چه خبر؟

چه خبر؟

ژوان ناهید: مِدوسا

به مامان چیزی نگفتم. اگر می‌فهمید دیشب پای اسکله، چندقدمی ویلای مادربزرگ، ماری به آن بزرگی دیده‌ام، همان‌وقتِ شب چمدان‌هایمان را بسته بود و راهی شده بودیم تهران.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

ابراهیم هرندی: ستیز با مـاه

حسین رحمت در داستان‌نویسی، نگرشی پست مدرن دارد. اگر کسی این نکته‌ی بنیادی را درباره‌ی داستان‌های او درنیابد، چیزی از آن‌ها دستگیرش نمی‌شود و ناگزیر از کوک کردنِ مضمون‌های ذهنی درباره‌ی کار او می‌شود.

ادامه مطلب »
چه خبر؟

حسین رحمت: دمادم دم

ساعت چهار بعدازظهر است ولی حجم سیاهی که مدام جابه‌جا می‌شود فضای اتاق را تاریک کرده است. روز قبل اندک‌اندک فروغ خاطره‌ها با فروافتادن روز، به نقطه پایان تجربه‌ها نزدیک شد. خیالم آسوده نبود و به نظر آدم احمق بی‌آزاری می‌آمدم که با شهر مردگان فاصله چندانی نداشتم.

ادامه مطلب »
از دیگران

هَموتال بار-یوسف: درباره‌ی «داستانِ گنجه‌کبوترِ من»ِ ایزاک بابل – به ترجمه آرزو مختاریان

بابل دنباله‌روی ادبیاتِ روسی-یهودی بود که نیمه‌ی دومِ قرنِ نوزدهم شکوفا شده بود. از همان نخستین داستانش همواره شخصیت‌ها و سرگذشت‌ها، و رفتار و گفتارِ

ادامه مطلب »
چه خبر؟

خورشید رشاد: عطر عیسا

فکر می‌کردیم که عیسا رفته است. تا جمعه طرف‌های ظهرکه داشتم در بالکن سیگاری دوم را بار می‌زدم، با همین دو چشمم دیدم خودش را از پنجره‌ی طبقه چهارم برج آفتاب انداخت پایین. خونِ دور سرش به یک هاله‌ی طلایی تبدیل می‌شد.

ادامه مطلب »
از ما

فرشته نزاکتی رضاپور: خانواده

این یکی از خاطره‌های گذرای مادرم است. گذرا، به این معنی که فقط یک بار بی‌دلیل به یادش آمد، خاطره را یک جور محو و کلی تعریف کرد و بعد از یاد برد و پس از آن هم در یاد هیچ‌کس حتی خودش، نماند، جز من شاید.

ادامه مطلب »
از ما

وحید ذاکری: «نارمَک و هَمسان‌ها»

نارمک بر صفحه‌ی نمایشگر مردانی کوتاه‌قد را می‌دید که کنار هم نشسته بودند. نخستین بار بود که بعد از هَمسان‌سازی یک‌جا می‌دیدشان. لباس‌ها متفاوت بود، مدل موها هم همین‌طور. اما چهره‌ها یکسان بود. آن جای شکستگی، روی پیشانی همه‌شان بود.

ادامه مطلب »
از ما

عباس میلانی: تذکره‌الاولیاء و تجدد

تصوف بی‌گمان یکی از ارکان معنویت ایران و تذکره‌الاولیاء یکی از پرنفوذترین و پراهمیت‌ترین آثار صوفیان است. از علامه قزوینی و ملک الشعراء بهار تا ذبیح‌الله صفا و شفیعی کدکنی، همگی آن را از زیباترین متن‌های نثر فارسی دانسته‌اند. این کتاب در کنار منطق‌الطیــر پر آوازه‌ترین اثر عطـــار نیشابوری‌ست.

ادامه مطلب »
از ما

قباد آذرآیین: میموزا در غربت

«شهرو» سیاه‌سوخته و پاپتی، سینه سوخته می‌دوید. یک شاخۀ میموزا تو یک دستش بود و با دست دیگرش بتی را دنبال خودش می‌کشاند. «بتی» داشت از پا می‌افتاد. ساق‌های لاغر نی‌قلیانی و کندۀ زانوهاش زخم و زیلی شده بود و سوز می‌زد.

ادامه مطلب »
از ما

بانگ نوروزی با اجرای یاسمین روئین

بر اساس تقویم جلالی با نوروز ۱۴۰۰ قدم به قرن تازه‌ای می‌گذاریم. در قرن چهاردهم داستان‌نویسی ایران با هدایت و جمال‌زاده از اساس دگرگون شد، تحت تاثیر کودتای ۲۸ مرداد به راه تازه‌ای افتاد و بعد از انقلاب بهمن ۵۷ وارد دوره پایداری شد. نوروز به عنوان درونمایه ادبیات داستانی ایران؟

ادامه مطلب »
از ما

آرش دبستانی: شِیکِر

این حرف‌ها نیست. من کله‌م که گرم می‌شه می‌رم تو خودم. یادت که هست؟ اصلاً همین جوری‌ام. به پیک دوم نرسیده، رو هوام. اینام که دستشون به کم نمی‌ره. همچین توپول برات می‌ریزن که یه دونه‌ش کله‌پات می‌کنه.

ادامه مطلب »
از دیگران

ویلیام پدن: نویسندگان نویسنده می‌شوند یا نویسنده به دنیا می‌آیند؟ – به ترجمه عباس مخبر

دو عامل تعیین کنندۀ توفیق ادبی است: نخست برخورداری از توانایی ذاتی، و سپس نیاز (تمایل واژۀ ضعیفی است) به پرورش همۀ ابعاد این تواناییِ ذاتی تا به نهایت، از طریق تلاش ایثارگونه. ت

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: کاکارستم‌هایی که هیچ داش‌آکلی هم‌بندشان نیست

از چند پنجره به‌کوتاهی به رمان بندِ محکومین، نوشته‌ی کیهان خانجانی، می‌نگریم؛ به بندیانی که در یکی از بندهای مردان زندان لاکان رشت هم در بند زندانبانان اسیر اند هم در بند خویش و هم‌بندیان خویش.

ادامه مطلب »