
از تجربه تا تخیل – میلاد خسروی: مشکلات حرف زدن و نزدن
ماجرای پدر و مادری است که پس از از دست دادن فرزند جوانشان، با یک مأمور صحبت میکنند. مأمور به آنها توصیه میکند که وسایل فرزندشان را جمع کنند تا کمتر رنج بکشند.
ماجرای پدر و مادری است که پس از از دست دادن فرزند جوانشان، با یک مأمور صحبت میکنند. مأمور به آنها توصیه میکند که وسایل فرزندشان را جمع کنند تا کمتر رنج بکشند.
داستانی که هوش مصنوعی نوشت با تأکید بر تفاوت بین غم انسانی و تقلید ماشینی به پایان میرسد و خواننده را با پرسشهای فلسفی درباره ماهیت احساسات و خلاقیت مواجه میکند.
آنچه میخوانید شش خوانش مینیمالیستی و برگردان دو شعر کوتاه است در پیوند با یکدیگر؛ شش خوانش مینیمالیستی از کتاب کاندید، نوشتهی ولتر، نمایشنامهی نمایش یک رویا، نوشتهی آگوست استریندبرگ، صفحهی اول رمان باباگوریو، نوشتهی انوره دو بالزاک، صفحهی اول رمان من هفتتیرکش فرزی هستم، نوشتهی میکی اسپیلین، کتاب اعترافات،نوشتهی ژان ژاک روسو، جستار چگونه میتوانی از روی سایهات بپری وقتی دیگر سایهای نداری؟، نوشتهی ژان بودریار؛ برگردان دو شعر کوتاه از گونار اکلوف و توماس ترانسترومر.
گروهی از پناهندگان از کشورهای مختلف، از جمله سوریه، در دانمارک منتظر ملاقات با شهردار هستند تا درباره آیندهشان در این کشور جدید صحبت کنند. راوی با امید و هیجان به این جلسه نگاه میکند و رؤیاهایش درباره زندگی جدید را مرور میکند. شهردار با لباس سیاه ظاهر میشود و درباره شرایط زندگی و کار در شهر توضیح میدهد. راوی، که از رنگ سیاه خاطرات تلخی دارد، احساس نگرانی میکند. در پایان، او با واقعیت سخت زندگی در دانمارک، از جمله کار سخت و یادگیری زبان جدید، مواجه میشود.
داستان “میخواهم بدانم چرا” اثر شروود اندرسن، از منظر اول شخص و از زبان یک نوجوان بیان میشود. این نوجوان، که نامش در داستان ذکر نشده، عشق عمیقی به اسبهای مسابقه دارد و این عشق به عنوان محور اصلی داستان، هم روایت و هم شخصیتپردازی را شکل میدهد. راوی با زبانی ساده و صمیمی، تجربهی خود از سفر به مسابقات اسبدوانی در ساراتوگا را بازگو میکند. این روایت، علاوه بر توصیف جزئیات مسابقات و اسبها، به کشف ناگهانی راوی از واقعیتهای تلخ زندگی بزرگسالان میپردازد.
نیکآذر در این فیلم، تصویری از یک روشنفکر مقاوم و جستوجوگر را ترسیم میکند که در بستر تاریخ پرتلاطم ایران، همواره به دنبال حقیقت و عدالت بوده است. این فیلم در خرداد ۱۴۰۲ در فرانکفورت به نمایش درآمد و اکنون توسط تلویزیون برابری منتشر شده است.
هنوز مشتِ گره کردۀ ما به آسمان نرفته بود، هنوز شعارمان را نداده بودیم که تیرباران شروع شد. ازآسمان با هلیکوپتر روی سقف خانۀ مردم یا از روی زمین تیرباران میشدیم. مردم مثل نخلهای تبر خورده به زمین افتادند.
جلال سرفراز در این مقاله به مسئله سانسور در ایران میپردازد و از تجربیات شخصی خود در مواجهه با ممیزی آثارش میگوید. او به حذف اشعار و کتابهایش اشاره میکند و انتقاد میکند که سانسورچیان اغلب درک درستی از محتوای آثار ندارند. سرفراز همچنین به خودسانسوری نویسندگان و محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی اشاره میکند که مانع بیان آزادانه میشود. او خاطراتی از مبارزات مطبوعاتی علیه سانسور در دوران پیش از انقلاب را بازگو میکند و تأکید میکند که مبارزه با سانسور همچنان ضروری است.
این داستان در گرهگاه دو موضوع «عشق و تنهایی» و «مرگ و زندگی» با روایتی نمادین و سرشار از عناصر فولکلور و اساطیری، به زندگی شخصیتی به نام حاتو میپردازد که درگیر مسائل عاطفی، اجتماعی و فلسفی است. داستان در فضای رئالیسم جادویی اتفاق میافتد و مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند.
«با کی خداحافظی کنم اِما» نوشتهی عسل نورایی اثری است دشوار و تکاندهنده، نه به دلیل پرداختن مستقیم به رویدادهای سیاسی و اجتماعی، بلکه به واسطه کندوکاو عمیق در تاروپود روابط انسانی و بازنمایی بیپردهی رنج و ملال و مصائب زندگی روزمره.
این داستان به چالشهای زنان در مواجهه با انتظارات اجتماعی و شخصی میپردازد. سارا، شخصیت اصلی، با تصمیم دشوار بارداری برای خواهرش، مسئولیتهای خانوادگی و فشارهای درونی خود را مدیریت میکند. او تلاش میکند تا بین احساس وظیفه، عشق به خانواده و نیاز به احترام به خود تعادل برقرار کند. داستان همچنین نشان میدهد که زنان چگونه در موقعیتهای پیچیده، با حفظ آرامش و قدرت درونی، به دنبال تحقق اهداف بزرگتر هستند، حتی اگر این به معنای تحمل رنج و نادیده گرفته شدن احساساتشان باشد.
«مشق خط کردم: به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی/ به روزگار ندیدم رفیق یکرنگی. میزدایی دید و به مادر گفت: خواهر قلم پای دختری که این شعر را مشق میکند، باید شکسته شود تا دیگر به مدرسه نرود.»
یک ادیسه ایرانی سومین کتاب و نخستین رمان رعنا سلیمانی است که سفر ادیسهوار «یک زن در مهاجرت» را روایت میکند. این کتاب برای نخستین بار دنیای داستانی سلیمانی را در معرض خوانندگان انگلیسی قرار میدهد. این رمان مدرن و درونگرایانه، که توسط فریدون رشیدی از فارسی به انگلیسی ترجمه شده است.
چرا میترسیدند همه؟ وقتی سوران پاشنههاش را از زمین میکَند و دستهاش را چفت چهارچوبم میکرد تا منِ آویزان به گردنش را جلو روشان بگیرد، جوری جا میخوردند که انگار وحشت است که نشانشان داده میشود، نه تصویر خودشان.
محمدی با تکیه بر تاریخچه مقاومت زنان و تأکید بر ضرورت همبستگی جهانی، امیدوار است که جنبش «زن، زندگی، آزادی» بتواند الهامبخش زنان سراسر جهان باشد. ترجمه متن کامل این مقاله را در نشریه ادبی بانگ میخوانید.
در قرن بیستم، نویسندگان آمریکایی مانند هنری جیمز، ارنست همینگوی و تونی موریسون با نوآوریهای فرمی و محتوایی، داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی مستقل و غنی تثبیت و آن را به ابزاری برای بیان تجربیات فرهنگی و هویتی تبدیل کردند. جلوه هایی از این تلاش در بانگ.
مقاله نسیم خاکسار به بررسی و نقد داستان “هفت ناخدا” اثر شهریار مندنیپور میپردازد. این تحلیل با تمرکز بر ساختار داستان، شخصیتها و روابط پیچیدهشان، به ویژه عشق مرد به کوکب و نقش راوی در سرنوشت او، پیش میرود. خاکسار با بررسی تعلیق و انکشاف در داستان، از طریق رمزهایی مانند شببو و بنفشه، به کشف نقش راوی در لو دادن مروارید و سنگسار شدن کوکب میرسد. همچنین، مقاله به تمهای اصلی داستان مانند عشق، خیانت و انتقام، و استفاده هنرمندانه از تصویرسازی و نمادها برای انتقال مفاهیم عمیق میپردازد.
«استونر» اثر جان ویلیامز، رمانی درباره زندگی ویلیام استونر، استاد ادبیاتی معمولی است که در مسیر زندگی با شکستهای عاطفی و حرفهای مواجه میشود. این کتاب، با روایتی خطی و شبیه به «مرگ ایوان ایلیچ»، زندگی استونر را از کودکی تا مرگش به تصویر میکشد. او عشق و معنای زندگی را در ادبیات مییابد، اما در نهایت تنها میماند. رمان با توصیفات درخشان و صحنههای ماندگار، درد و تنهایی انسان معاصر را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که گاهی کلمات تنها همراه همیشگی انساناند.
شخصیت اصلی، فردی منزوی و پریشانحال، درگیر با گناهان گذشته است. فضای داستان، که در محیطهای بسته و تاریک مانند اتاق خواب و آشپزخانه جریان دارد، بازتابی از وضعیت ذهنی اوست: احساس خفگی، تنگنا و سردرگمی.
الفِ قامت دوست” نوشتهی منصور آذرنوش، مجموعهای از هشت داستان بههمپیوسته است که زندگی و مبارزات دانشجویان و کارگران را در جنبشهای چریکی قبل از انقلاب روایت میکند. شخصیتهای کتاب، با نامهای معنادار، نمایندهی جامعهی روشنفکری و کارگری هستند و هر یک با عشق، درد و رنجهای خود دستوپنجه نرم میکنند. مردان عاشقپیشه اما درگیر مبارزهاند، و زنان دوشادوش آنها میجنگند و هزینه میدهند.
مقاله گری لئونارد نشان میدهد که «دوبلینیها» نه تنها یک مجموعه داستان کوتاه است، بلکه یک اثر عمیق و چندلایه است که به بررسی مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی میپردازد. جویس با استفاده از سبک منحصر به فرد خود، خواننده را به چالش میکشد تا معانی پنهان داستانها را کشف کند و به درک بهتری از زندگی شخصیتها و جامعهی آنها برسد.