
گریس پالی: «گفتوگو با پدرم» به ترجمه میترا داوودی
گریس پالی در کنار بستر پدر هشتادوششسالهاش مینشیند. پدر، هنوز سرشار از نور روشنفکری، از او میخواهد یک داستان ساده بنویسد؛ داستانی به سبک موپاسان یا چخوف، با شخصیتهای واقعی و باورپذیر. اما هر بار که دختر داستانی از زن همسایه و پسر معتادش تعریف میکند، پدر با لبخندی تلخ میگوید: «تو عمداً حرفم را اشتباه فهمیدی… همهچیز را حذف کردی.» این گفتوگوی کوتاه میان یک نویسندهی زن و پدر محتضرش، یکی از درخشانترین و دردناکترین تأملات ادبیات آمریکا دربارهی داستانگویی، تراژدی، امید و حق زندگی برای تغییر است.


















