
بیانیه ۴۰۰ امضاء: دادخواهی و مطالبه آزادی
بیش از ۴۰۰ نفر از اهالی فرهنگ و اندیشه و کنشگران اجتماعی و سیاسی بیانیهای انتشار دادند و در آن خواهان دادخواهی مرگ بکتاش آبتین و آزادی زندانیان سیاسی و نویسندگان زندانی شدند.

بیش از ۴۰۰ نفر از اهالی فرهنگ و اندیشه و کنشگران اجتماعی و سیاسی بیانیهای انتشار دادند و در آن خواهان دادخواهی مرگ بکتاش آبتین و آزادی زندانیان سیاسی و نویسندگان زندانی شدند.

دانشگاه کارولینای شمالی برنامهای را به گفتوگوی مهرک کمالی و شهریار مندنیپور اختصاص داد. این برنامه به زبان انگلیسی در روز شنبه ۲۹ ژانویه/ ۹ بهمن برگزار شد.

بهروز شیدا: آزاده خانم و نویسندهاش نوشته رضا براهنی رمان زنانهگی است. شعر زنانهگی است. زبان دیوانهگی از گلوی یک زن برمیخیزد. زبان دیوانهگی دیگر است. زبان دیوانهگی همخانهی زبان زنانهگی است.

کلوب ادبیات فارسی دانشگاه بریتیش کلمبیا با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که برنامهای را با عنوان «زیستگاه جنگ، انسان مهاجر» به داستانخوانی ریرا عباسی، نویسنده معاصر اختصاص داده است.

تقدیم شده است به زندانیان و همسرانشان: ای ستاره، ای دور، ای شب آغشته به گیسوانت، ولادت آهوها که در شکوه اندامت بلا انگیخت،نام کوچک مرا، با هوهوی تیهوهات، چلچلهسان به سینه فراهم آر، و در هوای ناخنهای کشیدهی ما، آن ده هلال ماه را با ده گلبرگ سرخ بیارای

روزبه کمالی ساکن لندن است و با برنامه تماشا و پادکست ادبی شیرازه و وبسایتهای گوناگون کار میکند. کتاب شعرش با عنوان از شر وسواسها آماده انتشار است. چند شعر از او:

«ترانهی عاشقانهی آلفرد جِی. پروفراک» را میتوان نخستین شعر جریانساز الیوت به حساب آورد. این شعر سیل تداعیهای آگاهیِ پارهپارهی یک انسان مدرن، متشخّص و بهظاهر همهچیزدان را در کلنجار با – احتمالاً معشوقش – ترسیم میکند.

و برگهای زبانگنجشکها آذین کاجها، و خشاخش خرد شدن فصل فصل من در بارش نگاه خشک آدمها،آری، شعریست هوای جیبهایم باز

مرتضا نگاهی – صادق چوبک شاعر نبود و ادعای شاعری هم نداشت اما مانند هر ایرانی دیگر، گاه، از دل برآمدههایی در ذهنش شکل میگرفت و روی کاغذ جاری میشد. در اوایل “چکامه”شان میخواند ولی بعدها نام “ترانه” بر آنان گذاشت. آرزو داشت که آن “ترانه”ها روزی، روزگاری منتشر شوند..

خانواده بکتاش آبتین با انتشار اطلاعیهای ضمن سپاسگزاری از حمایت همهجانبه مردم، نویسندگان و هنرمندان، دوستان، و یاران او در کانون نویسندگان ایران، اعلام کرد که خانواده «تا زمان مراسم یادبود چهلمین روز درگذشت زندهیاد آبتین پنجشنبهها ساعت ۳ بعد از ظهر بر مزار او واقع در امامزاده عبدالله شهرری» پذیرای دوستداران او خواهند بود.

آنچه را که هواداران مرگ مؤلف بر آن نظر دارند بیشتر از زاویهی برداشت یا معنا و تفسیر ویژه و خود بسندهیی است که خواننده از یک اثر ادبی دارد یا از آن میسازد، که میتواند با نیت و برداشت مؤلف متفاوت باشد. در واقع آنها بیشتر به معنای برآمده از زبان توجه دارند تا به کارکردِ میدانهای زبانی. درعین حال که به وجه رسانشیِ متن نیز بیاعتنا میمانند.

بهشتهای ما گم شدند در دست ابلیس با صفات بالا و در خون سرخ جاری از چشمهایمان پیدا میشوند در روز دادخواهی. ای خواهندگان داد! ای خواهندگان بازگشت بهشتهای گم شده در پرند…

راستی میدانی این مردمِ غمگینِ هزارچشم از تو چه میخواهند؟ مردم که خواب در چشمهایشان شکسته است شاید که از تو میخواهند هزار بار به خوابِ پریان پا بگذاری

ناتالی لویسان، روزنامهنگار روزنامه لیبراسیون چاپ فرانسه در سال ۲۰۱۱ به دیدار ایرج پزشکزاد رفت و با او گفتوگویی انجام داد. در مقدمه این گفتوگو لویسان رمان «دایی جان ناپلئون» را معرفی کرده و تصویری کلی از این اثر و غارت آن در بازار سیاه کتاب در ایران و در روسیه به دست داده است.

گریه نکن مریم جان، گیسوانت را بشوی با آب ِ لبریز از گل مریم، آنها را بباف در دو ریسهی بلند توری سفید بپیچ بر، یکی را قیچی کن،برای مادر بکتاش بفرست

علیرضا آبیز: برای گفتوگو پیرامون شعر هوشنگ چالنگی، از سهتن از صاحبنظران، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی و فرشاد سنبلدل دعوت کردم و در یک گفتوگوی آنلاین در اسکایپ از شعر و میراث ادبی چالنگی سخن گفتیم.

به تازگی نشر چشمه در ایران مجموعه داستانی با عنوان «کلاهی که پس معرکه ماند» به قلم محمد کشاورز منتشر کرده است. نغمه کرمنژاد در مقالهای چند داستان از این مجموعه از جمله «اصطبل تشریفات»، از نخستین داستانهایی که در نشریه ادبی «بانگ» منتشر شد را بررسی کرده است.

نوشته بود که «دستهایت را دوست دارم و آن کتفهای لختت را و آن پارچههای تُنُک که سینههایت را از نور و نم دور کردهاند. چشمان شورَت را دوست دارم آنها فکر میکنند که من بوی دریا را نمیفهمم.»

قتل تبهکارانه بکتاش آبتین در زندانهای همیشه کرونایی جمهوری اسلامی موجی از همدلی و دریغ را در میان شاعران ایرانی برانگیخته است. دو شعر دیگر در گرامیداشت یاد عضو به قتل رسیده کانون نویسندگان ایران.

حافظ موسوی، از شاعران برجسته ایران و از اعضای کانون نویسندگان ایران در مصاحبه با عسل عباسیان، روزنامهنگار میگوید بکتاش آبتین با اشعار تغزلی آغاز کرد اما به تدریج به شعر اجتماعی روی آورد.

سطلهای فلزی بهمثابهی خوان های گُسترده/بارِ عام است در خیابانها/میهمانانی که عمیقتر شنا کنند غذای لذیذتری نصیبشان میشود/وگر شراب خوری جرعهای فشان بر سطل/در سطل/هر سطل/قُل قُل قُل