
احمد درخشان: «خندههای خندهدار» -نگاهی به جهان داستانی میلان کوندرا
هر رمان با این فرض آغاز میشود که اساساً گنجاندن زندگی بشر در هر نظامی ناممکن است. این باور هستیشناسانه، کوندرا را وامیدارد که به دنبال کشف عرصههای نو باشد.

هر رمان با این فرض آغاز میشود که اساساً گنجاندن زندگی بشر در هر نظامی ناممکن است. این باور هستیشناسانه، کوندرا را وامیدارد که به دنبال کشف عرصههای نو باشد.

با اولین ضربهی ساعت، پرده کنار رفت و سقف بر سرم لرزید و دستی به آرامی درِ تابوت را گذاشت. دیگر در تاریکی هر کاری کردم فکر مایکل از سرم بیرون نرفت. آخرین بار دو روز مانده به افتتاحیهی همین نمایش دیده بودمش.

این حکم را با توجه به احکام بسیار سنگین برای فعالان مدنی و سیاسی میتوان گوشمالی «نظام» و هشداری به این سینماگر «خودی» درک کرد.

واقعیت دیگری که فاشیسم را بر مردمان چیره کرد، نابینایی انسانها بود. آدمی نمیتواند باور کند که در شرف نابودی است. ناباوریِ خوشبینانهی افرادی که بر لبهی قبر ایستادهاند حیرتانگیز است.

آرش دبستانی در مصاحبه با فرشته نزاکتی (رادیو زمانه) میگوید: مجموعه داستان او با اول شخص جمع آغاز میشود که بعد به تدریج در داستانهای بعدی «ما» به «من»های متکثر بدل شود. در این میان «لحن» ایجاد تکثر میکند.

زهیر راهش را گرفت به سمتی که مناره بلند آجری در دید یاسر بود. یاسر همانجا با سر بالا گرفته ایستاد و سیر به مناره آجری بلند چشم دوخت. لبخند پهنای صورتش را کج کرد. آفتاب ظهر جمعه، کلاه و پیراهن سفیدش را برق انداخته بود.

میخواهم با موسیقیدان درونتان سخن بگویم، نه موسیقیدان زبان، که موسیقیدان روایت؛ چون آنچه ذکر خواهم کرد، به متن شما کیفیاتی، ترجمهپذیر به زبانهای دیگر، خواهد بخشید. صحبت از ضرباهنگ روایت شماست.

کانون نویسندگان ایران در بیانیهای که روز سهشنبه ۱۷ مرداد در کانال تلگرامی خود منتشر کرد «قتل نویسندگان، هنرمندان و دگراندیشان را بالاترین و غیرانسانیترین مرتبه سانسور و فجیعترین شکلی» دانست که «در سانسور اندیشه و بیان نمود» پیدا میکند.

سرخپوست تنها نوشته منیرو روانیپور از این جهت مهم است که نویسنده با جسارتی کمنظیر آینه را به دست انسان معاصر بخصوص خاورمیانهای میدهد که در چه دنیای عفنی زندگی میکند. و جهان چگونه گندابی برای زیست ما شده.

نویسنده آرژانتینی تبار آمریکایی هرنان دیاز در کتاب خود اعتماد کوشیده پرده از راز دو شعبدهی بزرگ جهان مدرن، پول و روایت، بردارد. هر دو برای او قصه هستند، قصهای، افسانهای نه برای تفریح و دلخوشی که برای برساختن جهانی که در گسترهی آن زندگی کنیم.

احمد خلفانی در کافه شالپلاته در شهر کلن آلمان در حضور جمعی از علاقمندان به ادبیات داستانی ایران بخشهایی از رمان «گربههای پرنده را خواند. این رمان به تازگی در نشر مهری در لندن منتشر شده است.
قرار است به زودی در کتابفروشی هدایت در برلین نیز این رمان رونمایی شود. متن سخنان احمد خلفانی در کلن را میخوانید:

پژوهش هایده ترابی با عنوان «ضحّاک در تاریخ: بررسی تطبیقی-تاریخی اسطورهی ضّحاک» نشان میدهد هر گونه برداشت از اساطیر بدون توجه به دگردیسی آنها در طول زمان، عوض شدن راویان و بازسرایان و نقش حاکمان مذهبی و سیاسی در تثبیت روایت مورد قبول خود ناممکن است.

رضیه انصاری (نویسنده و روزنامهنگار) در رادیو زمانه درباره «معیشت و حیثیت» مجموعهای از میزگردها را در حلقهای از سه نسل از نویسندگان ایرانی برگزار میکند. یکی از راهکارها تعاون است. نظر فرشته مولوی:

رضیه انصاری (نویسنده و روزنامهنگار) در رادیو زمانه درباره «معیشت و حیثیت» مجموعهای از میزگردها را در حلقهای از سه نسل از نویسندگان ایرانی برگزار میکند. وظیفه صنفی کانون نویسندگان ایران هم به بحث گذاشته شد.

بین فلیسیداد موسکوئرا، همین که قمهبهدست از راه برسن و با زور و تهدید ازت بپرسن کدوم گورستونی خودش رو قایم کرده، مُقُر میآی. پرسوجو میکنن. مجبورت میکنن جاش رو لو بدی چون اگه حرف نزنی پیرپاتالا رو با خودشون میبرن.

عدالت در نظر روایتگر رمان «برای تو» همخانهی حس انتقامگیری است: کسی باید تاوان همهی شوربختیهای مرا بپردازد؛ بدون یک قربانی من به آرامش نمیرسم. روحیهای که با ناتورئالیسم حاکم بر روایت همخوان است.

سارینای ما در هجوم زجربارانِ چشمهکُشان رفته است. سارینای ما رفته است. زبان باید به ساز نیرنگ بچرخد. جذام فریب باید دهان ویران کند. صدای حقیقت باید در تابوت مرگ سارینا بماند در جامهی ترجیعبند جعل.

شاپور جورکش، از نویسندگان و منتقدان متعهد و از اعضای کانون نویسندگان ایران در پی ابتلا به یک بیماری ریوی در در ۷۳ سالگی چشم بر جهان فروبست. او در فهرست نویسندگانی قرار داشت که قرار بود به قتل برسند.

داستانی که میخوانید از دو زاویه روایت میشود: از زاویه دید یک افسر آگاهی و از دریچه چشم یک خبرنگار. تمرکز نویسنده در هر دو روایت بر نحوه قتل مهدی حضرتی در روز ۱۲ آبان است. این بخشها کاملاً مستند است.

اسماعیلی تلویحاً اعلام کرد که بودجه وزارت ارشاد اسلامی با «جهتگیریهای درست»، «چندبرابر» افزایش یافته است. ظاهراً قرار است این پولها خرج اموری مانند آموزش «طلبههای زن» برای امر به معروف و نهی از منکر، برگزاری «المپیاد»هایی برای «شناسایی استعدادهای جوان» و تولید فیلمهای «دفاع مقدس» بشود.

دیدی ماهمُنیر! گفته بودم با دوازده نوه در انتظارِ بوسه پیر میشوی… گفته بودم ترحمبرانگیزتر از زنانِ کشورِ شکستخورده نیست که ایستاده باشی رویِ تنهاییِ زنی در نیزار