
علی آشوری: یلدا را بیافرینیم
در اوج تاریکیهای فردی و اجتماعی، گرد هم آمدن، سخن گفتن، مهر ورزیدن و حفظ امید به فردا، خود عملی رادیکال و نورافشان است.

در اوج تاریکیهای فردی و اجتماعی، گرد هم آمدن، سخن گفتن، مهر ورزیدن و حفظ امید به فردا، خود عملی رادیکال و نورافشان است.

سال ۲۰۲۵، سالی تاریخی برای ادبیات داستانی بود: توماس پینچون پس از ۱۲ سال، چیماماندا آدیچیه پس از بیش از یک دهه و سلمان رشدی پس از حملهای که یک چشمش را گرفت، بازگشتند. در کنارشان، شاهکارهای بیستسالهٔ سارا هال و کیران دسای، برندهٔ جسورانهٔ بوکر (دیوید زالای) و موج خیرهکنندهای از نویسندگان جوان و مجموعهداستانهای بیرحمانهٔ امروزی قرار گرفتند؛ همه زیر سایهٔ بحران اقلیمی، مهاجرت و پرسش از هویت انسانی. گاردین این سال را «سال غولها و معجزهٔ تازهواردان» نامیده است.

در بخش پایانی این نقد بر کتاب «یعنی تو کلهت بهشته» رضا شهبازی، نویسنده با حفظ نگاه تابآورانهاش به زندگی، به تحلیلهای عمیق سیاسی و اجتماعی میپردازد؛ از نقد مصرفگرایی و سرمایهداری گرفته تا جزئیات هایپررئالیستی شرایط روزمره، همه با لحنی ساده، طنزآمیز و دوستانه که مخاطب را تا انتها همراه میکند و به تأمل وامیدارد.

قدرت روایت این شماره از کافه رادیو با صدا و اجرای مهدی اصلانی نه در زیبایی ادبی، که در صداقت دردناک و به تصویر کشیدن رنجی است که از دیوارهای زندان فراتر رفته و دامن بیگناهترین افراد (یک مادر سالخورده) را میگیرد. محتوای آن از نظر عاطفی قدرتمند و از نظر اجتماعی-تاریخی قابل تأمل است.

این مقاله، با خوانشی خلاق و نو، در پی واکاوی لایههای پنهان و آشکار «رنگ آتش نیمروزی» نوشته شهریار مندنی پور است: از استعارههای جنگ در دل طبیعت بکر، تا نبردی فلسفی میان سنت و مدرنیته، و از اسطورههای کهن شکار تا تعلیقی که تا آخرین سطر، ذهن را میکاود. «رنگ آتش نیمروزی» فقط یک داستان کوتاه نیست؛ آیینهای است شکسته از تاریخ ما، که هر تکهاش تصویری دردناک و در عین حال باشکوه را بازمیتاباند.

«زیر گنبد دوار» اثر تازه عباس امانت، تاریخنگار برجسته، آمیزهای از شعر نو و قالبهای کهن است، بیش از یک تجربه شاعرانه شخصی، بازتاب نگرانیهای عمیق فرهنگی و فلسفی مورخی است که ریشه در میراث کهن دارد و در جهانی معاصر میزید. شعرهای او با اشارات پرشمار به حافظ، اخوان ثالث و دیگران، تلاشی است برای پیوند زدن «از دسترفتگان» ادبی با «بازماندگان» امروزین، در حالی که مفاهیمی چون زمان، حافظه و تقلای انسان در چنگال تقدیر را در قالبی بدیع و اغلب التقاطی میکاود. این کتاب، پنجرهای است به ذهن پژوهنده و شاعرانهای که گذشته را نقد میکند، ولی خود را از آن جدا نمیداند.

این گزارش که هر چهار سال منتشر میشود، تنها تحلیل جهانی جامع روندهای چندساله آزادی بیان و روزنامهنگاری است و با عنوان فرعی «روزنامهنگاری: شکلدهی به جهانی در صلح» بر نقش حیاتی رسانههای آزاد در دستیابی به اهداف توسعه پایدار تأکید دارد.

عباس امانت، برجستهترین تاریخنگار معاصر ایران و استاد پیشین دانشگاه ییل، با انتشار کتاب «گاهشماری خورشیدی و پایداری نوروز در هویت فرهنگی ایران» برای نخستین بار بهطور نظاممند نشان میدهد که چرا تقویم خورشیدی و جشن نوروز، در میان تمام طوفانهای تاریخی، به ستون اصلی هویت ایرانی تبدیل شدهاند و چگونه حافظهی جمعی یک ملت توانسته هزاران سال این آیین را زنده نگه دارد در حالی که بسیاری از جشنهای باستانی دیگر به فراموشی سپرده شدهاند.

در سنگلاخ زندگی زکریا هاشمی، فراتر از روایت شخصی پر از رنج و مهاجرت، دریچهای گشوده میشود به سوی زیباییهای فراموششدهی تهران قدیم و طبیعت بکر وطن؛ از سایههای سنگین درختان کهنسال باغ قوامالملک که ترس از زندگی را در دل اخوان ثالث برمیانگیخت، تا دشتهای پر از گلهای زرد ریواس در دامان کوههای شهرری که شادی کودکی و سرور مردم را در میان آتش جنگ زنده میکند – تصاویری مخملین و حزنآلود که تاریخنگاری یک هنرمند عاشق را به شعری ماندگار بدل میسازند.

نویسنده در این مقاله با هدف ارائه یک طبقهبندی نظاممند برای اشکال روایت، استدلال میکند که «میانجیگری» در معنای چگونگی انتقال داستان به مخاطب ویژگی مهمی در روایت است. او برای تحلیل این پدیده، سه عنصر پایه را معرفی و از یکدیگر متمایز میکند: ۱. شیوه روایت (Modus) ۲. شخص (Person) و ۳. نظرگاه (Perspective) که بر مبنای مشارکت یا عدم مشارکت راوی/شخصیت واسط در رویدادها مشخص میشود.

نشر آسمانا روز جمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴ مراسم نقد و بررسی رمان «فرار از مجتمع دخترانه» نوشتهٔ محبوبه موسوی را با حضور خود نویسنده و دو منتقد برجستهٔ بینالمللی، سبا پاکدل از دانشگاه ویکتوریا کانادا و دکتر خورشید رشاد از دانشگاه گوتینگن آلمان، بهصورت مجازی برگزار کرد.

کامران فانی، مترجم، فهرستنویس و کتابشناس برجسته ایران که با آثاری چون «سرعنوانهای موضوعی فارسی» و ترجمههایی از چخوف و گونتر گراس، نقش ماندگاری در کتابداری و ادبیات معاصر ایران ایفا کرد، روز شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ پس از تحمل دورهای بیماری (آلزایمر) در ۸۱ سالگی درگذشت.

جمعه یک داستان کوتاه تأثیرگذار و روانشناختی است. نویسنده با مهارت، دنیای درونی یک زن را در مرحلهای حساس از زندگی به تصویر میکشد. داستان علاوه بر روایت یک جذابیت عاطفی، لایههایی از نقد اجتماعی (فشارهای سنتی، زندگی دوگانه، رؤیتپذیری و پنهانکاری) را نیز در خود دارد. ابهام پایانی و تمرکز شدید بر دیدگاه اول شخص، از ویژگیهای بارز اثر است که آن را برجسته میسازد.

رئیس دانا با استناد به سه ضلع مثلث «هویت، سوگ و معنای زندگی» در داستان، استدلال میکند که این اثر یک «اعتراض» مسئولانه است و خواننده را به بازگشت به ریشههای فرهنگی و حفاظت فعالانه از ایرانِ کنونی در برابر ویرانسازی فرا میخواند.

«دومینو»، اولین رمان مریم ناصری، روایتی چندلایه و زنمحور است که با مونولوگهای درونیِ زنان چند نسل، از دشتهای ایلام تا شهرهای جنگزده، به جستجوی معنای رنج و هویت میپردازد؛ داستانی که بوی خاک وطن، زخم جنگ و پرسش ابدی «انسان بدون رنج چه موجودی است؟» را در هم میآمیزد.

در تازهترین شمارهی پادکست «آوا و نوا»، به رمان «قبرستان خصوصی» مریم فتحی (نشر ناکجا، پاریس ۲۰۲۵) پرداختهایم؛ اثری که با ظاهری تاریخی از دههی شصت، در واقع آینهی تمامقد جامعهی معاصر ایران است؛ جایی که هر فرد در قبرستان خصوصی رازها و آرزوهای مردهی خود زندانی شده و بقای فردی، مرگ جمعی را رقم زده است.

نوآوری در تلفیق دانش علمی با حسانگاری شاعرانه، ایجاد استعارههای چندمعنایی از طریق پیوند مفاهیم گیاهشناسی-اندامشناسی، استفاده هدفمند از فرم برای بازتولید ریتم زیستی/تنفسی، اسطورهشناسی شخصی پیرامون باروری و نابودی از مهمترین دستاوردهای شاعر در این مجموعه است.

نویسنده در این متن، وسواس و تلاش بیپایان برای پاککردن لکههای آشکار (ظاهری) را در تقابل با بینظمی و آشفتگی درون (قفسههای بسته) قرار میدهد. حرف اصلی او نقد فرار از پرداختن به مشکلات درونی و عمیق، با مشغولکردن خود به نظم و پاکیزگی ظاهری و سطحی است.

اگر فکر میکنید داستان باید «حرفی برای گفتن» داشته باشد، اگر معتقدید پیرنگ ستون فقرات روایت است و اگر زبان را فقط ابزاری برای انتقال قصه میدانید، مرداد عباسپور با مجموعهداستان تازهاش «من از همهی چهلوهشتسالههای جهان پیرترم» به شما میگوید که احتمالاً در جادهای قدیمی و امن قدم میزنید. در گفتوگویی عمیق و روشنگر، این نویسنده و پژوهشگر ادبی از ضرورت «بیگانه بودن در زبان»، مرگ مؤلف به معنای ادبی، و پیوند زدن داستاننویسی با هنر مفهومی میگوید؛ گویی او نه برای بازگویی قصهها، که برای زنده نگه داشتن خود زبان مینویسد.

رمان «هوم» لیلا میرباقری، روایتی شاعرانه از گسست از جهان آدمها و پناهجستن در سکوت سنگها و راز گیاهان است. این اثر که با نمادپردازیهای عمیق اساطیری و شخصیتپردازیهای غیرکلیشهای همراه شده، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا وقتی روابط انسانی میشکند، طبیعت میتواند آخرین پناهگاه روحِ زخمخورده باشد؟

همیشه یک کتاب همراه داشته باشید، شبها زیر نور آباژور در تختخواب غرقش شوید و اگر کتابی با شما جور نشد، بدون عذاب وجدان رهایش کنید؛ هوانگ بو-ریوم، نویسندهی کرهای، در یادداشتی تازه و صمیمی، سه راه ساده و واقعی را به ما یاد میدهد تا دوباره عاشق خواندن شویم و زندگیمان را با کتاب گرم و روشن کنیم.