
گویههای بانگ- گویه سیزدهم:«تریاک» از عطا حسینزاده
ای تاریک که بر دَم میزنی، ای نوازش شرم بر پیشانی و پوست، دستان عرق کردهات از ابتدا، از ابتدا، از ابتدا به گناه، به نفرتِ انگشت، حرکتی به مثابهٔ فاک، در میان جمیعِ روندگان، به سمت خوشبختی…
ای تاریک که بر دَم میزنی، ای نوازش شرم بر پیشانی و پوست، دستان عرق کردهات از ابتدا، از ابتدا، از ابتدا به گناه، به نفرتِ انگشت، حرکتی به مثابهٔ فاک، در میان جمیعِ روندگان، به سمت خوشبختی…
زندگی مجازی سالهاست که بخشی از زندگی ما شده است. چند تا از داستانها چگونگیِ برخوردِ زندگیِ سنتی با دنیای مجازی را دستمایه قرار دادهاند. دو داستان هم به تناقضات و آشفتگیهای زندگی در مهاجرت پرداختهاند.
زنی با دریایی وقار
تاثیرگذارترین
شعرِ زنان را
سرود
و آهوواره از دشت
در برابرِ چشمان پر شرهی میراب
از مرگاب بگذرد
تا سیراب دریایی از آزادی شود
“ایوان” – هرچند به ظاهر حزبی است – در واقعی بودن و وجود حضرت “عیسی مسیح” تردید ندارد و حاضر نیست باورهای ایدهئولوژیک حزبی خود را به ساحت مقدس شعر خویش وارد کند. ناگزیر به او انگ “دیوانهگی” خورده، در یک بیمارستان روانی بستری میگردد تا شاید “آدم” شود.
مشکل این بود که «بررس» معتقد بود زن و مردی که در این رُمان هستند و با هم رابطه دارند، رسمن مزدوج نیستند. چندین مورد دیگر هم ایراد گرفته بودند که چندان جدی نبود.
فعالان سیاسی داستان زبیگنیو از استبداد جان به در میبرند اما به دلیل غیبت از کشور خود و زندگی حاشیهای در کشور میزبان، از فعالیت سیاسی واقعی و مؤثر محروم و از معنا و هویت تهی میشوند.
داوود در رمان «حوریها» از جنایتهای اسلامگرایان در جریان جنگ داخلی الجزایر انتقاد میکند. این رمان در الجزایر جزو آثار ممنوعه است و انتشارات گالیمار به خاطر انتشار این اثر از شرکت در نمایشگاه کتاب الجزایر محروم شد.
قطعه والس ناشناختهای که گفته میشود توسط آهنگساز لهستانی، فردریک شوپن نوشته شده است، نزدیک به ۲۰۰ سال پس از نگارش آن، در مخزن کتابخانه
. داستان «سوزنبان»ِخوان خوزه آرهاولا به ترجمه رضا علامهزاده را با صدا و اجرای قدرتمند ژوان ناهید میشنوید.
… که تو: سرباز، متولد دیاری دروغین بودی، در وقاحت تاریخی که تاریخ تو نبود، صادره از جهنم. نام پدر: مرگ
رمان «زنده باد تستوسترون»، با نثری روان، ساختاری مدرن و درهمآمیختگی واقعیت و خیال، یک اثر روانشناختی و اجتماعی قابل تامل است.
هشت نُه نفری با هم بازی میکردیم. راه افتادیم به سمت رودخانه. از دور چشممان به سنگابها افتاد. آنهایی که از من قویتر بودند دویدند و سنگابها را گرفتند.
یوگنی زامیاتین، نویسندهی رُمانِ «ما» در سالِ ۱۹۳۹ در نامهیی خطاب به استالین مینویسد «برای من به عنوان نویسنده محرومیت از نوشتن چیزی کمتر از اعدام نیست… میدانم که عادت بسیار نابهجایی دارم مبنی بر سخنگفتن از آنچه حقیقت میپندارم، نه سخنگفتن از آنچه میتواند در این لحظه به مصلحت باشد… پنداشتهام که این کار خوارشماریی نویسنده است…»
شروین حاجیپور، خواننده آهنگساز و ترانهسرا در انتقاد از جنگ غزه و حملات پینگپونگی ایران و اسرائیل ترانه تازهای اجرا کرده که در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود.
دنیا دارد با شتابی هولناک، تکه، تکه فرو میریزد، و روز رابا چاقوی پنهان به قربانگاه میبرد. رویای جهانی روشنم.
انبوه خلق به اندوه، درخلوتِ شبانه خاموش، خواندند تلختر از تلخ، زیبا بود، این قناریِ خوشخوان، چون خوابهای طلایی، زیبا بود! همسانِ بیقراری مهسا بود
در نسخه بهرام بیضایی از داش آکل هدایت، «مرجان» نقش ویژهای در روایت ماجرای عشق و تراژدی به عهده میگیرد. مهبانو، مادر مرجان، هم شخصیت کاملاً جدیدیست ساخته ذهن بیضایی، که بخش بزرگی از پیچ و خمهای احساسی داستان بر دوش اوست.
در یازدهمین مجمع عمومی کانون عضویت آتفه چهارمحالیان همچنان به حالت تعلیق باقی ماند و کانون به اتفاق آرا ناصر زرافشان، آیدا عمیدی، محبوبه موسوی، علی جانوند و اکبر معصومبیگی را به عنوان اعضای هیئت دبیران برگزید.
دو شعر از مجموعه «با سایههایم مرا آفریدهام» از هادی ابراهیمی با صدا و اجرای شاعر در بانگنوا
نشریه ادبی بانگ دوسیه سانسور و خودسانسوری «آوای تبعید» را بازنشر میکند. این دوسیه یک تصویر کلی از ساز و کار سانسور حکومتی در حکومت جمهوری اسلامی را آشکار می سازد.
نشریه ادبی بانگ دوسیه سانسور و خودسانسوری «آوای تبعید» به کوشش اسد سیف و بهرام مرادی را بازنشر میکند. این دوسیه یک تصویر کلی از ساز و کار سانسور حکومتی در حکومت جمهوری اسلامی را آشکار میکند. نخست مقدمه اسد سیف را می خوانیم.