
گویههای بانگ – گویۀ بیستم: چند شعر از ندا معمار کرمانی
حرف اصلی ندا معمار کرمانی در این شعرها، درهمتنیدگی عمیق احساسات انسانی با طبیعت، فقدان، و چرخههای پایانناپذیر زندگی و مرگ است.

حرف اصلی ندا معمار کرمانی در این شعرها، درهمتنیدگی عمیق احساسات انسانی با طبیعت، فقدان، و چرخههای پایانناپذیر زندگی و مرگ است.

نشر آسمانا از انتشار ویرایش تازهای از کتاب انگلیسی «داستانهایی از تهران» نوشته فرشته مولوی، نویسنده و مترجم برجسته ایرانی، خبر داد. این مجموعه که ابتدا به فارسی نوشته و سپس توسط خود نویسنده به انگلیسی ترجمه شده، اکنون با سه داستان جدید در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.

راوی در دو زمان موازی روایت میکند: در سیزدهسالگی، با تیروکمان یک پرنده (یاهی) را زخمی میکند، سپس آن را نجات میدهد، اما پرنده پس از بهبودی برای همیشه میرود. در چهلودوسالگی، او پس از رابطهی عاشقانه با معشوقهاش (میم)، این خاطره را مرور میکند و به تضاد بین خشونت کودکی، احساس گناه، و عشق بزرگسالی میاندیشد. داستان با نمادهای تکرارشونده و پایان باز، بر گسست انسان از طبیعت و جستجوی معصومیت ازدسترفته تأکید میکند.

رمان استرالیایی «پروتکل تورینگ» نوشته نیک کرایدون با به تصویر کشیدن آلن تورینگ، ریاضیدان برجسته بریتانیایی، به عنوان فردی دگرجنسگرا و تحریف وقایع زندگی و مرگ او، موجی از انتقادات را برانگیخته است. این بازآفرینی خیالی، که هویت همجنسگرای تورینگ و رنجهای تاریخی او را نادیده میگیرد، بحثهای داغی را درباره مسئولیت اخلاقی ادبیات داستانی در بازنمایی شخصیتهای واقعی به راه انداخته است.

مجموعه داستان کوتاه چراغهای عمارت داستان به گردآوری کیهان خانجانی توسط نشر مهری در لندن منتشر شد. این داستانها برگزیدههای چهارمین دوره جایزه ادبی مستقل واژهاند.

ساختار روایی داستان بر پایه دو خط روایی موازی استوار است: یکی مهمانی شلوغ میتبال و دیگری فضای آرام و منظم گلخانه کالیستو و اوباد. این دو خط روایی بهطور متناوب در طول داستان جابهجا میشوند و تضاد بین نظم و بینظمی را به تصویر میکشند. مهمانی میتبال، با شلوغی و آشفتگیاش، نمادی از آنتروپی در سطح اجتماعی است، در حالی که گلخانه کالیستو و اوباد، با نظم و تعادلاش، تلاشی برای مقابله با این بی نظمی را نشان میدهد.
در دنیای هنر و خلاقیت، علائین ری، هنرمند برجسته با مجموعه جدید خود به نام «روبروی ما» بار دیگر نگاهها را به خود جلب کرده

شیرین عزیزی مقدم در این جستار با بهرهگیری از بینامتنیت و ارجاعات ادبی، فرهنگی و تاریخی، به بررسی مضامین عشق، وطنپرستی، و مسئولیتپذیری در بستر دیستوپیایی رمان ۵۶ درجه، نوشتهی حسین نوشآذر میپردازد. شخصیت هما بهعنوان زنی کنشگر محور داستان است که با ارادهاش، سفر به وطن را رقم میزند؛ درحالیکه راوی، عاشقی منفعل؛ اما همراه، در پیِ مراقبت از اوست. نقد با تکیه بر نُمادها و تداعیهای ادبی نشان میدهد که ۵۶ درجه فراتر از یک روایت خطی، هشداری است دربارهی آیندهی ایران و دعوتی به عشق و مسئولیتپذیری جمعی.

شعر آزاد «میآیم» سروده دکتر سجاد قنواتی با ترجمه غزل قربانپور برای سومینبار جایزه ویژه یازدهمین دوره مسابقه ادبی بینالمللی شعر و داستان کوتاه ایتالیا را کسب کرد.

مضمون فلسفی اصلی داستان «اسبابکشی» نوشته بهمن پارسا از منظر ادبیات مهاجرت، «از خودبیگانگی و جستوجوی هویت در تبعید» است. خسرو، راوی داستان، بهعنوان یک پناهندهی سیاسی در محیطی بیگانه با انزوا، روزمرگی، و تزلزل هویتی دستوپنجه نرم میکند. او بین حفظ پیوند با هویت ایرانیاش (از طریق کتابها و خاطرات) و تلاش برای رهایی از زخمهای گذشته (مانند رابطهی شکستخورده با مهناز) سرگردان است. این داستان، تضاد بین اجبار پناهندگی و انتخاب مهاجرت را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه فقدان برنامهریزی و دوری از وطن، همراه با پوچی و امیدهای متناوب، هویت فرد را متلاشی و بازسازی آن را دشوار میسازد.

ریچارد بلر، پسر جورج اورول درباره نقش مادرش در خلق «قلعه حیوانات»، این تمثیل افسانهای در سال ۱۹۴۵ و چگونگی دشواریهای انتشار آن در گاردین مقالهای نوشته است که ترجمه آن را میخوانید:

فرانتس کافکا، نویسندهای که نامش با رمز و راز ادبیات مدرن گره خورده، در اوایل قرن بیستم رژیم غذایی گیاهی را انتخاب کرد؛ عملی که در زمان خود نوعی سرکشی بود. کتاب «Kafkas Kochbuch» عادات غذایی او را کاوش میکند و دریچهای به زندگی شخصی این نویسنده باز میکند.

رمان «روی نُت بمان» نوشته اکرم پدرامنیا، که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر خانه نیکان در لندن منتشر شد، با نگاهی عمیق به یکی از تیرهترین دورههای تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب ۵۷، حافظه جمعی ایرانیان را زنده میکند. این اثر چهارمین رمان این نویسنده، مترجم و پزشک پرکار است که با تجربه ترجمه آثاری چون «یولسیز» جیمز جویس و «لولیتا» ولادیمیر ناباکوف، هویت ادبی خود را تثبیت کرده است. با روایتی موازی از دو خواهر، گُردی و سودی، این رمان به بحرانهای اجتماعی، سیاسی و انسانی دهههای پس از انقلاب میپردازد و با زبانی هنرمندانه، لایههای پنهان زندگی زیرزمینی و مقاومت فرهنگی را آشکار میسازد.

در متن «خاطرات یک دیوانه – مورچه» نوشته فائزه جنیدی، راوی در فضایی پر از تخیل و آشوب ذهنی، گفتوگویی درونی و پراکنده را روایت میکند که در آن با هجوم افکار و کلمات مانند «قطار مورچهها» دستوپنجه نرم میکند. او از دردهای روانی، توهینها و فشارهای اطرافیان سخن میگوید و با زبانی طنزآمیز و گاه تلخ، به موضوعاتی چون بیماری، مصرف قرص و روابط پرتنش اشاره دارد.

قطعه «ماهگرفتگی» اثر مهبد شفیعنژاد، با ترکیب هوشمندانهای از صداهای طبیعت (جیرجیرکها) و افکتهای الکترونیک آغاز میشود و بلافاصله در هارمونی غربی (ر مینور) فضایی تاریک و تأملبرانگیز خلق میکند

یکصد و سی سال پس از انقلاب ۵۷، ایران در اثر گرمایش زمین و بیابانزایی و تنشهای آبی، در گرمای ۵۶ درجهای کویر میسوزد. راوی و هما، زوجی کنجکاو از برکلی، در جستوجوی ریشههای گمشدهی فرهنگی، به سرزمینی ویران قدم میگذارند. از اسپادانای خیالانگیز تا آشتیان، آرمانشهری پر از خطا، آنها با پرسشهای بنیادین روبهرو میشوند: هویت چیست؟ سوگ چه معنایی دارد؟ زندگی چه ارزشی؟ آیا جویبار افسانهای زاگرس، امیدی برای زایش دوباره زندگی خواهد بود؟

فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، فراتر از یک درام خانوادگی، گفتوگویی عمیق و چندلایه با سایهی پدر، رضا براهنی، روشنفکر برجسته ایرانی است. این اثر با بهرهگیری از روانکاوی لکانی، اسطورهشناسی و نقد مؤلفمحور، روایتی تراژیک از گسست پسر از میراث پدرانه ارائه میدهد. در این فیلم، پدر بهمثابه نمادی از اقتدار روشنفکری فروپاشیده و پسر دوپارهشده (رضا و علی) در تلاش برای محاکمه حقیقت و بازسازی هویت، در چرخهای از خشونت و نابودی گرفتار میشود. «پیرپسر» نهتنها نقدی بر تناقضهای نسل روشنفکران پساانقلاب است، بلکه بازتابی از ناتوانی در رهایی کامل از سایهی گذشتهای است که همچنان بر اکنون سایه میافکند.

وینچنزو لاترونیکو، نویسنده ایتالیایی و نامزد جایزه بینالمللی بوکر، در مقالهای در گاردین به بررسی کاهش جذابیت جهانی ادبیات انگلیسیزبان و افزایش اقبال به داستانهایی از سراسر جهان میپردازد. او با اشاره به تجربههایی مانند اقتباس ناموفق رمان «غریبههایی که میشناسم» نوشته کلودیا دوراستانی و چالشهای ترجمه آثارش، نشان میدهد که چگونه کلیشهها و نگاه امپریالیستی به ادبیات غیرانگلیسی مانع از درک عمیق این آثار میشود.

داستان «قصردشت» با تلفیق واقعگرایی جادویی و واقعیتِ اجتماعیِ شیراز، روایتی چندلایه از حافظه، زوال و مقاومتِ هویت در برابر فراموشیِ تحمیلی میسازد. ساختارِ پلاکمحور نهتنها بازتابی از تکثر فرهنگی ایران است، بلکه هشدار میدهد که نابودی مکانهای تاریخی برابر است با نابودی خاطره جمعی.

مقاله «زندگی و آثار در تناقض: سیمون دو بووار» نوشته میلی حیات، تحلیل جسورانهای از تناقضات میان اندیشه و عمل یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فمینیسم و اگزیستانسیالیسم ارائه میدهد. این جستار با نگاهی نقادانه، پیوندهای پیچیده میان نظریههای انقلابی دو بووار در «جنس دوم» و رفتارهای شخصی او بهویژه در روابط با زنان جوان را بررسی میکند.

مقاله کالب آزوما نلسون به مناسبت صدمین سالگرد انتشار رمان «خانم دالووی» نوشته ویرجینیا وولف در روزنامه گاردین منتشر شده است. «خانم دالووی» (Mrs. Dalloway)