
الهه بیرانوند: «تندادگی»، روایتی از سرسپردگی و دلدادگی
«تندادگی» نوشته ری را عباسی یک ساگای خانوادگی است که در سالهای دهه اول شکلگیری و تثبیت انقلاب در ایران اتفاق میافتد. داستان عاشقانهای که

«تندادگی» نوشته ری را عباسی یک ساگای خانوادگی است که در سالهای دهه اول شکلگیری و تثبیت انقلاب در ایران اتفاق میافتد. داستان عاشقانهای که

روایت علی عربی از سرگذشت تبارش حکایت آشنایی در سرزمین خشک و کم آب شرق و جنوب شرق ایران است. شعرهایی از او را میخوانیم و شعری از او را با صدا و اجرای شاعر میشنویم.

صبح اول فروردین هزار و سیصد و هشتاد و یک، جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم به تکه تکههای پازلی که بهرنگ از صبح زود داشت کنار هم میچید نگاه میکردم. پازل را هفتهی پیش از آن برایش خریده بودم. خانهای آجری، با پنجرههای بزرگ که رو به برکهای پر از مرغابیهای رنگ به رنگ باز میشدند.

ین جایزه ویژه شاعران جوان (زیر ۳۰ سال) از کشورهای فارسی زبان، از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان، و دیگر فارسی زبانان است. در این دوره نزدیک به ۲۰۰ شاعر جوان شرکت کرده بودند.

میروم زیر دوش، آب قطع است، شیرفلکه را که نبسته بودم! درست یادم نمیآید. دنبال آچار میگردم، آخرین بار کجا بود، میروم پشت پنجره، پرده افتاده روی زمین،کنار سرمریم که خون بسته.

«بن بست قهرمانی» به شیوه جریان سیال ذهن بیش از ۵۰ خاطره را در خود جای داده که هر یک به نوعی در هزارتوی جامعه قدم میزند تا آینهای تمام قدی باشد از روزهایی که بیشتر ما ندیدیم و تجربه نکردیم. گذشتهای را پیش روی ما میگذارد تا امروز اگر قرار است به کردار آنها داوری داشته باشیم، با توجه به پیشاتاریخ داوریمان، به قضاوت برویم.

وَ دستهایش را روی دهان روی سینه بالای کُسش گذاشته بود دوزانو نشسته نا-راحت مثل مجلس عزایی که در مسجدی محقّر وُ متروک دستهاشان را بالای آلتشان بگذارند وَ سر به پایین بیندازند سرها همه در خونْ –گوسفندْ– در خیرگیِ مشکیها بگویند سلامْ بگویند غم وَ بر سرِ میمِ غم جرقّهی فندکی روشن شود.

در رویکرد شعری رضا براهنی میتوان طیفی از بیانگری تشدید شده تا نابیانگری در نظر گرفت که یک سویش کتاب “ظل الله” (۱۳۵۴) و سوی دیگرش کتاب “خطاب به پروانهها” (۱۳۷۴) است.

سه شعر نخست کتاب به آلمانی سروده شده و سایر اشعار از فارسی ترجمه شده است. ترجمه شعرها را علی عبداللهی، فرهاد احمدخان، سوزان باغستانی و کورت شارف بر عهده داشتهاند. ترجمهها را سپس ماکس چولک، دانیهلا دانتس و یان واگنر، سه شاعر آلمانیزبان از سوی شاعران آلمانیزبان با نظارت شاعر ویرایش کردهاند.

سرنوشت خوآن نارسیسو اوکانیان در یک روز چهارشنبه رقم خورد بی آنکه دنیا باخبر شود چه بر سرش آمده است. البته در عرصهیی گستردهتر باخبر شد ولی چند هفتهی بعد و بی آنکه نامی از اوکانیان برده شود. بلایی که سر او آمد سر خیلیهای دیگر هم آمده بود.

به گا دادم/ذهن باکرهام را/حل این معادله کار من نبود/رودی از جذر جریان احساسم را دست گرفته /رودی از جذر برای رگهای قلبم سنگین است

«ساعت شماطهدار» نوشته اکرم مولاوردی به عنوان داستان اول جایزه ادبی صادق هدایت معرفی شد و تندیس هدایت به او اهدا شد.

بلوغ مرحلهی مهمی در زندگی هر فرد است و آیینهای تشرف به بلوغ از جملهی کهنترین آیینهای بشری هستند. در همه ی این آیینها، فرد نوبالغ نیازمند کسب شناخت عمیقتری از خویشتن است تا نقش تازه ای در جایگاه تازه ای بر عهده بگیرد.

بهترین تعبیری که میتوانم برایِ شعرِ مهرانگیز رساپور- یا به نامِ قلمیاش، م. پگاه، بیاورم، “نسیمِ کوهستانی”ست؛ نسیمی که در من یادِ دورانهایِ کوهگردیام را زنده میکند؛ یادِ پاکی و خوشیِ وزشاش، هنگامی که آرام میوزد و در گوشات زمزمهای دلنواز میکند.

قسم به صبح نیرومند/قسم به تشخیص دهندگان/قسم به آخرین نگاهِ انسان/که حقیقت است این سخن/… و این سخن/حقیقت است

از بالکن میشد تا دوردستهای دور را دید. اینجا در آخرین طبقهی آپارتمانی در هایدلبرگ، انگار از بلندای بِهمِرد چشم به دشتهای روبهرو داشتم. هرگاه آن انتها گردوغبارِ باران برمیخاست، دهدقیقهای طول میکشید تا موکبش برسد به ما. تنها نکتهی مثبت این آپارتمان نقلی همین چشماندازش بود.

داستان بیانگر روحیات یک مادر ایرانی در متن جامعه سنتی ایران است. زنی که توانایی انتخاب را از او گرفتهاند، نمیداند به کجا تعلق دارد و مثل این است که زندگی او در فاصله بین دو ایستگاه اتفاق میافتد و هرگز هم به مقصد نمیرسد.

باد کار خودش را کرد/رد پاهامان را گم کردیم/و تا زانو شن بود/باید کنار میآمدم با رفتن تو/مثل دانههای شن توی کفش/اما دیر شده بود/خورشید رفته بود

محمدرحیم اخوت، از نویسندگان نزدیک به حلقه «جنگ اصفهان» شنبه ۲۳ بهمن در ۷۶ سالگی از دنیا رفت و در بهشت رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

تفاوت شعر را با قصه و گزارش دقیقاً در این نکته میدانم که آیا آن کسی که دارد چیزی را بیان میکند میخواهد از حسهای خودش و از خبرهایی که از خارج گرفته به ما گزارش بدهد، یا اینکه میخواهد واکنشهای ذهن خودش نسبت به آن خبرها را به اطلاع ما برساند؟ من این دومی را شعر میدانم.

عیار نوشته زکریا هاشمی توسط نشر مهری در لندن منتشر شد. این رمان روایتی است مستند از سرگذشت مردی که از روی تنگدستی و برای گذران زندگی دزدی میکند.