خیزش ملی مردم ایران – دو شعر از هادی ابراهیمی رودبارکی

۱

نه صدا می‌رسد
نه تصویر

این فرکانس
چون ارتباط میان نهنگان
از کدام دریای خون می‌رسد
که طولِ موج‌اش
دل را می‌لرزاند
و ضربان‌اش از نظم می‌افتد

۱۲ ژانویه ۲۰۲۶ – ونکوور

۲

پای آزادی در میان است
پای آزادی در وسط میدان
۴۷ سال جلوی چشمِ همه
روی تختِ شلاق است

خاک نمی‌پذیرد
پس می‌زند این حجم از خون
و خون‌های جاری در خیابان‌های ایران
رنجِ صبوریِ امید را
به میدان انقلاب می‌رساند

دیگر بی‌‌تاب و طاقت شده است
میدانِ انقلاب

۴۷ سال است که از هر چهارسو
ورودش به خیابان‌‌ها
مهار شده‌است

اکنون دارد از وسط میدان
سر بلند می‌کند

آزادیِ به‌دامِ میدان افتاده
تمام چهارسوی تن‌اش
زخمی و دادخواه است

پای آزادی در میدان است
پای آزادی
با زخمِ غل و زنجیر

انقلاب از میدان برخاست
معترض و دادخواه در همه‌ی خیابان‌ها
راه افتاده‌است
خاک نمی‌پذیرد
پس می‌زند این حجم از خون

خون‌های جاری در
خیابان‌های سراسرْ اعتراض
تلخیِ ستیزِ نابرابر با فرزندان وطن را
با رنجِ صبوریِ امید
گنجور آزادی را
پربهاتر می‌کند

پای آزادی در میدان است

۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ – ونکوور

بیشتر بخوانید:

بایگانی

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی