
دیستوپیای ایرانی – فریدون تنکابنی: سال ۱۳۸۸
از دوسیه ادبیات دیستوپیایی در بانگ – «سال ۱۳۸۸» نوشته فریدون تنکابنی، از نمونههای اندک داستان دیستوپیایی در ادبیات معاصر ایران است؛ نویسنده در این داستان که در سال ۱۳۴۷ نوشته شده، چهل سال به آینده میرود تا جامعهای را به تصویر بکشد که رفاه و مصرفگرایی در آن به مرز اغراق رسیده و «پیکان» نه فقط یک کالای مصرفی، بلکه به معیار خوشبختی، منزلت و حتی معنای زندگی بدل شده است. در این داستان پشت ظاهر جامعهای برخوردار و خوشبخت، یکنواختی، ابتذال و میل فزاینده به خودکشی آشکار میشود: روایتی که میتوان آن را در بستر واکنش انتقادی بخشی از روشنفکران آن دوره به مدرنیزاسیون شتابزده و مصرفگرایانه در دوران پهلوی دوم خواند.



















