
واکنشها به سرکوب خوزستان – نیلوفر بیضایی: جملات زن دلیر خوزستانی آتش به جان میاندازد
«آقا، آقا، مظاهرات سلمیه، چرا آتیش میزنی… کاملا سلمیه، چرا تیر میندازی… تو که خاکتو نبردن، آبتو نبردن، گوش کن، ما آب و زمینمون رو

«آقا، آقا، مظاهرات سلمیه، چرا آتیش میزنی… کاملا سلمیه، چرا تیر میندازی… تو که خاکتو نبردن، آبتو نبردن، گوش کن، ما آب و زمینمون رو

من چند هزار داستان بنویسم تا هور لبریز شود، و صاحبان گاومیشهای سیراب و شاد به جان من و داستانهام دعا کنند؟ داستان باید رودی شود که جریانش را به سوی تشنگان تغییر دهد.

همبستگی نویسندگان با اعتراضات خوزستان ادامه دارد. ۵۵ روزنامهنگار اعلام کردند برخی خبرنگاران اجیر شده دولتی «روایتی دستساخته و سفارشی» به عنوان روایت خوزستان منتشر میکنند.

زن تکهای از نانِ شیرمالی که دست جوان بود، برداشت و بین دولبش قرار داد: « یعنی تو با این قد و قواره هنوز نمیدونی با ترس چه حالی داره، چسبِ چسب. بچسب. » نان را به دهان گذاشت. صدای خندهی زن زیر خوابِ چادر بلندتر شد.

حمایت از اعتراضات مردمی در خوزستان ادامه دارد. رضا علامهزاده ویدیوکلیپ تازهای منتشر کرد. کانون صنفی معلمان گیلان اعلام کرد صدای معترضان خاموش شدنی نیست و شهرنوش پارسیپور نیز اعلام کرد دلش با مردم خوزستان است.

نه آرزویی در کار است و نه آرمانی و نه حتی چشماندازی از کوچکترین تغییر در میزان فلاکت. مثل این است که راوی معتاد این داستان اضمحلال را درونی کرده است. به یک معنا از این طریق هم میتوان به اضمحلالی که در بیرون از او اتفاق افتاده پی برد. یک نمونه تعمیمپذیر؟

بیش از ۹۰ کارتونیست و ۷۰ نفر از فعالان سیاسی و مدنی و روزنامهنگاران کرد حمایت خود را از اعترضات خوزستان اعلام کردند. در تجمع تورنتو، حامد اسماعیلیون، نویسنده و سخنگوی انجمن جانباختگان «پرواز ۷۵۲» در سخنانی ضرورت مقاومت در برابر بیدادگری را یادآوری کرد.

هیچ نویسنده و شاعری کلامی نمییابد، تا آن چنان که درخور باشد، تسلا بدهد و تسلیت بگوید به بازماندگان سرکوب و سوگواران کشتار در این بَلاکربلایی که حکومت اسلامی ساخته.

وزارت فرهنگ یا وزارت ارشاد؟ در دوران رئیسی میخواهند کار را یکسره کنند. رئیس سازمان تبلیغات اسلامی قرار است تصدی وزارت ارشاد را به عهده گیرد.

سعیمان این است که با تدبیر از شرّش خلاص شویم. بارها دورش کردهایم اما سر بزنگاه میآید، خودش را میرساند پشت نگاه یکی از ما و درست وقتی که آنیکی سعی میکند هرطور شده حرفش را به کرسی بنشاند، از پشت نگاه آندیگری برق میزند.

کانون نویسندگان ایران از سانسور مطبوعات ایران نیز انتقاد کرد و نوشت با وجود مشکلات فراوان، «از این نابسامانیها و فریادهای اعتراض در آنها نشانی نیست».

مشهد، یک شهر بیهویت؟ مشهد، قهرمان و ضد قهرمان یک رمان به قلم یکی از مهمترین نویسندگان استان خراسان؟ میزگردی با حضور حسین آتشپرور، روزبه جورکش و حسین نوشآذر.

کانون نویسندگان ایران با همراهی برخی شاعران و کنشگران اجتماعی در اقدامی به جا و به موقع ضمن حمایت از اعتصابات کارگران پیمانی صنعت نفت مشکلات کارگران ناشی از خصوصیسازیها و انفعال وزارت کار درآمیخته با بحران معیشتی دانست.

دنیای او، دنیای کتاب و کتابت بود که دل به آنها میداد. یعنی دنیای ویژه نویسنده و شاعر که دنیای کتاب است و کلمات. همین کلمات که به مقراض جان میبُریم و کنار هم میچینیم. کاری به الفبایش نداشته باش که در کدام خط و زبان چگونه است.

آنچه که در غرب پشت علاقه به عرفان شرقی نهفته است، در عمل چیزی نیست جز اندیشههای عامپسند شاعران کممایه. اثر پژوهش ناصر کنعانی این معنا را اثبات میکند. .

نوشتن بیشک یکی از راههای نزدیک شدن به خود و بازیابی خویشتن است، جمع کردن قطعههایی که اینجا و آن جا، در روزمرگی، گم شده است. ولی آیا چنین چیزی بهراستی ممکن است؟ آیا سروکار ما در آن صورت با زمانهای “هرگز” و قلمروهای “ناممکن” نمیافتد؟

از سردخانه که برمیگردی، توی راه، آنقدر سنگینی که انگار ده نفر روی کولت ایستادهاند و ده نفر دیگر از پشت هی میکشند و نمیگذارند راه بروی. هر قدمی که برمیداری انگار یک عمر طول میکشد. به آسمان نگاه میکنی و شب پُرستاره را میبینی.

فصل اول مجموعه روایتهای تصویری توران میرهادی از دورههای مختلف زندگیاش تحت عنوان «پس از توران» منتشر شد.

اشعار «نامههای خصوصیی بهادر درانی و آهو حسانی» در پنج دفتر یا به تعبیر شاعر زیر سقف «پنج دژ» گرد آمدهاند. زیبا کرباسی این اشعار را در فاصله بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ نوشته است.

بلد نبودم سر کلاسها مزه بپرانم. رویم نمیشد به اتاق استادها بروم. پول کافهنشینی نداشتم. اگر هم داشتم مثل سمانه بلد نبودم ادای روشنفکری در بیاورم و قمپز درکنم.

ما به همان دلیل مینویسیم که رؤیا میبینیم، چون نمیتوانیم رؤیا نبینیم، چون رؤیا دیدن در سرشت تخیل بشر جای دارد. آن دسته از ما که “مینویسند”، که آگاهانه واقعیت را آرایش میدهند و باز آرایی میکنند تا معانی پنهان آن را کشف کنند، رؤیابینانی جدیترند.