
محسن عظیمی: فانی فانی
«فانی، فانی» سروده محسن عظیمی در رثای رضا رسایی را میشنوید: غلامرضا رسایی شناختهشده با نام رضا رسایی (۵ اسفند ۱۳۶۷ – ۱۶ مرداد ۱۴۰۳)

«فانی، فانی» سروده محسن عظیمی در رثای رضا رسایی را میشنوید: غلامرضا رسایی شناختهشده با نام رضا رسایی (۵ اسفند ۱۳۶۷ – ۱۶ مرداد ۱۴۰۳)

چکمههای مشکی بلندم را میپوشم و درِ کمد را میبندم، دری آهنی و زنگزده. روناک صدایم میکند. سر برمیگردانم. پشتم ایستاده و میگوید «حدیثَکَم، دهنمَهَنه وا کن.»

حمید به ماهرخ تعارف کرد که اول وارد دفتر حاجآقا شود. منشی حاج آقا پسر جوانی بود با ریش بورِ تنکی که به دقت شانه شده بود. صدای نرم و گوشنوازی داشت. گفت، «بفرمایین. حاج آقا تشریف بردن نمازخانه. هم الان میرسند.»

Sieh dir diesen Beitrag auf Instagram an Ein Beitrag geteilt von Mohammad Hatami (@hatami_mmd) صباح شریعتی فرنگی کار سنگین وزن که با پرچم جمهوری آذربایجان

غلامرضا رسایی شناختهشده با نام رضا رسایی (۵ اسفند ۱۳۶۷ – ۱۶ مرداد ۱۴۰۳) زندانی سیاسی ۳۵ ساله اهل ایران و پیرو آیین یارسان بود

آتشپرور از میدان نقش جهان، بهعنوان زمینهای برای نشان دادن تاریخ، از کهنایام تا به امروز استفاده کرده است. زمان در داستان سیال است. نویسنده مخاطب را در همین سیالیت، بهعنوان تماشاگری تاریخی، در حاشیۀ میدان نقش جهان مستقر میکند.

انتشارات آسمانا در کانادا (به مدیریت مهدی گنجوی) «تاریخ شانژمانهای ایران»، رسالهای از میرزا آقا خان کرمانی را با تصحیح م. رضایی تازیک همراه با تصویر نسخه خطی منتشر کرده است.

دلتنگ لهجه جنوبیات هستم دختر! گوش میکنم! تو فقط حرف بزن! چشمانم را میبندم و همان لبهای درشت عنابیات را تصور میکنم.

چه چالشها و پرسشهایی ممکن است یک داستاننویس را درگیر کند؟ از شکلگیری یک ایده خوب تا توصیف صحنهها و نوشتن دیالوگها و از کار درآوردن شخصیتها و اینکه با زمان باید چه رفتاری داشت. در این دوسیه با برخی از این نکات آشنا میشویم.

اما در ایران گرفتار اختاپوس حکومت اسلامی، اخیرن پدیدۀ وحشنتاکی رخ میدهد که در رژیمهای تمامیتخواه و ایدئولوژیک، بیسابقه است. معترضین جوان آزادشده از بازداشتهای گشتاپویی، پس از آزادی و بازگشت به خانه، پس از چند روز خودکشیمیکنند.

لئوپولد میگوید: “عجیبه، اون زمانها من علیه جنگ ویتنام مبارزه میکردم. حالا هیچ نمیدونم اونجا چه خبره. ” من میگویم: ” هو، هو، هو، شی مین! ” و کفشهای کوچول موچول خانم هونگ را روی سر و سینهی لئوپولد تا رانهایش میلغزانم.

از سپیده رشنو مینویسم. راوی روایتی نو از ایستادن. او را به زندان افکندند. شکنجهاش کردند. سعی کردند با نشان دادن سیمای شکنجه شدهاش در بدسیمای حکومتیشان، چهرهای شکست خورده از او نشان ما بدهند. نتوانستند.

این نوشته در پی طرح این نکته است که زبان در کاربردْ برانگیزندهی نگرشی معین به جهان است. واحدهای کارکردی زبان همچون فعل، صفت و حروف اضافه دارای بار دیدگاهی هستند. هر یک از واحدها، بنا به کارکرد در گفت (گفتار و نوشتار)، نگرشی را دامن میزند.

شروین حاجیپور در ویدیویی اعلام کرد که دادگاه انقلاب حکم سه سال و هشت ماه زندان او را تأیید کرده است. او میگوید در حکم تجدید نظر ممنوعالخروجی او برداشته شده و در همان حال یادآوری میکند که به خاطر برخی مشکلات خانوادگی و تعلق خاطرش به ایران قصد خروج از کشور را ندارد.

ادنا اوبراین، نویسنده شهیر ایرلندی در نود و سهسالگی درگذشت. مهمترین مضمون آثار او جایگاه زن در جامعه و روابط عاطفی محکوم به شکست است.

آن شب بارانی در استرینگ تاون، مانند دیگر شبهای معمولی در هر شهر کوچکی بود. تندیس مریم عَذرا بالای سکوی سیمانی میدان به خیابان خالی از تردد چشم دوخته بود و تراموای تک مسیره، مقابل کلیسای قدیمی خستگی در میکرد.

«دیوان تاماریت و غزلوارههای عشق تاریک» از مهمترین سرودههای فدریکو گارسیا لورکا به ترجمه علی اصغر فرداد در انتشارات پیام در آلمان به دو زبان فارسی و اسپانیایی در یک مجلد منتشر شده است. لورکا در «دیوان تاماریت» سنت شعری در شرق را با فرهنگ غرب آشتی میدهد. مهمترین درونمایه این کتاب هم عشق و مرگ است.

میخواهم به تأثیراتی اشاره کنم که “هدایت” در نوشتن “سه قطره خون” خود از داستان کوتاه “گربهی سیاه” نوشتهی “ادگار آلن پو” بهرهمند شده است.

این رمان زندگی مادربزرگ جوانی به نام پریدخت و سارا نوهاش را دنبال میکند که به قصد خرید و زیارت به تجریش میروند و در زیارتگاه هنگام پس گرفتن کفشها از مرد امانتدار با یک تغییر عمومی، ابتدا در همان مکان و بعد در شهر روبرو میشوند.

کانون نویسندگان ایران، در بیست و چهارمین سالگرد درگذشت احمد شاملو با انتشار بیانیهای اعلام کرد که عصر روز سهشنبه دوم مرداد شماری از اعضای کانون نویسندگان ایران همراه با گروهی از دوستداران احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج حضور یافتند تا یاد او را گرامی دارند. اما مأموران امنیتی مانند سالهای گذشته مانع از حضور علاقمندان به شاملو بر سر مزار او شدند.