چه خبر؟

چه خبر؟

محمود فلکی: پرده‌ی نخستِ نمایشنامه‌ی «شهر خاموش»

نویسنده در این متن، وضعیتِ سرکوب، خفقان، و ویرانیِ انسانی و اجتماعی در فضایی را نشان می‌دهد که همه‌چیز در آن «ممنوع» شده است؛ در این فضا اندیشه، زندگی، شادی، و حتی امید، زیر فشارِ واژه‌هایی مثل «ورشکستگی»، «فراموشی»، «نادانی»، «ویرانی»، «بیماری» و «حیرانی» خفه می‌شوند.

ادامه مطلب »
ادبیات غرب

ساندرا سیسنروس: «جویبار زنی که فریاد می‌زند» به ترجمه میترا داوودی

مهاجرت در این داستان، به‌جای اینکه فرصتی برای شروع جدید باشد، به دلیل ساختارهای مردسالارانه و خشونت‌های خانگی، به تجربه‌ای دردناک و انزواطلبانه تبدیل می‌شود. با این حال، داستان همچنین نشان‌دهنده‌ی مقاومت و تلاش شخصیت اصلی برای رهایی از این شرایط است، که نمادی از مبارزه‌ی بسیاری از زنان مهاجر برای یافتن صدای خود و بازسازی هویتشان در یک جامعه‌ی جدید است.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و پنجم: «هر ایرانی زیباترست از ایران» از میم پایمزد

در این دو شعر، شاعر با جسارت اعلام می‌کند که هر انسان واقعی با تمام زخم‌ها، فقر، تنهایی و زیبایی‌های ناکاملش، زیباتر و ارزشمندتر از هر تصویر ایدئال و رمانتیک از «ایران» یا «عشق» است؛ بنابراین غزلیات هزارساله عاشقانه کافی است و باید جای خود را به مواجهه مستقیم با واقعیت‌های تلخ زندگی، سیاست و انسان معاصر بدهد.

ادامه مطلب »
از ما

شراره یقینی: «آگاهی‌های برابرِ باختینی در شب سفید»، تحلیل هایبریدی رمان «نویی بلانش» با تکیه بر نظریات «ژنت، باختین و کریستوا»

رمان «نویی بلانش» با استفاده از مدرن‌ترین و پیچیده‌ترین تکنیک‌های روایت‌شناسی، در تلاش است تا صدای خاموش و روایت ناگفتۀ جامعۀ اقلیت‌های جنسی ایران را در دل تاریخِ سرکوبگر معاصر ایران به گوش مخاطب برساند و با ساختارشکنی در الگوهای سنتی، بر «تعلیق» و «نبودِ رهایی قطعی» در چنین فضایی تأکید کند. فرم، یک ضرورت برای بیان این محتوای تلخ و سرکوب‌شده است.

ادامه مطلب »
از ما

هما شهرام‌بخت: وقتی زن از مرز عبور می‌کند- مدئا و هراس فرهنگ از زن مرزی

نویسنده معتقد است که هراسِ فرهنگ از مدئا، نه به خاطر جنایت‌های او (کودک‌کشی و انتقام‌جویی)، بلکه پیش از هر عملی، از «هستیِ مرزی» او سرچشمه می‌گیرد. مدئا چون در هیچ‌یک از نقش‌های تعریف‌شده‌ی زنانه (همسر، مادر، دختر، شهروند) نمی‌گنجد و از همه‌ی طبقه‌بندی‌های فرهنگی فراتر می‌رود، خودِ وجودش به مسئله‌ای برای نظمِ نمادین تبدیل می‌شود. از این رو، تراژدیِ مدئا فقط داستانِ یک انتقام نیست، بلکه روایتِ لحظه‌ای است که فرهنگ، برای حفظِ مرزهای خود، انسانی را که دیگر در هیچ قالبی جای نمی‌گیرد، به هیولا تبدیل می‌کند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

جواد اسحاقیان: خوانش کهن‌الگویی طوبا

در رمان «طوبا و معنای شب» شهرنوش پارسی‌پور، شخصیت طوبا تجلی بارز نظریه‌ی کهن‌الگوهای یونگ است؛ زنی که «روان مردانه» (آنیموس) در او هم به صورت گرایش‌های عرفانی-مذهبی مثبت ظاهر می‌شود و هم به شکل واپس‌گرایی، توهمات شبه‌عرفانی و جدایی از واقعیت اجتماعی. از «گداعلی‌شاه» به عنوان مرشد ناکامل تا «شاهزاده گیل» و «لیلا» به مثابه سایه‌های ناخودآگاه، این اثر دعوتی است به کاوش در عمق ذهنیت سنتی و تضادهای درونی زن ایرانی در بستر تحولات تاریخی معاصر.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- فریده سعیدی: آباژور خیال‌باف

راوی در میان لگن‌های آب و وایتکس، به دنبال هویت گم‌شده‌اش در لابه‌لای صفحات پاره‌شده کتاب‌هایش می‌گردد. داستانی از خشونت پنهان، هم‌ذات‌پنداری با یک شخصیت خیالی، و تصمیمی سرنوشت‌ساز برای بیرون کشیدن خود از زیر خاکسترهای یک زندگی مشترک.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

شهرنوش پارسی‌پور: در خود نشستن

داستان «در خود نشستن» را می‌توان نمونه‌ای فشرده و تمام‌عیار از جهانِ داستانیِ شهرنوش پارسی‌پور دانست؛ زیرا تقریباً تمامیِ مضامینِ بنیادینِ آثار او، از سرکوبِ سیاسی و جنسیِ زنان، شکافِ میانِ بدن و میل، نقدِ گفتمانِ ایدئولوژیکِ چپ و مذهبی، تجربه‌ی تنهاییِ مهاجرت، و حسرتِ عشقی که نه در شرق می‌گنجد و نه در غرب در این روایتِ واحد گرد آمده‌اند.

ادامه مطلب »
از ما

منیره برادران: «نویسنده ای در زندان» – «خاطرات زندان»ِ شهرنوش پارسی‌پور

شهرنوش پارسی‌پور در کتاب «خاطرات زندان» با نگاهی دور و در عین حال صمیمی، از دل یکی از خشن‌ترین تجربه‌های تاریخ معاصر ایران، تصویری به‌یادماندنی از انسان‌های گرفتار در بند می‌آفریند. او که خود چهار بار به جرم «نویسنده بودن» زندانی شده، بار سنگین اجساد اعدام‌شدگان و روح زخمی زندانیان را بر دوش می‌کشد و با صمیمیت و بی‌پروایی‌ای شگفت‌انگیز، هم مشاهدات تلخ را ثبت می‌کند و هم از طنز تلخ موقعیت‌های انسانی در میان جهنم نمی‌گذرد. «خاطرات زندان» نه فقط سند تاریخی، که اعتراف یک نویسنده به رسالت قلم و مقاومت از طریق روایت است.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

گویه‌های بانگ – گویۀ بیست و پنجم: دو شعر از ماندانا کنت

تصویری از نسلی که میان «آگاهی» و «فراموشیِ اجباری» دست‌وپا می‌زند؛ نسلی که می‌داند «زندگی عادی» دیگر ممکن نیست، اما هنوز به دنبال «کمتر از امید» می‌گردد تا بتواند نفس بکشد.» در این میان بزرگ‌ترین فاجعه، خودِ فاجعه نیست؛ «عادت کردن به آن» است. در روزگاری که جنگ تمام شده اما «دود بمب با ابر در آسمان اُنس گرفته»، «تعجب نکردن» خودش نوعی مرگ است.

ادامه مطلب »
از ما

امیر محمدی ون‌یار: عَثَم

در اتاقی نمور، زیر نورِ سفیدی که درد می‌آورد، سه جوانِ بسته شده با نوارچسب، با چشمانی باز به دیواری تازه رنگ‌شده خیره شده‌اند. بوی رنگ تند است و بوی ترس تندتر. مردی با شیشه‌ی نوشابه در دست، پشت سرشان ایستاده. او نه بازجو ست، نه جلاد؛ تنها کسی است که می‌داند این شب، پایانی دارد-اما برای چه کسی؟

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل- نسرین الف جعفری: لانه‌ی روباه

راوی در میان انبوهی از خشونت، فقدان، و سرکوب‌های فردی و جمعی از مرگ پدر تا کشتارهای خیابانی و جنگ‌های بی‌پایان کوشش می‌کند با روایت و زبان، حفره‌های ناپیدای وجود را پر کند؛ اما در این مسیر، خودِ زبان هم می‌شکند، به اتل‌متل‌های کودکانه فرو می‌کاهد و راوی را میان وظیفه‌ی شهادت‌دادن و درماندگی در برابر هیولای تاریخ، تنها می‌گذارد.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

بهروز شیدا: «که در قاب پنجره خانه است»، برداشتی از مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه، نوشته‌ی محسن حسام

سخن آخر را اول بخوانیم: مجموعه قصه‌ی کوچه شامپیونه را می‌توان در یک مرثیه خواند: خانه‌ام را اشغال کردند. می‌توان در یک بشارت خواند: پنجره‌ای هست. که در قاب پنجره خانه است.

ادامه مطلب »
از ما

از تجربه تا تخیل – نوشین وحیدی: «فرود»

حرف اصلیِ نویسنده در این داستان، نه درباره‌ی خودِ جنگ، که درباره‌ی «ماهیتِ رنجِ معاصر و زیستن در بحرانِ ممتد» است. بزرگ‌ترین مصیبتِ شخصیت‌ها، خودِ انفجارها نیست، بلکه «وضعیتِ انتظار» و «معلقی» است که بین دو انفجار رخ می‌دهد و این هم البته هست که  در بحران، آدم‌ها از همه‌چیز بی‌خبر می‌شوند؛ جز از دردِ همدیگر.

ادامه مطلب »
از دیگران

آموزه‌های داستان‌نویسی – فرانس ک. اشتانتسل: شیوه‌ی روایت؛ شخصیت راوی – شخصیت بازتاب‌دهنده 

دو شیوه‌ی اصلی روایت از طریق «شخصیت راوی» و «شخصیت بازتاب‌دهنده» شکل می‌گیرد. شخصیت راوی به‌طور مستقیم داستان را روایت می‌کند و حضور خود را به عنوان واسطه‌ای بین روایت و خواننده نشان می‌دهد، در حالی که شخصیت بازتاب‌دهنده وقایع را از دریچه‌ی آگاهی خود منعکس می‌کند و خواننده را در موقعیت تجربه‌ی بی‌واسطه‌ی رویدادها قرار می‌دهد. این دو شیوه، که می‌توانند در قالب روایت اول شخص یا سوم شخص ظاهر شوند، تأثیر بسزایی در درک خواننده از داستان و ایجاد توهم بی‌واسطه‌گی دارند. در ادبیات مدرن، نقش شخصیت بازتاب‌دهنده به‌طور فزاینده‌ای پررنگ شده و باعث غنای روایی و پیچیدگی در آثار نویسندگانی مانند همینگوی شده است.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: شکار یا شکارچی

در دوسیه ضد جنگ بانگ: در این داستان جنگ نه با انفجارها، که با «نگاه» و «فیلم» و «دوربین» روایت می‌شود. در این داستان، مرز میان قربانی و جلاد، تماشاگر و بازیگر، و شکار و شکارچی چنان محو می‌شود که خواننده تا پایان نمی‌داند «چه کسی چه کسی را می‌بیند».

ادامه مطلب »
از دیگران

جواد اسحاقیان: «ادبیات زندان و نقض حقوق بشر» – بررسی آسیب‌های انسانی در «یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ» سولژنیتسین

«یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ» الکساندر سولژنیتسین، شاهکاری است که با زبانی ساده و دقیق، وحشت روزمره‌ی اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ را روایت می‌کند و نشان می‌دهد چگونه نظام استالینی، با تقلیل انسان به یک «شماره»، او را به ابزاری برای تولید و سرکوب تبدیل کرد. این رمان، فراتر از یک روایت شخصی، سندی است بر نقض سیستماتیک حقوق بشر در قلب قرن بیستم؛ سندی که آسیب‌های عمیق هویتی، جسمانی، روانی و اخلاقی زندانیان را در مواجهه با سرما، گرسنگی، تحقیر و بی‌عدالتی آشکار می‌سازد و همزمان، بر اراده‌ی مقاومت و بقای انسانی تأکید دارد. جستار حاضر با بررسی این ابعاد، تلاش می‌کند تا نشان دهد چگونه ادبیات زندان نه تنها خاطره‌ی تاریخی را حفظ می‌کند، بلکه به مثابه مقاومتی پایدار در برابر فراموشی و سانسور عمل می‌نماید.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

محمد حیاتی: دنیا زنی است به نامِ سهیلا

این شعر روایتی اسطوره‌ای-سیاسی از «سهیلا» به مثابه نماد «وطن دردمند» یا «خودِ زخم‌خوردهٔ تاریخ ایران» است؛ زنی که علیه خشونت ساختاری، جنگ، سرکوب و حافظه‌زدایی قیام می‌کند، اما همواره در چرخهٔ تکرارشوندهٔ شکنجه، سوگواری و فراموشی گرفتار است. این منظومه تلفیقی از اسطوره، تاریخ معاصر، ترومای جنسی، جنایت آیینی و ارجاعات ادبی جهانی است این ایده را پیش می‌کشد که در جامعه‌ای که حقیقت دائماً سانسور و قربانیان به «استخوان و کفن» بدل می‌شوند، خودِ «گفتن» به زبان مادری نیز به شکنجه‌ای تنانه بدل می‌گردد. با این حال، در همین میانه، گریزناپذیرترین چیز، بازگشت «سهیلا» و «گریهٔ تمام‌نشدنی» و مقاومت در همان فرم و تن و تکرار است.

ادامه مطلب »
از ما

  رضا علامه‌زاده: مهمان در راه

داستانی درباره تنهایی در دو سوی مرگ: راوی با طنزی تلخ و بی‌آلایش، «مرگ» را نه به عنوان یک فاجعه، که به عنوان یک «بازار رقابتی» تصویر می‌کند: بازاریاب‌های خوش‌پوش با پیشنهادهای «چای به جای قهوه» و «بخش مخصوص مسلمانان» در آمد و شدند که ناگهان پیشنهاد «انگشتر خاکستر» (برای «محبوبه») کل معادله را برهم می‌زند.  

ادامه مطلب »
از ما

نه به اعدام – حسن حسام: «قتلگاه»

اعدام یک سیستم است؛ سیستمی که هر بامداد پیش از اذان، با فتوای قاضیان شریعت و طناب دار، جان‌ها را بر دار شرع آونگ می‌کند. حسن حسام در این اشعار، ماشین منظم مرگ را از زاویه‌ای عاطفی برای ما قابل درک می‌کند: صدای مادران دل‌سوخته، فریاد پهلوانان بی‌گناه و زخم یک سرزمین زندانی. روایتی شاعرانه از خشونتی ساختاریافته که نه فقط جسم‌ها، که روح یک ملت را هر روز به دار می‌کشد.

ادامه مطلب »
از ما

حسین دولت‌آبادی: نگه کن تا تو زین خشخاش چندی

حسین دولت‌آبادی در این یادداشت با صداقت تمام از تنش درونی خود سخن می‌گوید: در فرهنگی که فروتنی و پرهیز از «من» گفتن فضیلت است، چگونه می‌توان «خود را عرضه کرد» (se vendre) بدون آنکه به خودستایی و تکبر آلوده شویم؟ او اعتراف می‌کند که «منِ» سنگین برخی هنرمندان برایش تحمل‌ناپذیر است و خود نیز، با ریشه در عرفان ایرانی، هرگز فروشندهٔ خوبی برای ارزش‌های خویش نبوده است.

ادامه مطلب »