
فرزاد میرحمیدی: «رودخانه» از مهبد شفیعنژاد
قطعه «رودخانه» اثر مهبد شفیعنژاد با بهرهگیری از ریتمی آزاد و سیال، هارمونی نزدیک به ماژور (در مد لیدین) و ملودیهای موجوار، تصویری زنده از سرزندگی و شادابی یک رودخانه خلق میکند.

قطعه «رودخانه» اثر مهبد شفیعنژاد با بهرهگیری از ریتمی آزاد و سیال، هارمونی نزدیک به ماژور (در مد لیدین) و ملودیهای موجوار، تصویری زنده از سرزندگی و شادابی یک رودخانه خلق میکند.

ایان مکایوان، نویسنده برجسته بریتانیایی، با رمان جدیدش «آنچه میتوانیم بدانیم» که در سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، بار دیگر توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. این اثر دیستوپیایی و فلسفی، که دوایت گارنر در نیویورکتایمز آن را «بهترین رمان مکایوان در سالهای اخیر» نامیده، داستان جستجوی دو پژوهشگر در جهانی ویرانشده برای یافتن شعری گمشده را روایت میکند و پرسشهای عمیقی درباره تاریخ، دانش و میراث بشری در میان میآورد.

این مقاله شعری از غلامرضا بروسان را تحلیل میکند که به مسئله فقدان، تبعید، و مقاومت در برابر نظامهای بیاحساس میپردازد. مقاله با تحلیل بندهای مختلف شعر، به تأملی در باب نقش شعر در بازسازی معنا، افشای خلأ و احیای صدای خاموشان میپردازد.

نقدهای حرفهای کتاب از دیرباز بهعنوان ابزاری کلیدی در بازاریابی آثار ادبی شناخته شدهاند، اما آیا واقعاً فروش را افزایش میدهند؟ در حالی که ناشران سنتی برای جلب توجه کتابفروشان و کتابخانهها به نقدهای حرفهای وابستهاند، خوانندگان عمومی بیشتر تحت تأثیر نظرات اینفلوئنسرها و نقدهای مصرفکنندگان در پلتفرمهایی مانند تیکتاک، گودریدز و آمازون قرار میگیرند. این مقاله به بررسی تأثیر نقدهای حرفهای و مصرفکننده بر فروش کتاب میپردازد و نشان میدهد چگونه ناشران مستقل و نویسندگان خودنشر از شبکههای اجتماعی و ارتباط مستقیم با مخاطبان برای دیده شدن و فروش بیشتر استفاده میکنند.

این چارچوب نظری در ادبیات داستانی میتواند الهامبخش خلق آثاری باشد که به بازنمایی انتقادیِ سوگِ بهحاشیهراندهشده بپردازند -روایتهایی از مرگ قربانیان جنگ، مهاجران، یا اقلیتها که در گفتمان رسمی نادیده گرفته میشوند. باتلر با تأکید بر «آسیبپذیری مشترک»، نویسندگان را ترغیب میکند تا با بهچالشکشیدن هنجارهای سوگواری تحمیلی، روایتهای بدیل بیافرینند؛ آثاری که نهتنها خشونت ساختاری را افشا میکنند، بلکه امکانی برای همدردی فرامرزی و بازاندیشی در اخلاق روایتگری فراهم میسازند.

شادی خان سیف ویراستار، تهیهکننده و روزنامهنگاری است که در افغانستان، پاکستان، آلمان و استرالیا کار کرده است. او مقالهای در ستایش زبان پارسی در گاردین منتشر کرده. سیف میگوید در زبان پارسی استعارههایی یافته که بازتاب سفر خودش هستند، عباراتی که حس خانه را به او میدهند و شعرهایی که مستقیماً با روح او سخن میگویند.

تنهایی و انزوا در جامعه مدرن، تضاد خاطرات شیرین با واقعیت تلخ، جستجوی آزادی و رسیدن به پوچی، فاصله بین انسانها و فقدان ارتباط و سرانجام نقش اجتماعی زنان و فشارهای جامعه از موضوعات این داستان خوشساخت است. «اینجا همهچی عادیه» نوشته رعنا سلیمانی را با صدای آناهید و با موسیقی بابک بیات هم میتوانید بشنوید.

جنیدی در این داستان با زبانی شاعرانه و تصاویر قدرتمند، ما را به تأمل درباره مفاهیمی مهمی مانند دیوانگی، عقلانیت، آزادی و اسارت دعوت میکند. این داستان را میتوان به عنوان استعارهای از شرایط هنرمندان، روشنفکران یا هر فرد متفاوتی که درگیر نظامهای بسته درک کرد.

رمان «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» نوشته مهدی گنجوی با رویکردی پارودیک و در ژانر معمایی-جنایی، خواننده را در فضایی چندلایه و پرتعلیق غرق میکند که از بازنمایی صرف واقعیت فراتر رفته و با خلق شخصیتهای منحصربهفرد و جزییات دقیق، لذت خواندن را به هدف اصلی بدل میکند. این اثر، که از بوف کور تا بهرام صادقی ارجاعاتی طنزآمیز دارد، با ابهامهای حسابشده و پلات پستمدرن، خواننده را به چالش میکشد تا بدون تفسیرهای سنتی در لذت کشف داستان غوطهور شود.

جورج ساندرس در تحلیل «ارباب و بنده» تولستوی، با نگاهی موشکافانه به سبک روایی مبتنی بر فکتهای عینی، تغییرات زاویهی دید، و ساختار سینمایی داستان، نشان میدهد چگونه تولستوی دنیایی باورپذیر و پرجزئیات خلق میکند، در حالی که تناقضات زندگی شخصی او با حکمت فراشخصی رمانهایش، عمق و جذابیت اثر را دوچندان میکند.

«تبانی» روایتی است از دیدار اتفاقی دو مرد، سعید و مسعود، در اغذیهفروشی کوچک «زاویه» در پاساژی قدیمی. سعید، نگهبان شب پاساژ، در حال نوشتن رمانی درباره دو دوست صمیمی است که قصد دارد آنها را خوشبخت کند، اما با پرسشهای یکی از شخصیتها درباره چگونگی این خوشبختی به بنبست میرسد.

مقاله «نقد، ادبیات است. چرا در حال محو شدن است؟» نوشته آدام مورگان، بنیانگذار مجله Chicago Review of Books، وضعیت نقد ادبی در ایالات متحده را بررسی میکند. این مقاله به نقش نقد کتاب، چالشهای پیش روی منتقدان، و دلایل کاهش فرصتهای انتشار نقد در رسانههای سنتی پرداخته و تصویری جامع از اکوسیستم نقد ادبی ارائه میدهد.

زهره واعظیان در این داستان، تجربهی زیسته خویش، شامل مهاجرت، از دست دادن برادر به دلیل خشونت دولتی در ایران، و مواجهه با سرکوب در اعتراضات را با تراژدی جهانی جورج فلوید پیوند میزند، و بر پیوستگی درد ستم و بیعدالتی در سراسر جهان تأکید میکند. او نشان میدهد که خفقان زیر مشت مأموران در ایران و نفسنفس زدن جورج فلوید زیر زانوی پلیس در آمریکا، ریشه در یک ظلم مشترک دارند.

رمان «۵۶ درجه» نوشته حسین نوشآذر، با ترسیم ایران دیستوپیایی در گرمای ۵۶ درجه، شبکهای پیچیده از نظامهای معنایی را میگشاید. این اثر، با درهمآمیختن بحرانهای زیستمحیطی، هویتی و اجتماعی، از طریق تقابلهایی چون نور و ظلمت، خاطره و واقعیت، و سوگ و همبستگی، نهتنها آیندهای ویران را هشدار میدهد، بلکه با تکیه بر اسطوره و حافظه جمعی، امیدی به باززایش فرهنگی و انسانی میگستراند.

راز رازها» به عنوان یک اثر سرگرمکننده با ترکیبی از اکشن، علم و تاریخ، به موضوعات بزرگی مانند آگاهی و تأثیر کتابها میپردازد. این رمان، هرچند پر از هیجان و اطلاعات، یادآور دورانی است که یک کتاب میتوانست زمانه را تحت تأثیر قرار دهد.

انتشارات آسمانا نوول دیستوپیایی «۵۶ درجه» نوشته حسین نوشآذر را در جلسهای با حضور مهدی گنجوی، مریم رئیسدانا و رعنا سلیمانی و نویسنده کتاب به بحث گذاشت. این جلسه که بیش از یک ساعت به درازا کشید در زوم برگزار شد. فیلم آن را میبینید:

جورج ساندرز که به تازگی جایزه ملی کتاب آمریکا را از آن خود کرد با داستان «دهم دسامبر» به شهرت رسید. ساندرز خواننده را با خود به درون ترسها، آرزوها و جهانبینیهای متضاد دو شخصیت میبرد. ساندرز نشان میدهد که معنای زندگی نه در انزوا یا خودکفایی، بلکه در پذیرش وابستگی متقابل و آسیبپذیری نهفته است. نجات دادن و نجات یافتن، در این داستان، دو روی یک سکهاند که قهرمانی واقعی را در ارتباط انسانی و پذیرش ضعفهایمان تعریف میکنند.

«منشور زخم نور» اثر امین حدادی، تجربهای نوآورانه در شعر معاصر فارسی است که با پیوند شعر، نقاشی و ترجمههای چندزبانه، فضایی اکفراسیستی (گفتوگوی میان کلمه و تصویر) خلق میکند. این کتاب، همراه با نقاشیهای فاطمه شکوری و ترجمههای داریوش شاهینراد به انگلیسی و فرانسه، نهتنها سوگنامهای چندحسی، بلکه بازآفرینی مدرن سنت ایرانی پیوند متن و تصویر است که خواننده را به سفری میان نور، زخم و معنا دعوت میکند.

عشق، چه در قالب داغ و سوزانش که تن و جان را در شعلههای لذت و رنج میسوزاند، و چه در شکل سرد و روزمرهاش که در بستر زندگی مدرن شکوفا میشود، همواره در کشاکش امکان و ناممکنی تعریف میشود. این مقاله با نگاهی به آثار ادبی و نظریههای فلسفی، از رولان بارت و فروید تا زویا پیرزاد و هیرومی کاواکامی، به بررسی دوگانهی عشق داغ و سرد میپردازد و نشان میدهد چگونه این دو شکل از عشق، بازتابدهندهی تجربههای انسانی در زیست مدرناند.

داستان کوتاه «آشوب» نوشته مریمالسادات مهدوی، نگاهی به لحظات آغازین جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹ است. این اثر از زاویه دید کودکی روایت میشود که دنیای معصومانه و شاد او با واقعیت خشن جنگ درهم میشکند. مهدوی با انتخاب روایت کودکانه، پیچیدگیهای جنگ را از طریق ترس، کنجکاوی و سردرگمی کودک به شکلی ملموس به تصویر میکشد. این رویکرد، جنگ را نه تنها بهعنوان یک واقعه تاریخی، بلکه بهمثابه تجربهای جهانی و انسانی ارائه میدهد که در هر بحران و با هر ناامنی بازمیگردد.

جلد نخست خاطرات پرتو نوریعلا، شاعر و منتقد ادبی گسترهای از کودکی او در ایران در سالهای دهه ۱۳۲۰ تا تبعید در آمریکا در سال ۱۹۸۶ را دربرمیگیرد. این کتاب، نه تنها داستان زندگی زنی است که در برابر محدودیتهای خانوادگی، اجتماعی، و سیاسی ایستادگی کرد، بلکه سندی از گسستهای عمیق نسلی از زنان ایرانی است که بین سنت و تجدد، انقلاب و تبعید، هویت خود را بازتعریف کردند.