خیزش ملی مردم ایران – شیرین عزیزی مقدم: بانگ آزادی

در هوایِ تعلیق
زندگیِ ما
به “شاید”،
به “اگر”،
به‌ای “کاش”،
گره خورده‌است.

در حریرِ صدایی سبز درمی‌غلتم
که مرا به‌نام می‌خوانَد:
گرم و آرام.

به‌یقین می‌رسم و برمی‌خیزم!

بر قدِ خمیده‌ی رنگین‌کمان
پُشته‌ای بَرشده می‌بینم،
از کیان‌ها،
از سهراب‌ها و سیاوش‌ها:
رویِ هم،
پشت‌به‌پشتِ هم،
کنارِ هم.

درنگ می‌کنم!
با خنجرِ ماه،
سینه‌ام را می‌شکافم
و قلبم را کنارشان جا می‌گذارم!

زانوخمیده
بر لبه‌ی سیاه‌چاله‌ای درشکسته‌ام،
با فریادی از اعماقِ جان
که برنیامده
در سیاهی گم‌می‌شود!

بانگی می‌شنوم،
“آزادی” دوباره مرا به‌نام می‌خوانَد:
گرم و آرام،
این‌بار،
پیچیده در حریری سرخ.

بر “خراباتِ مغان”،
ستاره‌ی دنباله‌داری راهم را روشن می‌کند؛
گوئی ولادتِ ققنوسی را بشارت می‌دهد.

دوباره برمی‌خیزم،
و چَشم به راه تو می‌مانَم
در آستانه‌ی دروازه‌‌ی نورانیِ ستارگان،
که رو به ابدیت گشوده‌است!

در همین زمینه:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی