
غلامرضا رضایی: راوی خاموشان
همین که سر برداشت دید رانندهی تاکسی از آینهی جلو نگاهش میکند. حتما دنبال فرصتی میگشت سر صحبت را باز کند. همان اول هم که مقصدش را گفته بود راننده مشکوک نگاهش کرده بود، انگار میخواست بگوید: چرا آنجا؟

همین که سر برداشت دید رانندهی تاکسی از آینهی جلو نگاهش میکند. حتما دنبال فرصتی میگشت سر صحبت را باز کند. همان اول هم که مقصدش را گفته بود راننده مشکوک نگاهش کرده بود، انگار میخواست بگوید: چرا آنجا؟

دیالوگ را برای همه آن چیزهای دیگر به کار برید؛ غیر از اطلاعات سطحی محض که آشکار میکند. نه تنها حس واقعی بودن ایجاد میکند بلکه واقعیتهایی را بسط میدهد که بعدتر دیگر بیان آنها بیهوده خواهد بود.

این کتاب مجموعهای از اسطوره، تاریخ و گزارشی از واقعیتهای قیام ژیناست.

حرف و حدیثهای یک کلاغ چهل کلاغ شده و رنگارنگی سر زبانها افتاده بود؛ و همه اینها هم به دلیل رفتاری بود که من در حضور ریگولتو، قوزیریزه، در خانهٔ خانم ایکس شاهدش بودم و این شایعات، آدمهای زیادی را از دور و برم فراری داد.

ساموئل بِکِت (۱۹۰۶ ـ ۱۹۸۹) شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس بزرگ ایرلندی است. هنرمندی است درونگرای، عبثاندیش و پوچ باور، و همزمان نگرانِ پیامدهای پرخاشجوییها، جنگزدگیها، و نابسامانیهایی که در جهان میگذرند.

در نظر بکت انسان موجودی است پرتاب شده به یک جهان بیرحم و با این حال او ناتوانتر از آن است که بخواهد چیزی را تغییر دهد، که بخواهد جهان را بهتر از آن چیزی که هست بکند. آیا حق با اوست؟

مأموران پلیس اماکن تهران یک روز بعد از یلدا شهر کتاب مرکزی را بهدلیل عدم رعایت حجاب تحمیلی زنان فرهنگدوست که در این مجموعه فرهنگی تردد میکردند پلمب کردند.

دشمنی بین پدرم و پسرعمویش، خبیر، از همان وقتی که چشم باز کردیم، جزئی از زندگی ما شده بود، و آن روز که پدرم گفت که برمیگردد و در را پشت سرش بست، من و خواهرم نگران به هم نگاه کردیم، احساس میکردیم که از آن جنگ و جدال برنمی گردد.

گرچه بر سر ریشههای باستانی یلدا اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما در سالهای اخیر شب یلدا جایگاه خود را به عنوان یکی از مراسم اصلی و غیر مذهبی ایرانیان، پس از نوروز، بیشتر از گذشته تثبیت کرده است.

آکونین در واکنش به اقدام کرملین گفته است که ظاهراً این نخستین گام دولت روسیه برای اعمال فشار بر روشنفکران مخالف است. به گفته آکونین، کرملین او را به دلیل شهرتش و مخاطبان پرشماری که در سراسر جهان دارد هدف قرار داده که دیگران هم حساب کار خودشان را بکنند.

موضوع محوری رمان، مادر و زمین، انسان و طبیعت است. هدف نویسنده تاکید و هشدار دادن مردم به آن نکته است که زمین با تمام صبر و تحمل ازلی احتیاج به محبت و غمخواری دارد. و نه تنها زمین، بلکه آب، ماهی، پرندگان، حیوانات همه در یک حلقهاند و انسان در محور این حلقه قرار دارد.

شبِ دراز به حافظ دلا پیام رسان/که فال باز کند صبح را غزلخوانان/چه مرگزاست شب هول در سیهکاری/جوانکُشست و جهانی ز جور او گریان

محمد رضا شفیعیکدکنی مجموعه شعر تازهای با عنوان «نامهای به آسمان» برای دریافت مجوز انتشار به ارشاد اسلامی سپرده است. مسئولان اداره کتاب اما کتاب را به عدهای از شاعران مورد وثوق سپرده است که بخوانند و سانسور کنند.

ماهک از خانه بیرون میزند. هرجایی که مناسب میبیند فراخوانی روی دیوار میچسباند. خیابان به خیابان میرود و میرود و بیتوجه به نگاه عابران و مردم فراخوانها را میچسباند. «اعتصاب سراسری، ۱۴ تا ۱۶ آذر. همه باهم به اعتصابات سراسری میپیوندیم.

در مجموعهداستان روشنفکر کوچک، کلماتِ شادی و شوق و کِیف از فرکانس بالایی برخوردارند و شخصیتها مثل قهرمانانی نجاتیافته از بیعدالتی رفتار میکنند تا مجرمانی گرفتار. آنها پیش از آنکه به زندان برسند در کمیته شکنجه شدهاند ولی آن را به سخره و بازی گرفتهاند.

این مجموعه هفتمین کتاب بکتاش است که محتوای آن را سرودههای زندان تشکیل میدهد. مجموعهای با دستخط آبتین که کار صفحهآرایی و طراحی جلدش را نیز خود او با امکانات محدود زندان انجام داده است.

تصادفِ وحشتناکِ بیانل کوچولو باعث شد مردم مقابل داروخانه جمع بشوند، دو فاجعه پشت هم، چه مصیبتی برای همه، ماه ژوییه بود، فصلی که برایمان بدبختی میآورَد، تصادفها، غرقشدنها، آتشسوزیها، آدم نمیداند به کدام یکی برسد، آتشنشانها همراه مادر به سمت گرانس رفتند، داروساز فوراً به بیمارستان تلفن کرد.

اتهام ضدیت با آمریکا اکنون جایش را به «اسرائیلستیزی» و «یهودیستیزی» داده است. هفتهی پیش، سه رئیس مقتدر از سه دانشگاه برای بازخواست به کنگره فراخوانده شدند تا در یک بازجوییِ طاقتفرسای چهار ساعته در برابر حملهها و اتهامات از خود دفاع کنند.

یک تمثیل داستانی درباره مرگ سلطان بس سالخوردهی یک کشور خیالی و تدارک برگزاری مراسم خاکسپاری او در یک تابستان داغ با تکیه بر دیوانسالاری اداری آشفته.

انتشارات آسمانا کتاب تازهای از امیر حکیمی، نویسنده و شاعر را منتشر کرده است. اطلاعیه آسمانا درباره این کتاب و در معرفی نویسندهاش را میخوانید: