» یا اگر اشتباه نکنم در خوشه‌ی نوری‌علاء چاپ کردند و قرار شد کارهای متفاوتی تالیف کنند. یادم نیست چطور رویایی با این بچه‌ها بُر خورد و همان موقع‌ها بود به نظرم که فریدون رهنما هم آمد.

ادامه مطلب »
از ما

آزیتا قهرمان:عکس خانوادگی

همه اهالی مجتمع ساختمانی لاله با یک توافق ناگفته پذیرفته بودند که خانم میناسیان پیرزن عجیب و مشکوکی است، اما حضورش در ساختمان هزار و یک فایده هم دارد. حواسش به همه چیزهای دور و بر بود، از لکه ای روی آینه آسانسور تا شاخه گلی شکسته در باغچه یا پسر جوانی که ساعت دوازده دیشب به آپارتمان شماره هفت رفته.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

بهروز شیدا: «زخمی که در قصه‌ها بماند» – نیم‌نگاهی به رَدِ نوستالژی در متنِ سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو در برابر آکادمی‌ی نوبل

می‌خواهیم متن سخن‌رانی‌ی پاتریک مودیانو، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴، در برابر آکادمی‌ی نوبل را بخوانیم. انگار می‌خواهیم در سخن‌رانی‌ی او تعریف زمان گذشته را جست‌وجو کنیم؛ رابطه‌ی خاطره و حسرت گذشته را؛ رابطه‌ی گریز از گذشته و بازگشت به گذشته را؛ رابطه‌ی خوانش گذشته و نوستالژی را.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: اسیاوشان بر برف‌های مرگ (خفیه‌‌خوانی اسطوره کیخسرو در شاهنامه)

هوهوی باد چهار سلحشور خفته بر کنار چشمه را بیدار می‌‌کند . و ناگاه برف ـ دیوزادـ بر آن‌‌ها می‌‌‌تازد. گفته شده بود که در این وادی درنگ نکنید . گفته شده بود که بادی از کوه فرو می‌وزد که شاخ و برگ درختان را می‌شکند و از ابری سیاه، برفی می‌بارد که راه ایران زمین را گم‌‌می‌کنید. کیخسرو شاه گفته بود این‌‌ها را و خود دیگر ناپدید بود.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – فرخنده حاجی‌زاده: من، منصور و البرایت

نیکو رفت کنار. مرگ از شکاف دستگاه سیاه رنگ فکس آویزان شد. دویدم طرف دستگاه. بس بود، باید مرگ را از خانه بیرون می‌کردم. روی کفن کاغذی نوشته شده بود: آقای دکتر براهنی باعرض معذرت نتوانستیم با شما حرف بزنیم زمانی که فکس شما ارسال می‌شد مادربزرگ ما مرد.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

غلامرضا رضایی: «پشتِ بُرج» – به انضمام نقد داستان توسط کیهان خانجانی در بانگ – نوا

راننده‌ی تاکسی ماشین را می‌برد سایه‌ی درخت کهور. آن‌دست خیابان خانه‌ها تا پای برج آوار شده. فقط تلِ نخاله‌های ساختمانی‌ست و چند تکه اسباب و اثاثیه‌ی کهنه‌ی به‌جا مانده. راننده دکمه‌ی آبپاش را چندبار می‌زند و پیاده می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

فرزانه نامجو: بتینا فون آرنیم همسایه‌ی من است

به موهای سیاه و نسبتاً کوتاه زنِ روی بوم نگاه می‌کنم. مدل نقاشی‌های قدیمی، موها از وسط باز شده و حلزونی تابانده شده بودند تا روی نرمی گوش. نگاهی به فرق سر انداخته بودم. زن همیشه کلاه لبه‌دار قهوه‌ای به سر داشت که نمی‌گذاشت فرقِ سرش پیدا باشد. نمی‌دانم چقدر درست بود که پیشانی‌اش را گرد کشیده بودم؟

ادامه مطلب »
از دیگران

کالوینو و شهرهای نامرئی‌اش – به ترجمه تارا نوری

متن زیر، سخنرانی ایتالو کالوینو برای دانشجویان مقطع تحصیلات تکمیلی بخش نویسندگی در دانشگاه کلمبیا است در ۲۹مارچ ۱۹۸۳. موضوع سخنرانی، رمان «شهرهای نامرئی» از رمان‌های اوست که نخستین بار در سال ۱۹۷۲ منتشر شد.

ادامه مطلب »