
بهروز شیدا: یک بار دیگر میپرسد نقال (تابلوهای خشونت جسمانی در ده رمان)
یک بار دیگر آمده است نقال تا از تصویر زندان در ده رمان بگوید؛ با تابلوهایی بر دیوار؛ با چوبی در دست؛ در مقابل تماشاچیان.

یک بار دیگر آمده است نقال تا از تصویر زندان در ده رمان بگوید؛ با تابلوهایی بر دیوار؛ با چوبی در دست؛ در مقابل تماشاچیان.

باید مسجدی بوده باشید و در دههی اول پس از انقلاب در شهرآرای تهران ساکن بوده باشید تا حلیمهخانوم را بشناسید. من البته نه مسجدی بودم و نه ساکن شهرآرا، ولی حلیمهخانوم را خوب میشناسم، خیلی بیشتر از مسجدیهای شهرآرا که نه از سر شوخی که از روی ارجگذاری او را آیتالله حلیمهخانوم مینامیدند. حلیمهخانوم در واقع عمهی من بود یعنی یکی از خواهرهای چهارگانهی پدرم، گرچه برای من و برادر خواهرهایم بیشتر مادری کرده بود تا عمهگی!

الاهه نجفی خویشاوندی دوری بین این داستان با داستانهای «با مردی با کراوات سرخ و «عروسک چینی شکسته من» گلشیری تشخیص داده است.

ماجرا کنار یک کیوسک رقم میخورد و در در تابستان ۶۱ در زندان قزل حصار با اعدام به پایان میرسد.

«راحله» نوشته کوشیار پارسی داستان عشق امید به راحله است در شهری که ابتدا فقط یک مسجد داشت.

داستانی که بر وصف بنا شده و در آرامش، یک زندگی از دست رفته را با تهرنگی از حسرت بازمیآفریند.

نشست تکنیکها در عمق داستان «اصطبل تشریفات» داستانی چند لایه را پدید آورده با روایتهایی مستقل.

داستانی در نقد نظامیگری و روابط ویژه در پادگانها که در رابطه یک سرباز رند با یک افسر شکل میگیرد.

این داستان یا تأکید بر تن شروع میشود و به مشکل بزرگی هم اشاره میکند: سرطان سینه

در داستاننویسی الزاماً هر داستان کوتاهی نمیتواند داستان مینیمالیستی باشد درمقابل میتوان رمان نوشت اما آن را با مَنش مینیمالیستی نوشت. با تأمل بر چند

«گمشده» روایتی است از یک خواب که ممکن است در بیداری هم اتفاق افتاده باشد. واهمه از آنچه که در راه است؟

داستانی درباره دو امر تروماتیک که در یک لحظه کمیاب اما گذرا سبب رابطه دو انسان با هم میشود.

آیا کارگاههای نویسندگی و مدرک گرفتن از این موسسات و شرکت در سمینارها و در فرایند نوشتن تاثیر دارد؟

نشر مهری کتاب تازهای از مهرک کمالی منتشر کرده است درباره پیامدهای خودسانسوری در ادبیات معاصر ایران. سکوت در هیاهو.

زن، فرهنگ سنتی، جمهوری اسلامی، زندان و نهایت گریز از کشور پنج محوری هستند که داستان کوتاه «در خود نشستن» بر آن استوار است.

رمان «گیسو» حول آشفتهفکریهای زندانی سیاسی تازهآزاد شدهای میگردد که در جستوجوی خود و عاشقانگی گمگشته در سیاست و خشونت است.

عشق همجنسخواهانه دو کبوترباز بر بالای بام. داستانی کمیاب در روزگار ما با زبانی نرم و لطیف.

آیا نویسنده باید سلینجروار در پستو بنشیند و بنویسد و اجازه بدهد آثارش به جای او حرف بزنند یا یک سلبریتی باشد؟

نسیم خاکسار: تنها واقعیت استوار در داستان فال نوشته قباد آذرآیین، زندان و قبرستان است و کارگران بیجا و بیپناه با کار مشقت بارشان؛ هنگام ساختن یک برج و دادگاهی که محکوم میکند.

در داستان فال مثل این است که زمان متوقف مانده و فلاکت مردمان یک شهر بر مدار بسته تکرار میشود. قباد آذرآیین، متولد ۱۳۲۷، مسجد

طرحی در پیشزمینه ساکنان یک منطقه محروم در شمال ایران که میخواهد فقر و رنج خاموش روستائیان را وارسی کند با تاکید بر گویش محلی.