
بیش از ۲۰۰ شاعر خواهان آزادی علی اسداللهی شدند
امضاکنندگان این بیانیه «وظیفه و حق انسانی» خود دانستهاند تا با صدای بلند، بازداشت و عدم رسیدگی به پروندهی علی اسداللهی را محکوم کنند و خواستار آزادی سریع و بیقید و شرط این شاعر زندانی شدند.

امضاکنندگان این بیانیه «وظیفه و حق انسانی» خود دانستهاند تا با صدای بلند، بازداشت و عدم رسیدگی به پروندهی علی اسداللهی را محکوم کنند و خواستار آزادی سریع و بیقید و شرط این شاعر زندانی شدند.

مسئول دبیرخانه اجرای حکم قتل سلمان رشدی بر اساس فتوای خمینی در همایشی با عنوان «فتوای ماندگار» گفت حکم قتل سلمان رشدی باید در هر شرایطی اجرا شود.

حدود ۴۲ سال است که اینجا نشستهام. یعنی از سال ۱۳۵۷ تا الان. بازنشسته شده بودم. یک روز صبح حوالی ساعت ۱۱ از خانه بیرون زدیم. در اصل از خانه آقای مجسمهساز. کت و شلوار طوسیرنگم را که دیگر از بس پوشیده بودم، سیاه شده بود، تنم کردند.

شبی که امید سارانی چشمانش را برای همیشه به روی زندگی بست، فاختهها فوج در فوج به سمت ماه پرواز میکردند. همه حالا دیگر میدانستند که دل همیشه عاشق پیرمردی که در نوجوانی مرده بود آرام گرفته است.

خانواده سامان صیدی (یاسین)، خواننده رپ که به اتهام محاربه محکوم به اعدام شده بود اما دیوان عالی کشور حکم اعدام او را تایید نکرد و ظاهراً مشمول عفو شده بود اما عفو در مورد او اجرا نشد، اعتصاب غذا کرد.

انجمن روزنامهنگاران مدافع آزادی بیان در کانادا، جایزه بینالمللی آزادی مطبوعات را به نیلوفر حامدی و الهه محمدی اهدا کرد. این دو روزنامهنگار از پنج ماه پیش تاکنون است به دلیل بازنمایی و افشای قتل حکومتی ژینا (مهسا امینی) زندانی شدهاند.

ادبیات بیش از هر چیز آن هنگام برای سیاست ضروری است که به هر چیزی که بیصدا است، صدایی میبخشد، آن هنگام که نامی میبخشد به آنچه هنوز نامی ندارد، به ویژه به آنچه که زبان سیاست طردش میکند یا میکوشد آن را حذف کند.

معناگریزیها مرتب ما را در پارادکسهای مغناطیسی خود نگه میدارد تا برسیم به فردیت هدایت؛ هدایت سه قطره خون و زنده بگور یا آن هدایتی که حیات درونی، قومی، تاریخی و اساطیری فلسفی خود را میفشارد تا عصارهاش را در گلوی آن تُنگ هزار رنگ قطره قطره بچکاند؛ هدایت ِ بوف کور، که خودش هست و نیست.

«سه قطره خون» در فضایی سرد و غمآلود در تیمارستانی میگذرد که مانند داستان «اتاق شماره ۶» آنتون چخوف تمثیلی از جامعه معاصر نویسنده است.

جمعی از اعضای کتابخانه ملی ایران در بیانیهای در اعتراض به «احکام تعلیق» تعدادی از زنان عضو این کتابخانه به خاطر عدم رعایت «حجاب اجباری»، این احکام را مصداق «آپارتاید جنسیتی» در نظام جمهوری اسلامی دانستند و نوشتند هدف حکومت از چنین این چنین اقداماتی «حذف خزنده زنان» است.

«کمین بود» روایت فاجعه است. روایتِ فاجعهی «گذشته و آیندهی استمراری» این جامعه، روایتِ «خواستن»ی که در «شد»ها و «بود»ها به خون مینشیند، نشسته است، بارها نشسته است، و «خواهد» نشست.

خوشحال از این که حافظهام روز به روز بهتر میشود و هر شب بهتر از شب گذشته میتوانم خاطراتم را برای بانو بنویسم نوشیدن مشروب و حتا گرسنگی را تا وقتی صدای ترمز ماشینی را نمیشنوم فراموش میکنم. از پنجرهی آشپزخانه بیرون را نگاه میکنم. بانو را نمیبینم.

نزدیکان محمد رسولاف کارگردان زندانی با انتشار عکسی از او همراه با مصطفی عبدی از دراویش گنابادی و اکبر نعیمی فعال مدنی آذربایجانی از آزادی او در شامگاه یکشنبه ۲۳ بهمن خبر دادند.

موسوی چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۱ بعد از حوادث مرتبط با قتل حکومتی مهسا امینی و همزمان با اعتراضات ۱۴۰۱ ایران در قم بازداشت شد. او شنبه ۱۲ آذر در اینستاگرم نوشت ۲۵ روز در انفرادی بوده و به دو سال زندان محکوم شده و سپس ۱۷ بهمن اعلام کرد حکم دو سال زندان او تایید شده است.

از نمایشگاه مرگ دستساز تا هتل وحدت، پاسدارها چفت به چفت هم تونلی ساخته بودند و هزار بار بدتر از مشت و لگد مرسومشان، شاخه نبات و کتاب مهریه میزدند به سر و صورت خانواده عروس. سرهنگ یک دم فکر کرد این دیگر عروسی با زهر عزاست و هیچ ربطی ندارد به «عزای عمومی، عروسیه!»

سارینا آواز اشتیاقِ عطر سرسبزی است که به تلخ خاکِ نیستی میافتد. مرگ او خوابِ درخشان چشمداشتی است که به تلهی خشکسالیی عفونتبار میافتد.

گردبادی که در سالهای ۷۰ـ ۱۹۷۷ به نام انقلاب در سرتاسر ایران وزید و چرخید و همه چیز را درهم ریخت، ابتدا قیام عظیم همه تودهها بود.

برای عاشقان دربند: نیما یوشیج در «افسانه» آغاز دوران نوینی در ایران را نوید داده است. دورانی که پایان افسانه و آغاز پرسشگری از نهاد اوست.

بسیاری از بازیگران نامآشنا که حجاب اجباری از سر برداشتند، نقشهای ثابتی دارند که نمیتوان از امروز به فردا جایگزینی برای آنان یافت. رئیس سازمان سینمایی دولت سرکوبگر میگوید اگر سینماگران نادم باشند، راه برای آنان به رغم همه مخالفتهایشان باز است.

گرجستان زادگاه استالین است و در همان حال تاریخ مشترکی هم با ایران دارد. داستان سیطره شوروی بر روشنفکران گرجستان در موزه آثار ادبی این کشور قابل مطالعه است. ما تنها ملتی نیستیم که برای آزادی بیان بهای سنگینی میپردازیم.

غزل از مأموری که به چشمش شلیک کرد، پرسیده بود: «چرا منو زدی؟ چرا لبخند روی لبهات بود؟ » این سؤال همه است. و سؤال سلمان رشدی نیز میتواند باشد.