
بانگ – نوا: «هَـ هْ»، رضا براهنی
همیشه ما گورستانهای نو میآفرینیم اما دل مرا ببین که در گرو گورستانهای کهنهای ست که گورهاشان در خاک غربال میشوند. زمان کشیده جهان را به توبره و ناگهان کسی از راه میرسد.

همیشه ما گورستانهای نو میآفرینیم اما دل مرا ببین که در گرو گورستانهای کهنهای ست که گورهاشان در خاک غربال میشوند. زمان کشیده جهان را به توبره و ناگهان کسی از راه میرسد.

نسبت هوشنگ چالنگی با جریانهای شعر فارسی چیست؟ علیرضا آبیز، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی، و فرشاد سنبلدل در یک میزگرد در پی پاسخی برای این پرسشاند. این میزگرد در سه بخش منتشر می شود. بخش نخست آن را میخوانید.

شرکتکنندگان در میزگرد نشریه ادبی بانگ برای بررسی شعر هوشنگ چالنگی در بخش دوم این میزگرد رویکرد چالنگی به آوانگاردیسم، طبیعتگرایی و عرفان را بررسیدند و اکنون به تصویرگرایی در شعر او با توجه ویژه به زیست بوم شاعر میپردازند.

هوشنگ چالنگی: شعر دیگریها بچه هایی بودند که شعرهاشان را در «جزوه شعر» یا اگر اشتباه نکنم در خوشهی نوریعلاء چاپ کردند و قرار شد کارهای متفاوتی تالیف کنند. یادم نیست چطور رویایی با این بچهها بُر خورد و همان موقعها بود به نظرم که فریدون رهنما هم آمد.

چالش غرب و غربستیزی از چه زمانی در ایران آغاز شده، و چه تحولی داشته است؟ آیا در ایران فرهنگ و اندیشه غربی را درست میشناسیم؟ نشریه اجتماعی – فرهنگی «آسو» این پرسش را با محمد رضا نیکفر، نویسنده و اندیشمند در میان گذاشته است. این گفتوگو قلمروهای وسیعی از تاریخ تمدن ایران با توجه به تحولات در غرب از دوران روشنگری به این سو را در برمیگیرد و به خاستگاههای غربستیزی در تاریخ معاصر ایران، از جمله به اندیشههای جلال آلاحمد راه میبرد.

جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین: در حالی که زندانیان اختلاسگر وابسته به حکومت در خانهها، ویلاها، شرکتها و کارخانههایشان به سر میبرند، «بکتاش آبتین صرفاً به جرم خلق اثر هنری و فعالیت اجتماعی مؤثر علیه سانسور در کانون نویسندگان ایران روی تخت بیمارستان به خواب مصنوعی برده شده تا جسم نیمهجان او اکسیژن کمتری مصرف کند.»

مفیستو تنها برگ ِ خجستهای از تاریخ ِ فرهنگ آلمان نیست. کلاوس مان در این رمان به موضوعی پرداخته که هنوز زنده است. تمنای قدرت چه زمانی بر وجدان سلطه مییابد؟

این نشر پیشرو در مبارزه با سانسور، در سال ۲۰۲۱ به طور رسمی به عضویت اتحادیه بینالمللی ناشران مستقل درآمد و در کنفرانس این اتحادیه در کشور اسپانیا نیز شرکت داشت. چند تن از نویسندگان نشر نوگام، اکرم پدرامنیا، مترجم سرشناس، شیوا شکوری، امین انصاری و بیتا ملکوتی به مناسبت دهمین سال تأسیس نوگام پیام دادهاند.

درگذشت یکی از برجستهترین روزنامهنگاران وطنمان در غربت، دکتر صدرالدین الهی را به جامعه فرهنگی کشور و هر که به ایران و ایرانی میاندیشد تسلیت میگویم. فکر کردم حال که در سوگ او هستم به جای پرداختن به سیاههی پربار آثار جاودانهاش که در زمانهی اینترنت در دسترس علاقمندان امروز و نسلهای آینده است، به بازنشر معرفی و بررسی کتاب ارزشمندش، “سید ضیاء، مرد اول یا دوم کودتا” اقدام کنم که در وقت انتشارش نوشته بودم.

صدرالدین الهی، روزنامهنگار و از استادان روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی در سالهای قبل از انقلاب در ۸۷ سالگی در آمریکا درگذشت. او از سالهای دهه ۱۳۳۰ روزنامهنگاری را از کیهان آغاز کرد و از بنیانگذاران مجله کیهان ورزشی بود. پاورقیهای «برزو» و «رانده» به قلم او خوانندگان پرشماری یافت.

میتوان براهنی را دوست نداشت. میتوان او را نفهمید، نپذیرفت، بر نگاه و سخنش مردد ماند، یا از او رنجید. کسانی نپذیرفتهاند. کسانی رنجیدهاند. اما نمیتوان او را ندیده گرفت.

ما، اعداد بودیم در محیط بستهی خویش/با سه چوپان/همیشه در چرای تکرار/اما ملالآورتر/آوای پرندهای است/که سرود آزادی میخواند

او در یک گفتوگوی کمیاب خودمانی گفته بود: خدایا قلبم را آنقدر بزرگ گردان که محبت همگان در آن جای گیرد و آنرا آنقدر کوچک گردان تا کینه و نخوت هرگز در آن جای نگیرد.

عباس شکری با نثر شیوا، روان و بیآلایشاش از چگونگی رابطههای میان انسانها میگوید و طرز فکرشان به مقولههای بسیاری از جمله برخورد با بچهها و تربیت آنها، عشق، داستانسرایی و قصهگویی، اقتصاد و اجتماع.

همه اهالی مجتمع ساختمانی لاله با یک توافق ناگفته پذیرفته بودند که خانم میناسیان پیرزن عجیب و مشکوکی است، اما حضورش در ساختمان هزار و یک فایده هم دارد. حواسش به همه چیزهای دور و بر بود، از لکه ای روی آینه آسانسور تا شاخه گلی شکسته در باغچه یا پسر جوانی که ساعت دوازده دیشب به آپارتمان شماره هفت رفته.

در این یادداشت به هوشنگ چالنگی میپردازم، کسی که حضورش به گروه «شعر دیگر» اعتبار بیشتری داد. شاعری که با ظرفیتهای ذاتی شعرش که از زیست و اقلیم زندگی او نشأت گرفته و در کنار شهود شاعرانه نیرومند و با دانش و آگاهی از اساطیر و فلسفه یونان درهم آمیخته بود اشعاری را سرود که جانمایهی شبهای تاریک و بلند مردمان سرزمینمان شده است.

شناخت نسل امروز از شعر هوشنگ چالنگی مدیون نشر سالی است که کتاب «زنگولهی تنبل» چالنگی را در سال ۱۳۸۳ و کتاب «آبی ملحوظ» وی را در سال ۱۳۸۷ منتشر کرد. از مهین خدیوی، شاعر و نویسنده و مدیر نشر سالی خواستیم به اختصار درباره آشناییاش با چالنگی و سایر شاعرانی که آثارشان را منتشر کرده برای «بانگ» بنویسد.

در خانه زنگ نداشت. این پیروزی کوچکی بود. آدم باید رد همۀ پیروزیهای کوچک را داشته باشد. من به هر حال دارم.

میخواهیم متن سخنرانیی پاتریک مودیانو، برندهی جایزهی نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴، در برابر آکادمیی نوبل را بخوانیم. انگار میخواهیم در سخنرانیی او تعریف زمان گذشته را جستوجو کنیم؛ رابطهی خاطره و حسرت گذشته را؛ رابطهی گریز از گذشته و بازگشت به گذشته را؛ رابطهی خوانش گذشته و نوستالژی را.

این رمان، نخستین اثر سرور کسمایی است که در سال ۲۰۰۲ به فرانسوی منتشر شده و هشت سال بعد هم به قطع جیبی رسیده بود. اکنون برای نخستین بار نسخه فارسی این اثر منتشر شده است.

شعر شوکا حسینی سرشار از جسارت و تازگی است و تصویرگر زندگی فکری، اجتماعی و سیاسی دوران ما با رویکردی فمینیستی. در عین تجربهگرایی در فرم، از میراث غنی زبان و ادبیات فارسی هم غافل نیست و ترکیب این دو سبب شده که شعری خواندنی، اندیشهورز، جاندار و سرزنده بیافریند.