
اتاق رستم
گالری ثالث دست به ابتکار تازهای زده است: برگزاری نمایشگاه گروهی «اتاق رستم» با تکیه بر شخصیت اسطورهای رستم، پهلوان ایرانی.

گالری ثالث دست به ابتکار تازهای زده است: برگزاری نمایشگاه گروهی «اتاق رستم» با تکیه بر شخصیت اسطورهای رستم، پهلوان ایرانی.

چهل سال پیش انتشارات نگاه از ناشرهای خوشنام با سابقهای درخشان در چاپ آثار ارزشمند در خاطر نویسنده و مخاطب بود. من با این ذهنیت در سال ۲۰۱۲ برای چاپ مجموعه داستانم با نشر نگاه مکاتبه کردم. تا سه چهار ماه هیچ جوابی نیامد. آشنا هم نداشتم تا از کسی سؤال کنم. مجبور شدم تلفن بزنم.

این متن با نگاهی عمیق به مفهوم لذت متن از دیدگاه رولان بارت و تطبیق آن با رمان “پنج باب در رجعت سلیم و دوالپا” اثر احمد درخشان، به بررسی تضادها و ناسازههای موجود در روایتهای ادبی میپردازد. نویسنده با مهارت، تناقضهای جامعهشناختی، تاریخی و زبانی را در قالب داستانی چندلایه و پر از اسطوره و واقعیت به تصویر میکشد.

ده سال بعد مامان بیچارهاش که بهواسطهی مادربزرگش جزو خانوادهی دوشمن به حساب میآید و بنابراین قوم و خویشِ سخنران در برنامهی شعرخوانی همراه این خانمها بود، آنها دربارهی سخنرانی و قساوتهای بشر به طور کلی مشغول تعبیر و تفسیر بودند، بیهوا در ذهنش به یاد بچهاش افتاد که دیگر بزرگ شده بود و در پاریس زندگی میکرد.

یعنى هزار ونهصد و شصت وهفت. تودر این تاریخ کى هستى؟ آیا همان آدم همیشه؟ همان تن باریک، که من بیشتر برهنه اش یادم مى آید تا پوشیده اش؟ همان نکاه سبز همیشه خواستار؟

دو سال و نیم پس از حمله به سلمان رشدی، نویسنده هندی-بریتانیایی هیئت منصفه مهاجم را مجرم شناخت. بر اساس گزارشهای همخوان رسانهها، دوازده عضو هیئت منصفه در دادگاه منطقه چاتاکوآ در غرب ایالت نیویورک آمریکا، اتهام قتل عمد علیه هادی مطر متهم۲۷ ساله را ثابتشده دانستند.

بویی که در خانه پیچیده بود، بوی موش یا گربهی مرده نبود. به بوی جسد هیچ حیوان مردهای شباهت نداشت. سهراب در و پنجره اتاق را بسته بود. پشت در اتاق را با کت قهوهای خوب درز گرفته بود. اما تعفن سمج لاشهی بابا مراد از کت و در و دیوار میگذشت و تمام خانه را پرمیکرد.

گویی چیزی
به حافظهاش، چنگ میانداخت
گویی سایهی دستی
به گلویش نزدیک میشد
اندوه بی پایان تهمینه
جهان نا آرام سیاوش
مویههای کودکانهی سهراب
آه.. ….
مختاری
مختاری
مختاری

نخستین شماره از سومین دوره «نامه کانون نویسندگان ایران» زیر نظر قباد آذرآیین، آیدا عمیدی و حافظ موسوی منتشر شد. این شماره شامل مطالبی در زمینههای داستان، شعر، ادبیات نمایشی و نقد ادبی است. در پیشگفتار این شماره آمده است که کانون نویسندگان ایران در پاییز سال جاری، انتشار نامه کانون را در دستور کار خود قرار داد.

داستان تلاش زنی است از طبقات پایین اجتماع که برای رهایی از سلطه خانوادهی و زورگوییهای مکرر پدر ترک خان و مان کرده تا روی پای خود بایستد. استقلال اقتصادی گرچه در ابتدای راه برای او راهی به رهایی بوده است ولی بهمرور در جامعهای که زن را زیبا و دلبر میخواهد، دوباره راه رهایی خود را در سلطهپذیری مردانه میداند.

آنچه در ادامه میآید، ترجمهای از نقد مهرک کمالی بر ترجمهی انگلیسی رمان ماه تا چاه نوشتهی حسین آتشپرور است که در MELANotes، نشریهی رسمی انجمن کتابداران خاورمیانه (Middle Eastern Librarians Association) و به سردبیری مهدی گنجوی در بخش نقد کتاب، منتشر شده است.

این جستار با رویکرد خوانش فرهنگی (Cultural Poetics Theory) انجام شده و نشان میدهد که چگونه رمان خود-زندگینامهای ملاله یوسفزی نه تنها روایتی از زندگی شخصی ملاله است، بلکه بازتابی از چالشهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جامعهی پاکستان و به ویژه در مواجهه با گروههای افراطی مانند طالبان است.

بدیعی در روایتی شخصی و دقیق، ماجرای ترجمه کامل «اولیس» و تلاشهای مکرر برای اخذ مجوز انتشار آن را شرح میدهد. او همچنین به چالشهای ناشی از سانسور و فشارهای نهادهای مختلف برای حذف بخشهایی از متن اشاره میکند.

رودخانه خروشان و پرآبی بود و از کنار روستا میگذشت. کوله پشتیام را روی زمین گذاشتم. بعد دست و صورتم را توی آب شستم. آب سرد بود و مثل تیغ صورتم را میخراشید. دم بهار بود اما هنوز برف در حاشیه دیوارها و حصارها، به چشم میخورد. شکوفههای هلو و گیلاس تازه ترکیده بودند. آفتاب گرمی روی سر درختها، چمنزارها و ساحل سنگلاخی رودخانه میتابید. تفنگ، روی دوشم بود. صدایی از پشت سرم بلند شد.

نمایشگاه انفرادی علی اکبر صادقی، هنرمند پیشکسوت ایرانی، در زیرزمین دستان برپاست. صادقی که بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ شش فیلم انیمیشن موفق از جمله «گلباران» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت، بهخاطر استفاده از عناصر فرهنگ ایرانی، اساطیر و نقاشیهای قهوهخانهای در آثارش شناخته میشود. این نمایشگاه شامل نقاشیها و تصویرگریهای اوست که اغلب با مضامین تاریخی و فرهنگی ایران همراهاند.

سالها تلاش کرده بود صاحب فرزندی شود، اما این تلاشها بینتیجه ماند و ازدواجش هم به شکست انجامید. البته شاید عبارت «به شکست انجامید» بیان درستی نباشد، زیرا او با اشتیاقی سوزان و — همانطور که برخی ناظران (از جمله شوهرش) اشاره کردهاند، با بیخردی تمام آرزوی داشتن فرزند را در سر میپروراند.

کتاب «۱۳ داستان و سایههای غار» نوشته شهریار مندنیپور، نه تنها به عنوان یک اثر ادبی، بلکه به عنوان سندی اجتماعی از تاریخ معاصر ایران عمل میکند. این کتاب با پرداختن به مضامینی همچون عدالت، حافظه، رنج و تقابلهای اجتماعی، گفتمانهایی را بازتاب میدهد که همچنان در جامعه ایران جاری و ساری هستند.

«مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست، یک تریلر اجتماعی و داستانِ گذشته و حالِ جمعی مست، و خراب در ایرانِ دهه هشتاد و پیش از آن است. هر کدام از آنها کارهایی در خلوت کردهاند. هر ماجرا و مکان گذشتههایی دارد و راویانی طرد شده کمکم آشکارشان میکنند. در همان حال که یک باریکهی خون هر راوی را دنبال میکند.»

من و خواهرم برهنه توی آبنما ایستادهایم و سعی میکنیم تا حد امکان درست حرکت کنیم، اما اشارههای کارگردان بتدریج غیرقابل فهم میشوند، چون صدای ریزش شدید فوارۀ آب گوش را کر میکند.

این شعر با زبانی نمادین و تصاویر پرابهام، فضایی از تنهایی، اضطراب و انتظار را ترسیم میکند. عناصری مانند آینه، فنجانهای خالی و کوه دماوند، مفاهیمی چون بازتاب خود، خلأ و استقامت را نشان میدهند. شعر در نوسان بین یأس و امید، خزان و بهار، و سکون و حرکت، به زندگی و تکرار آن میپردازد.