چه خبر؟

از دیگران

دینِش بارکو دِئور و دارباسینگ دانسینگ گیراس: «نرگس محمدی و دیوارهای سفید» به ترجمه جواد اسحاقیان

این مقاله با تحلیل کتاب «شکنجه سفید» نوشته نرگس محمدی (برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳)، به بررسی سازوکارهای سرکوب سیستماتیک و جنسیت‌زده جمهوری اسلامی علیه زنان کنشگر می‌پردازد. پژوهش نشان می‌دهد که شکنجه در زندان‌های ایران تنها محدود به آزار جسمی نیست، بلکه از طریق معماری سرکوبگر (مانند دیوارهای سفید و سلول‌های انفرادی)، محرومیت حسی، بایکوت اطلاعاتی، غفلت عمدی پزشکی، و سوءاستفاده از روابط خانوادگی و باورهای دینی، به‌طور برنامه‌ریزی‌شده برای خرد کردن روحیه و هویت زندانیان زن به کار می‌رود.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

خیزش ملی مردم ایران–کیوان مهتدی: روز کبیسه

مهتدی با «روز کبیسه» نه روایتی خطی از یک رخداد، که کالبدشکافی یک «حالِ دائمی» از ترس، انزوا و عادی‌شدن مرگ ارائه می‌دهد. شعر، تصویری از جامعه‌ای است که در آن زمان از کار افتاده، خشونت به امری اداری تبدیل شده، و امید به آینده، قربانی «تقویم جراحات» شده است. این اثر، بیش از هر چیز، سندی شاعرانه از فروپاشی زبان و زمان در مواجهه با مکانیسم‌های نظام‌مند سرکوب است.

ادامه مطلب »
از ما

یک بار دیگر سایه جنگ بر ایران-فرشته پاریزی: زندگی عادی

حرف اصلی نویسنده در این داستان، بازنمایی تقابل و درهم‌تنیدگی فاجعه‌جمعی و زندگی روزمره است: اینکه چگونه در بستر بحران و خشونت گسترده، آدم‌ها با وسواسی بیمارگونه به روتین‌های پیش‌پاافتاده‌ای مانند پخت غذا یا رسیدگی به ناخن‌ها می‌چسبند تا هم خود را از فروپاشی روانی نجات دهند و هم بر وضعیت غیرعادی پیرامون سرپوش بگذارند؛ اما این “عادی‌نمایی” خود به شکلی وهم‌آلود و ترسناک درمی‌آید و نشان می‌دهد که فاجعه، مرزهای بیرون و درون، خیابان و آشپزخانه، و حتی حافظه و ادراک را از بین برده است.

ادامه مطلب »
بانگ - نوا

بهروز شیدا: «فریادِ باران می‌شوید رَسمِ مرگ‌سِرِشتان را»، ردپای فریادِ ستیز با جمهوری‌ی اسلامی در سه خوانش از سه رمان تبعید

نویسنده برای درک «سلطه» یک نقشه راه ترسیم می‌کند با سه نقطه: تجاوز به بدن (برای نابودی نمادین)، تحریف تاریخ (برای کنترل حافظه) و سانسور زبان (برای محدود کردن تخیل). هدف این چرخه‌ سه‌گانه محو امکانِ «تمامیت» یافتنِ فرد و جامعه است.تجاوز به بدن، تحریف تاریخ و سانسور زبان کماکان چارچوبی معتبر برای تحلیل اعتراضات دی ۱۴۰۴ است، اما با دو تحول کلیدی: نخست، بدن زن از عرصه نمادینِ انفعال به سوژه فعالِ مقاومت بدنی در خیابان تبدیل شده است؛ دوم، تخیل جمعی با زیرکی، تاریخِ تحریف‌شده را دور می‌زند و با خلق شعارها و نمادهای نو و روایت‌های تصویریِ زنده در شبکه‌های اجتماعی، زبانی موازی می‌آفریند که می‌بایست سانسور را بی‌اثر کند، چرخه مقاومت نیز با تبدیل تن به سنگر، حافظه و زبان به اسلحه، پیچیده‌تر و نافذتر شده است. آیا راه برون‌شدی از این حلقه بسته می‌یابیم؟

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «منطق گفتمانی» باختین در نمایش‌نامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی

در جستار پیش‌رو، نمایشنامه‌ی «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی از دریچه‌ی نظریه‌ی «منطق گفتمانی» (Dialogism)، «چندصدایی» (Polyphony) و «کارناوال» میخائیل باختین خوانده می‌شود. این تحلیل نشان می‌دهد چگونه بیضایی با تکثیر روایت‌ها و صداهای متضاد ـ از زبان آسیابان، زن و دخترش در برابر شاه، موبد و سردار ـ نه تنها اقتدار تک‌صدایی قدرت سیاسی-دینی را به چالش می‌کشد، بلکه شکاف‌های طبقاتی، ایدئولوژی‌های سرکوب‌گر و صدای خاموش فرودستان را در قالب یک «کارناوال گفتمانی» آشکار می‌سازد؛ چنانکه قربانیان تاریخ، در لحظه‌ای تعلیقی، حاکمان را به محاکمه و تمسخر می‌کشند. این خوانش، «مرگ یزدگرد» را به مثابه‌ی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های ادبیات معاصر فارسی تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – لیلا راعی: «ایران در وضعیت آستانه‌ای»؛ انقلاب، فرسایش، یا نوزایی؟

خیابان‌ها هنوز از خون معترضان رنگین است و با این‌حال از دگرگونی‌ ساختارها نشانی نیست. جامعه در یک وضعیت آستانه‌ای خطرناک ایستاده است: پایانِ باور به حاکمیت، بدون فروپاشیِ ابزار سلطه. جمهوری اسلامی دیگر نه مشروعیت دارد و نه توان بازسازی آن را، اما همچنان با خشونت عریان دوام می‌آورد. این شکاف میان «از دست رفتنِ قلب‌ها» و «باقی ماندنِ دست‌ها» دقیقاً نقطه تولد انقلاب است. احتمال دوم اما فرسایش تمدنی‌ست.

ادامه مطلب »
هادی ابراهیمی (عکس از: علی حقیقت‌جو). پوستر: ساعد. نشریه ادبی بانگ
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – دو شعر از هادی ابراهیمی رودبارکی

حرف اصلی شاعر در این دو شعر، فریاد اعتراض علیه سرکوب، تلاش برای خاموش کردن حقایق، و تجسمِ رنجِ جمعی ملتی است که در مسیر آزادی، خون داده‌اند. شاعر تأکید دارد که خون‌های ریخته‌شده بیهوده نیست و خاک آن‌ها را نمی‌پذیرد، بلکه این خون‌ها امید به انقلاب و آزادی را زنده نگه می‌دارند.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – مهدی گنجوی: «آزادی باغی ایرانی‌ست» و دو شعر دیگر

سه شعر. سه لحظه تاریخی در زندگی فردی و اجتماعی ما. بیانیه‌ای شاعرانه علیه مکانیسم‌های دولتی برای «شی‌سازی» انسان‌ها و حذف آنان از طریق بار کردن هویتی تحمیلی و کشندۀ امنیتی-ایدئولوژیک از مهدی گنجوی در یک بزنگاه تاریخی.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خیزش ملی مردم ایران – امضاء محفوظ: از تهران تا اینجا

چند ساعت پیش رسیدم فرودگاه استانبول. حالا چند ساعت به پروازم به تورنتو مونده و با این همه، هنوز بخشی از وجودم توی کوچه‌ها و خیابون‌های تهران جا مونده؛ صدای کلاشینکف، صدای تک‌تیراندازها، هیاهوی جمعیت، و صبح‌هایی که جنازه‌ها رو از خیابون جمع می‌کنن. زنده‌ام، ولی انگار زنده نیستم. بی‌حسم.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – امضا محفوط: گورهای خالی

این داستان از خلال روایتی چندصدا و موازی، که تکنیک جریان سیال ذهن و کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها را با فضاسازی نمادین (بیابان تاریک، گورهای خالی، صدای خنده‌های رازآلود) درهم می‌تند، مضمون سرکوب را نه به‌صورت مستقیم، بلکه در قالب یک موقعیت فرجام‌خواهانه و انتقام‌جویانه از سوی قربانیان بازنمایی می‌کند. راوی دانای کل محدود به ذهن مأموران است، اما وقفه‌های روایی، فلش‌بک‌های آکنده از عذاب وجدان و ظهور ناگهانی “صداهای دیگر” در تاریکی، هم‌چون نقب‌هایی روایت را از انحصار قدرت خارج کرده و صدای سکوت‌شکسته‌شدگان را به شکل نمادین و هراس‌آور به متن وارد می‌کند.

ادامه مطلب »
از ما

محمد علی کاوه مقدم: در میان امواج

«در میان امواج» نوشته‌ی محمدعلی کاوه مقدم، به شکلی خلاقانه و تأمل‌برانگیز از زاویه‌ی دید یک موشک روایت می‌شود که در پایگاه بیابانی نگهداری می‌شود. این موشک، برخلاف جسم فولادی و ویرانگرش، دارای وجدانی انسانی است و از نقش خود در کشتار و تخریب نفرت دارد. روایت از زبان این موجود بی‌جان، نقدی تیز بر خشونت جنگ و بی‌رحمی سیستم‌های نظامی ارائه می‌دهد و سرانجام نیز به تصمیم موشک برای مقاومت در برابر سرنوشت تحمیلی‌اش می‌رسد.

ادامه مطلب »
از ما

خیزش ملی مردم ایران – قاضی ربیحاوی: گل‌ها و چکمه‌ها

در داستان کوتاه «گل‌ها و چکمه‌ها» نوشته قاضی ربیحاوی، روایت بر محور تقابل گل‌های ریزِ شکننده و چکمه‌های سنگین نظامی و یک کنش غافلگیرکننده شکل می‌گیرد که نقطهٔ گسست در منطق خشونت است. این لحظه، روایت را از یک گزارش ساده خیابانی فراتر می‌برد و به نمایشی نمادین از آسیب‌پذیری ماشین سرکوب در برابر اعتراضی ناگهانی تبدیل می‌کند. به این ترتیب در داستان ربیحاوی یک درگیری خاص به بازنماییِ هرگونه تقابل نابرابر بین قدرتِ سازمان‌یافته و مقاومتِ فردی و شکننده ارتقا می‌یابد.

ادامه مطلب »
از ما

هما شهرام‌بخت: «وقتی اسطوره تاب نمی‌آورد» – داستان «کم کم محو می‌شود» نوشته حسین مرتضاییان آبکنار

در «کم‌کم محو می‌شود»، فرم و محتوا در هم می‌تنند تا زوال امر شگفت را روایت کنند: داستانی مارپیچ‌وار که همچون حافظه‌ای زخمی، میان خیابان و موزه، خواب و بیداری، و نقاشی «جیغ» مونک با پریِ در حال محو شدن در حرکت است. این اثر تنها یک داستان عاشقانه نیست، بلکه کالبدشکافی رابطه‌ای ست که در آن یکی می‌جنگد تا بماند، و دیگری حتی توانایی دیدنِ این نبرد را از دست داده است.

ادامه مطلب »
از دیگران

بهروز چناری‌زاده: «جهانِ تاریکِ چارلز بوکوفسکی» – از زن‌ستیزی تا اغتشاش روایی  

بوکوفسکی با آثاری چون «پالپ»، «زن‌ها» و «هزارپیشه»، جهان ادبی خود را بر پایه شخصیت‌های فرومایه، روایت‌های آشفته و مضامین زن‌ستیزانه بنا نهاده است. این مقاله با نگاهی به ساختار روایی، شخصیت‌پردازی و درون‌مایه‌های آثار او می‌پردازد و پرسش بنیادینی را مطرح می‌کند: آیا بوکوفسکی در پوشش «واقع‌گرایی خشن» و نقد جامعه، تنها به بازتولید کلیشه‌های مبتذل و زن‌ستیزانه پرداخته است؟ بررسی رمان‌های یادشده و اشعار او نشان می‌دهد که جهان بوکوفسکی، به رغم ادعاهای طرفدارانش، فاقد انسجام هنری و عمق فلسفی است و در دام تکرار و سطحی‌نگاری گرفتار آمده است.

ادامه مطلب »
از ما

ادبیات مهاجرت – گفت‌وگو محبوبه موسوی با امین عسکری‌زاده: روایت‌هایی از زخم‌های مشترک و معلق ماندن میان دو جهان

امین عسکری‌زاده، با مجموعه داستان «کمانچه‌ای که زوزه می‌کشد» زاویه‌ای تازه به ادبیات مهاجرت فارسی گشوده است: روایت‌هایی از مهاجرانی که نه صرفاً قربانی سیاست، بلکه گرفتار دلایل شخصی، فرار از قانون و بار سنگین گذشته‌اند؛ شخصیت‌هایی معلق میان دو جهان که در سردی روابط و ناتوانی از بریدن از زخم‌های کهنه، تراژدی انسانی مهاجرت را به تصویر می‌کشند. محبوبه موسوی در چارچوب دوسیه بانگ با او گفت‌وگو کرده است.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

فلانری اوکانر: «پیدا کردن یک آدم خوب سخت است» به ترجمه میترا داوودی

مضامین اصلی داستان شامل گناه و رستگاری، پوچی و بی‌معنایی، و خشونت و رحمت است. اوکانر از خشونت به عنوان ابزاری برای رسیدن به حقیقت استفاده می‌کند. در پایان داستان، خشونت باعث می‌شود که زن سالخورده ریاکار به لحظه‌ای از رحمت و درک برسد.

ادامه مطلب »
از ما

جواد اسحاقیان: «وقتی همه چیز از هم می‌پاشد»، اوکونکوو، چینوآ آچه‌به و نبرد هویت در تاریکی استعمار

چینوآ آچه‌به با «همه چیز از هم می‌پاشد» (۱۹۵۸) نه تنها پاسخی کوبنده به «دلِ تاریکی» جوزف کنراد داد، بلکه برای نخستین بار صدای فرهنگ ایگبو را ــ با همه شکوه و تناقض‌هایش ــ در ادبیات جهان طنین‌انداز کرد. اوکونکوو، قهرمان تراژیک رمان، نماد مردانگی سنتی و مقاومت در برابر استعمار بریتانیایی است؛ مردی که در عین ستایش سخت‌کوشی، شجاعت و انسجام قبیله‌ای، خود قربانی خرافه‌های فلج‌کننده، مردسالاری افراطی و سنت‌های خشونت‌بار همان فرهنگ می‌شود. آچه‌به بدون ساده‌سازی، هم تاریکی‌های فرهنگ بومی را افشا می‌کند و هم تاریکی واقعی را ــ استعمار سفیدپوست و میسیونرهایی که با «رضایت» فرهنگی و سپس «اجبار» نظامی، هژمونی خود را تحمیل می‌کنند ــ عریان می‌سازد. نتیجه، تراژدی‌ای دوسویه است: فروپاشی یک جهان که هم از درون پوسیده بود و هم از بیرون ویران شد.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و سوم: شیشه‌های چسب‌خورده و دو شعر دیگر از پرستو جوزانی

در این سه شعر، شاعر با زبانی تصویری و نمادین، وضعیت انسان معاصر در جامعۀ بحران‌زده را به تصویر می‌کشد. او از یک سو نسبت به فلج روحی و عادت به رنج در جامعه هشدار می‌دهد، و از سوی دیگر امیدوار است به نیروی زندگی در دل سنت‌های ساده و انسانی.

ادامه مطلب »
از ما

بهاره حجتی: «در سایه‌ی امپراتوری تباهی» – رمان «پدرم کالیگولا را می‌کُشد» به قلم علیرضا جوانمرد

اگر قدرت، بیماری موروثی باشد که از پدر به پسر منتقل می‌شود، آیا قتل پدر تنها راه علاج است؟ «پدرم کالیگولا را می‌کُشد» اثر علیرضا جوانمرد، بیش از آنکه یک رمان باشد، کالبدشکافی بی‌پروای روانِ جمعی ماست؛ پژوهشی ادبی در باب دیوانگیِ نهادینه‌شده در ساختار قدرت و تقلایی تراژیک برای قطع زنجیره‌ای که ما را به طغیان شخصی و تاریخی‌ مقید می‌کند.

ادامه مطلب »