کانون نویسندگان ایران: مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند

در بیانیه کانون نویسندگان ایران آمده که تصویر «جنگ بشر‌دوستانه» به عنوان منجی، کاملاً فروپاشیده است. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، جز کشتار غیرنظامیان، ویرانی زیرساخت‌ها، تشدید فقر، تورم و بیکاری نتیجه‌ای نداشته و دستاوردهای مبارزات آزادی‌خواهانه مردم را به حاشیه رانده است. همزمان، جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از شرایط جنگی، سرکوب را تشدید کرده، اینترنت را برای ماه‌ها قطع کرده، اعدام‌ها و بازداشت‌ها را افزایش داده و با شعار «وحدت» بر خفقان سرپوش گذاشته است. نتیجه این وضعیت، رانده شدن مردم به مرز بقا و تضعیف جنبش‌های مترقی بوده است.

کانون نویسندگان ایران، هم تجاوز آمریکا و اسرائیل و هم سرکوب و سانسور جمهوری اسلامی را محکوم می‌کند و تأکید دارد که مردم ناچار به انتخاب میان «قدرت‌های غارتگر» و «حکومت سرکوب‌گر» نیستند. سرنوشت جامعه نه در جنگ و نه در بازگشت به گذشته، بلکه در دست خود مردم است. نویسندگان بر این باورند که حتی پس از این ویرانی بزرگ، مردم قادرند نیروی خود را سازمان دهند و آینده‌ای مبتنی بر آزادی و برابری را رقم بزنند. بیانیه کانون را می خوانید:

نه قدرت‌های غارتگر، نه حکومت سرکوب‌گر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند!

اکنون تصویر منجی‌گونه‌ی جنگ به‌تمامی از هم پاشیده است. در میانه‌ی سرکوب خونین آخرین خیزش مردم، «مداخله‌ی نظامی بشر‌دوستانه» با بمب و موشک از آسمان نازل شد تا ثابت کند که «آزادی» موعود قدرت‌های غارتگر، معنایی جز «محو شدن تمدن» و «بازگشت به عصر حجر» نخواهد داشت. حاصل تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، تنها مرگ کودکان و مردم بی‌دفاع، ویرانی زیرساخت‌ها و فروپاشی سازوکارهای نیمه‌جان اقتصادی نبود؛ همان‌گونه که بیم آن می‌رفت، دستاوردهای سال‌ها مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه نیز رنگ باخت و به حاشیه رانده شد. مردمی که آزادی را به بهای خون می‌طلبیدند، اکنون به مرزهای تلاش برای بقا رانده شده‌اند.
موج گسترده‌ی بیکاری، تورم افسارگسیخته و فقر فزاینده گواه شرایط دهشتناک معاش و سقوط بیش از پیش جامعه‌ی جنگ‌زده ا‌ست. جمهوری اسلامی در گیر و دار وضعیت جنگی، قوانین سرکوب خود را تشدید کرد و جامعه را به آستانه‌ی فروپاشی اجتماعی و اقتصادی کشاند؛ قریب به سه ماه اینترنت را قطع کرد، شاهرگ‌های حیات اقتصادی مردمان بسیاری را برید و رسانه‌های حکومتی و جریان اصلی، به تنها صدای موجود بدل شدند. در این خاموشی و انسداد، شیوه‌های دیرینه‌ی سرکوب حکومتی از جمله مصادره‌ی اموال، پخش اعترافات تلویزیونی، بازداشت و ناپدیدسازی قهری و اعدام زندانیان سیاسی شمایلی هولناک‌تر از پیش یافت. حاکمیت پس از چندی حق دسترسی به اینترنت را به مردم برگزیده‌اش فروخت و همزمان، با هیاهوی حکومت‌ساخته‌ی «وفاق و وحدت»، بر این خفقان سرپوش گذاشت. راهی که جمهوری اسلامی در این هنگامه می‌جوید، واپس‌راندن جنبش‌های مترقی و تشکل‌های مستقل، سرکوب بیش از پیش معترضان و آزادی‌خواهان و هموار کردن مسیر استثمارگران تازه‌نفس است.
بر زمین فرسوده از غارت و سوخته از جنگ، بذر آزادی نمی‌روید. اکنون در برزخ «نه جنگ، نه صلح» قدرت‌های غارتگر همچنان بر طبل منافع خود می‌کوبند؛ یکی پس از دهه‌ها اشغال و نسل‌کشی، خیال «خاورمیانه‌ی جدید» را در سر می‌پروراند و دیگری با فرمان «کمک در راه است» می‌خواهد دروازه‌ی غارت دیگری بگشاید. جمهوری اسلامی نیز که پیش از این در دهه‌ی ۶۰، مخالفان خود و آزادیخواهان را در سایه‌ی جنگ قتل‌عام کرده بود، این‌بار نیز جنگ را «نعمت» می‌داند و همزمان که مشغول اعدام و «پاکسازی» معترضان است برای منافع اقتصادی و بقای سیاسی‌اش مذاکره می‌کند. در این میانه نیروی عظیمی که به پشتوانه‌ی ۴۷ سال جنبش‌های آزادی‌خواهانه، آماج‌اش به چنگ آوردن سرنوشت خویش بود، به محاق رفته است؛ زیرا که جنگ خود زاینده‌ی حصر و استثناست.
کانون نویسندگان ایران، به تأسی از بیانیه‌های پیشین خود، تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران و سانسور و سرکوب دهشتناک حکومتی را محکوم می‌کند و بار دیگر بر این حقیقت پای می‌فشارد که مردم هرگز ناچار نیستند میان قدرت‌های غارتگر و حکومت سرکوبگر یکی را برگزینند. سرنوشت محتوم جامعه رجعت از سیه‌روزی اکنون به اوهام گذشته نیست. مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌اند و حتی از پس این ویرانی عظیم نیز سر برمی‌آورند، نیروی خود را آگاهانه سازمان می‌دهند، راه خود را به سوی آزادی و برابری می‌یابند و آینده‌ را دیگرگونه رقم می‌زنند.

کانون نویسندگان ایران
۱۲ خرداد ۱۴۰۵

بیشتر بخوانید:

بانگ

«بانگ» یک رسانه ادبی و کاملاً خودبنیاد است که در خارج از ایران و به دور از سانسور و خودسانسوری بر مبنای تجربه‌ها و امکانات مشترک شخصی شکل گرفته است.

شبکه های اجتماعی