خورشید رشاد: از حاشیه تا دل ادبیات امروز آلمان- یادداشتی بر ادبیات مهاجرتباران

فارسی‌زبانان با ادبیات امروز آلمان و آثار نویسندگان برجسته‌ای چون هرتا مولر[1]، برنده نوبل ادبیات، یا یودیت هرمان[2] آشنا هستند. اما آنچه امروز به‌مثابه بخشی قوی، خلاق و غیرقابل‌انکار در ادبیات معاصر آلمان قد علم کرده، آثار نویسندگانی است که تجربه‌ زیسته‌ی مهاجرت، چندزبانی، تبعیض و بازتعریف هویت را به یکی از مهم‌ترین موتورهای تحول ادبیات آلمانی بدل کرده‌اند. امینه سِوگی اوزدامار[3] با رمان زندگی کاروانسرایی‌ست دو در، ازیک در آمدم و از در دیگر رفتم[4]، فاطما آیدمیر[5] با رمان تحسین‌شده اجنه[6] و نیز دنیز اوتلو[7] با رمان دریای پدر[8] تنها سه نام مطرح از نویسندگانی هستند که نه در حاشیه، بلکه در دل ادبیات آلمان ایستاده‌اند و جوایز مهم ادبی، حضور در فهرست‌های نهایی جوایز ملی و بازتاب گسترده رسانه‌ای جایگاه تثبیت‌شده آنان را نشان می‌دهد.
در این میان، رمانی که در سال ۲۰۲۳ به‌طور گسترده دیده شد و به فهرست نهایی جایزه کتاب آلمان[9] راه یافت و نامزد جایزه ادبی اسپکت[10] شد، رمان نشان پدر[11]اثر نجاتی اُزیری[12] است. این رمان را می‌توان به‌عنوان نمونه‌ای شاخص برای بررسی موقعیت و ویژگی‌های ادبیات مهاجرتباران در آلمان امروز انتخاب کرد. چرا که هم از نظر مضمون و هم از نظر زبان، نمونه‌ای فشرده از تحولات این جریان ادبی به شمار می‌آید.


یکم:از حاشیه به مرکز


ادبیات مهاجرتباران در آلمان مسیری تاریخی را طی کرده است. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، زمانی که کارگران از ترکیه، ایتالیا، یونان و یوگسلاوی به آلمان آمدند، نوشته‌های آنان را اغلب با برچسب‌هایی چون ادبیات کارگران مهاجر یا ادبیات مهاجران طبقه‌بندی می‌کردند و بیشتر به‌عنوان اسنادی اجتماعی دیده می‌شد تا آثاری ادبی.
اما از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با ظهور نسل دوم و سوم مهاجران که در آلمان بزرگ شده‌اند و زبان آلمانی زبان اصلی نوشتارشان است، موقعیت تغییر کرد. اکنون دیگر بحث بر سر این نیست که آیا این ادبیات بخشی از ادبیات آلمان هست یا نه، بلکه پرسش اصلی بر سر چگونگی دگرگونی ادبیات آلمان است. دوسیه ادبیات مهاجرت[13] بنیاد هاینریش بل نشان می‌دهد که مفهوم هویت هیبرید و فضای سوم چگونه به چارچوب نظری فهم این آثار بدل شده است. درواقع نویسندگان نه صرفاً بین دو فرهنگ، بلکه در فضایی میانجی و خلاق حرکت می‌کنند که مرزهای ملی و زبانی را بازتعریف می‌کند.


دوم: زبان حاشیه در میدان


یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ادبیات مهاجرتباران، کار روی زبان است. زبان در این آثار نه فقط ابزار بیان، بلکه موضوع روایت است. چه کسی حق دارد به آلمانی بنویسد؟ آلمانی بودن به چه معناست؟ زبان در این آثار ابزاری برای پاسخی  ادبی و هنری و همچنین انتقادی به این پرسش‌هاست.
برای نمونه  منتقدان بارها به قدرت زبانی اُزیری در رمان نشان پدر اشاره کرده‌ و توانایی نویسنده در بازآفرینی بی‌تصنع زبان جوانان محله‌های مهاجرنشین را نقطه قوت رمان می‌دانند[14]. ازیری اصطلاحات عامیانه را در کنار لحن رسمی و حتی شاعرانه می‌نشاند و زبان با شخصیت رشد می‌کند. آردا در پارک محل به دوستانش داداش می‌گوید، اما در برابر پلیس ناگهان صدای رسمیِ دیپلم‌گرفته‌اش را بیرون می‌آورد. این جابه‌جایی زبانی درواقع زبان را به عنوان استراتژی اجتماعی نشان می‌دهد و خودآگاهی زبانی، بازتاب تجربه‌ای ساختاری از قدرت و تبعیض است.

سوم:پدرِ غایب


یکی از مضامین تکرارشونده در ادبیات مهاجرتباران، پدرِ غایب است. در رمان اجنه فاطما آیدمیر، پدر می‌میرد و خلأیی بزرگ برجا می‌گذارد. ارتباط با پدر در رمان دریای پدر دنیز اوتلو، گسسته و خاموش است. در نشان پدر نجاتی ازیری، پدر ناپدید می‌شود. برخی از منتقدان ادبی معتقدند که پدر در این آثار بیشتر بهانه‌ای روایی است تا مرکز ثقل داستان؛ زیرا از خلال این غیبت، داستان مادران و فرزندان روایت می‌شود[15].
در نشان پدر، آردا نامه‌ای بلند به پدری می‌نویسد که هرگز او را نشناخته است. پدر از ترکیه گریخته، سپس از آلمان نیز می‌گریزد؛ میان زندان، کارگری و زندگی شکست‌خورده در نوسان است. این پدر همزمان هم قربانی و هم عامل خشونت است. غیبت او نه‌تنها خلأ عاطفی، بلکه بحران هویت می‌آفریند.
اما همان‌گونه که منتقدان اشاره کرده‌اند، رمان در نهایت تمرکز را از پدر به مادر و خواهر منتقل می‌کند. مادر، زنی که میان کار طاقت‌فرسا، خشونت خانگی و اعتیاد به الکل فرومی‌پاشد، خواهر، که از خانواده فاصله می‌گیرد، و خودِ آردا، که میان پارک محل و دانشگاه سرگردان است. خانواده در این رمان در واقع  استعاره‌ای از وضعیت اجتماعی مهاجران است.


چهارم: نژادگرایی روزمره

 
ادبیات مهاجرتباران آلمان، به‌ویژه نسل دوم، بر تجربه نژادگرایی روزمره  نه در قالب بیانیه سیاسی، بلکه در جزئیات زندگی روزمره، تمرکز دارد. برای مثال در رمان نشان پدر، آردا در مدرسه آردای پناهجو نامیده می‌شود و همکلاسی‌هایش او را سوجوک[16] صدا می‌کنند. روند طولانی و تحقیرآمیز دریافت تابعیت، شماره‌گرفتن‌های مکرر در اداره مهاجرت، و ضرورت اثبات آلمانی بودن از خلال آزمون زبان، همه به‌صورت روایی در داستان تنیده شده‌اند.
در یکی از صحنه‌های پایانی داستان کارمند اداره‌ی مهاجرت آردا را مجبور می‌کند برای نشان دادن تسلطش به زبان آلمانی یادداشتی سیصد حرفی بنویسد. یادداشت آردا که با زبانی بسیار فاخر، اما طعنه‌آمیز و خشم‌آلود و ضد اداره‌ی مهاجرت است، نمونه‌ای از مقاومت زبانی است و نشان می‌دهد که چگونه ادبیات مهاجرتباران از طنز و اغراق برای افشای سازوکارهای قدرت استفاده می‌کند[17].


پنجم:رپ

 
یکی از وجوه نوآورانه رمان اُزیری، پیوند ادبیات با رپ است. رپ به‌عنوان نوعی الگوی جایگزین برای نوجوانان عمل می‌کند و به آنان می‌آموزد چگونه خشم را به کلام بدل و خشونت درونی را مهار کنند.
این پیوند میان ادبیات و موسیقی رپ، نشان‌دهنده افق تازه‌ای در ادبیات آلمان است که مرز میان فرهنگ والا و فرهنگ عامه را درهم می‌شکند.

سخن آخر


سر آخر آنچه از بررسی آثار نویسندگان مهاجرتبار روشن می‌شود، این است که ادبیات مهاجرتباران دیگر ژانری فرعی یا ادبیات مسئله‌محور نیست. این آثار نه‌تنها تجربه‌های زیسته مهاجرت را روایت می‌کنند، بلکه فرم و زبان ادبیات آلمانی را گسترش می‌دهند. حضور مداوم این نویسندگان در فهرست نهایی جوایز مهم، ترجمه آثارشان به زبان‌های مختلف، و توجه دانشگاه‌ها و رسانه‌ها، نشان از تثبیت این جریان دارد.
اگر هرتا مولر از تجربه تبعید و سرکوب در رومانی می‌نویسد، یا یودیت هرمان بیان‌گر تنهایی نسل پسا‌دیوار برلین است، نویسندگان مهاجرتبار امروز روایتگر آلمان چندفرهنگی و چندزبانه‌اند.

پانویس:

.

[1] Herta Müller

[2] Judith Hermann

[3] Emine Sevgi Özdamar

[4] Das Leben ist eine Karawanserei – hat zwei Türen – aus einer kam ich rein aus der anderen ging ich raus

[5] Fatma Aydemir

[6] Dschinns

[7] Deniz Utlu

[8] Vaters Meer

[9] Deutscher Buchpreis

[10] Aspekte

[11] Vatermal

[12] Necati Öziri

[13] Heimatkunde. Dossier: Migrationsliteratur – Eine neue deutsche Literatur? Berlin: Heinrich-Böll-Stiftung, 2009.

[14] Hüchtker, Jolinde. “Rezension zu Vatermal.” Die Zeit, no. 41, October 5, 2023.

[15] Spreckelsen, Tilman. “Rezension zu Vatermal.” Frankfurter Allgemeine Zeitung, no. 226, September 28, 2023.

[16] نوعی سوسیس ترکی

[17] Müller, Burkhard. “Rezension zu Vatermal.” Süddeutsche Zeitung, no. 173, July 29, 2023.

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی