
شعر «میآیم» سجاد قنواتی برنده جایزه بینالمللی ادبی ایتالیا شد
شعر آزاد «میآیم» سروده دکتر سجاد قنواتی با ترجمه غزل قربانپور برای سومینبار جایزه ویژه یازدهمین دوره مسابقه ادبی بینالمللی شعر و داستان کوتاه ایتالیا را کسب کرد.

شعر آزاد «میآیم» سروده دکتر سجاد قنواتی با ترجمه غزل قربانپور برای سومینبار جایزه ویژه یازدهمین دوره مسابقه ادبی بینالمللی شعر و داستان کوتاه ایتالیا را کسب کرد.

مضمون فلسفی اصلی داستان «اسبابکشی» نوشته بهمن پارسا از منظر ادبیات مهاجرت، «از خودبیگانگی و جستوجوی هویت در تبعید» است. خسرو، راوی داستان، بهعنوان یک پناهندهی سیاسی در محیطی بیگانه با انزوا، روزمرگی، و تزلزل هویتی دستوپنجه نرم میکند. او بین حفظ پیوند با هویت ایرانیاش (از طریق کتابها و خاطرات) و تلاش برای رهایی از زخمهای گذشته (مانند رابطهی شکستخورده با مهناز) سرگردان است. این داستان، تضاد بین اجبار پناهندگی و انتخاب مهاجرت را برجسته میکند و نشان میدهد که چگونه فقدان برنامهریزی و دوری از وطن، همراه با پوچی و امیدهای متناوب، هویت فرد را متلاشی و بازسازی آن را دشوار میسازد.

ریچارد بلر، پسر جورج اورول درباره نقش مادرش در خلق «قلعه حیوانات»، این تمثیل افسانهای در سال ۱۹۴۵ و چگونگی دشواریهای انتشار آن در گاردین مقالهای نوشته است که ترجمه آن را میخوانید:

فرانتس کافکا، نویسندهای که نامش با رمز و راز ادبیات مدرن گره خورده، در اوایل قرن بیستم رژیم غذایی گیاهی را انتخاب کرد؛ عملی که در زمان خود نوعی سرکشی بود. کتاب «Kafkas Kochbuch» عادات غذایی او را کاوش میکند و دریچهای به زندگی شخصی این نویسنده باز میکند.

رمان «روی نُت بمان» نوشته اکرم پدرامنیا، که در سال ۱۴۰۳ توسط نشر خانه نیکان در لندن منتشر شد، با نگاهی عمیق به یکی از تیرهترین دورههای تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب ۵۷، حافظه جمعی ایرانیان را زنده میکند. این اثر چهارمین رمان این نویسنده، مترجم و پزشک پرکار است که با تجربه ترجمه آثاری چون «یولسیز» جیمز جویس و «لولیتا» ولادیمیر ناباکوف، هویت ادبی خود را تثبیت کرده است. با روایتی موازی از دو خواهر، گُردی و سودی، این رمان به بحرانهای اجتماعی، سیاسی و انسانی دهههای پس از انقلاب میپردازد و با زبانی هنرمندانه، لایههای پنهان زندگی زیرزمینی و مقاومت فرهنگی را آشکار میسازد.

در متن «خاطرات یک دیوانه – مورچه» نوشته فائزه جنیدی، راوی در فضایی پر از تخیل و آشوب ذهنی، گفتوگویی درونی و پراکنده را روایت میکند که در آن با هجوم افکار و کلمات مانند «قطار مورچهها» دستوپنجه نرم میکند. او از دردهای روانی، توهینها و فشارهای اطرافیان سخن میگوید و با زبانی طنزآمیز و گاه تلخ، به موضوعاتی چون بیماری، مصرف قرص و روابط پرتنش اشاره دارد.

قطعه «ماهگرفتگی» اثر مهبد شفیعنژاد، با ترکیب هوشمندانهای از صداهای طبیعت (جیرجیرکها) و افکتهای الکترونیک آغاز میشود و بلافاصله در هارمونی غربی (ر مینور) فضایی تاریک و تأملبرانگیز خلق میکند

یکصد و سی سال پس از انقلاب ۵۷، ایران در اثر گرمایش زمین و بیابانزایی و تنشهای آبی، در گرمای ۵۶ درجهای کویر میسوزد. راوی و هما، زوجی کنجکاو از برکلی، در جستوجوی ریشههای گمشدهی فرهنگی، به سرزمینی ویران قدم میگذارند. از اسپادانای خیالانگیز تا آشتیان، آرمانشهری پر از خطا، آنها با پرسشهای بنیادین روبهرو میشوند: هویت چیست؟ سوگ چه معنایی دارد؟ زندگی چه ارزشی؟ آیا جویبار افسانهای زاگرس، امیدی برای زایش دوباره زندگی خواهد بود؟

فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، فراتر از یک درام خانوادگی، گفتوگویی عمیق و چندلایه با سایهی پدر، رضا براهنی، روشنفکر برجسته ایرانی است. این اثر با بهرهگیری از روانکاوی لکانی، اسطورهشناسی و نقد مؤلفمحور، روایتی تراژیک از گسست پسر از میراث پدرانه ارائه میدهد. در این فیلم، پدر بهمثابه نمادی از اقتدار روشنفکری فروپاشیده و پسر دوپارهشده (رضا و علی) در تلاش برای محاکمه حقیقت و بازسازی هویت، در چرخهای از خشونت و نابودی گرفتار میشود. «پیرپسر» نهتنها نقدی بر تناقضهای نسل روشنفکران پساانقلاب است، بلکه بازتابی از ناتوانی در رهایی کامل از سایهی گذشتهای است که همچنان بر اکنون سایه میافکند.

وینچنزو لاترونیکو، نویسنده ایتالیایی و نامزد جایزه بینالمللی بوکر، در مقالهای در گاردین به بررسی کاهش جذابیت جهانی ادبیات انگلیسیزبان و افزایش اقبال به داستانهایی از سراسر جهان میپردازد. او با اشاره به تجربههایی مانند اقتباس ناموفق رمان «غریبههایی که میشناسم» نوشته کلودیا دوراستانی و چالشهای ترجمه آثارش، نشان میدهد که چگونه کلیشهها و نگاه امپریالیستی به ادبیات غیرانگلیسی مانع از درک عمیق این آثار میشود.

داستان «قصردشت» با تلفیق واقعگرایی جادویی و واقعیتِ اجتماعیِ شیراز، روایتی چندلایه از حافظه، زوال و مقاومتِ هویت در برابر فراموشیِ تحمیلی میسازد. ساختارِ پلاکمحور نهتنها بازتابی از تکثر فرهنگی ایران است، بلکه هشدار میدهد که نابودی مکانهای تاریخی برابر است با نابودی خاطره جمعی.

مقاله «زندگی و آثار در تناقض: سیمون دو بووار» نوشته میلی حیات، تحلیل جسورانهای از تناقضات میان اندیشه و عمل یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فمینیسم و اگزیستانسیالیسم ارائه میدهد. این جستار با نگاهی نقادانه، پیوندهای پیچیده میان نظریههای انقلابی دو بووار در «جنس دوم» و رفتارهای شخصی او بهویژه در روابط با زنان جوان را بررسی میکند.

مقاله کالب آزوما نلسون به مناسبت صدمین سالگرد انتشار رمان «خانم دالووی» نوشته ویرجینیا وولف در روزنامه گاردین منتشر شده است. «خانم دالووی» (Mrs. Dalloway)

«زیر تاج تیسفون» اثر مسعود کدخدایی، با روایتی حماسی و تراژیک از اوج و زوال ساسانیان، نهتنها شکوه دربار و ناپایداری قدرت را به تصویر میکشد، بلکه با نقد خودکامگی و تمرکز قدرت، درسهایی برای امروز ارائه میدهد. کدخدایی در گفتوگو با خوانندگان، از منابع الهام خود مانند شاهنامه و انگیزهاش برای بازآفرینی تاریخ با نگاهی انسانی و انتقادی سخن میگوید و نشان میدهد چگونه ریشههای رفتارهای معاصر ایرانیان را میتوان در گذشته جستوجو کرد.

مجموعه داستانهای حسن حسام با عنوان «السماء التمطر» با ترجمه علی حسیننژاد به زبان عربی در انتشارات مهری منتشر شد. قرار است از این کتاب در انستیتو عرب در پاریس از معتبرترین مراکز فرهنگی دنیای عرب رونمایی شود و همچنین در نمایشگاه کتاب قاهره عرضه خواهد شد.

بهرام بیضایی در قسمت دوم نمایش «داشآکل به گفته مرجان»، با ترکیبی خیرهکننده از رنگ، موسیقی و تراژدی، روایتی زنانه و عمیقاً انسانی از داستان کلاسیک صادق هدایت خلق کرده است. این اثر که با اجرایی چهارساعته، تماشاگران را در مسیری از عزا تا عشق، از جنگ تا مرگ و از تاریکی تا نور همراهی میکند، نهتنها وفاداری بیضایی به متن هدایت را نشان میدهد، بلکه با جسارتی بینظیر، صحنههای اروتیک و نقشآفرینی درخشان زنان را به تئاتر ایران بازمیگرداند.

محمود فرشچیان، نقاش پیشگام و یکی از برجستهترین هنرمندان ایرانی در عرصه جهانی، صبح شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ در سن ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت.

بررسی داستان «ژازون بدون آرگوناتهایش» از رضا نجفی از منظر اسطورهشناسی، روانکاوی، و فرم ادبی. راوی، درگیر گمگشتگی هویتی و وجودی، از طریق نمادها و کهنالگوها رنج بشر را بازتاب میدهد. مقاله تناقضات راوی را برجسته میکند: انکارِ خواب در عین روایتِ حقیقت، ناتوانی از مشارکت در زندگی جمعی درحالیکه بهشدت درگیر تحلیل آن است، و تقلای او برای ساختن معنا در جهانی که خانه، عشق، و حتی داستاننویسی در آن به کلیشه تبدیل شدهاند.

فرشته مولوی در یادداشت «ضدخاطرات» از تجربهی تلخ نادیده گرفته شدن ترجمهاش از مجموعهداستان «دشت مشوش» خوان رولفو در پیشدرآمد کتاب «داستانهای کوتاه امریکای لاتین» به ترجمهی عبدالله کوثری گلایه میکند. او با اشاره به ارزش این مجموعه و حرفهای بودن کوثری، متعجب است که چرا در معرفی آثار رولفو نامی از «دشت مشوش» برده نشده، در حالی که ترجمهی «پدرو پارامو» ذکر شده است.

سال ۲۰۲۵ به «سال پینچون» تبدیل شده است، چرا که این نویسنده ۸۷ ساله پس از ۱۲ سال سکوت از زمان انتشار رمان «لبه خونریزی» (۲۰۱۳)، رمان جدیدی به نام «بلیط سایه» را در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر میکند. داستان این رمان در میلواکی، شهری صنعتی در ایالت ویسکانسین آمریکا که در دهه ۱۹۳۰ با چالشهای اقتصادی دوران رکود بزرگ دستوپنجه نرم میکرد، رخ میدهد.

خندهدار است، عین خواب میماند. الان باید بیدار شوم و ببینم توی آپارتمانی در گینهایم، روی کاناپهای خوابم برده است و در خواب دیدهام که آدرسم را فراموش کردهام. اما من بیدارم و واقعاً آدرسم را گم کردهام و فقط واژهی پل سیدخندان و خیابان ویلا توی کلهام هست که هیچ کدام آدرس من نیستند…