از ما

از ما

محمود فلکی: مرگ مؤلف یا غیبت مؤلف؟

آنچه را که هواداران مرگ مؤلف بر آن نظر دارند بیشتر از زاویه‌ی برداشت یا معنا و تفسیر ویژه و خود بسنده‌یی است که خواننده از یک اثر ادبی دارد یا از آن می‌سازد، که می‌تواند با نیت و برداشت مؤلف متفاوت باشد. در واقع آنها بیشتر به معنای برآمده از زبان توجه دارند تا به کارکردِ میدان‌های زبانی. درعین حال که به وجه رسانشیِ متن نیز بی‌اعتنا می‌مانند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

میزگرد: انزوا، طبیعت‌گرایی و تصویرپردازی در شعر هوشنگ چالنگی

علیرضا آبیز: برای گفت‌وگو پیرامون شعر هوشنگ چالنگی، از سه‌تن از صاحب‌نظران، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی و فرشاد سنبل‌دل دعوت کردم و در یک گفت‌و‌گوی آنلاین در اسکایپ از شعر و میراث ادبی چالنگی سخن گفتیم.

ادامه مطلب »
از ما

سروش عبداللهی: ن

نوشته بود که «دست‌هایت را دوست دارم و آن کتف‌های لختت را و آن پارچه‌های تُنُک که سینه‌هایت را از نور و نم دور کرده‌اند. چشمان شورَت را دوست دارم  آن‌ها فکر می‌کنند که من بوی دریا را نمی‌فهمم.»

ادامه مطلب »
از ما

جواد مجابی: در عالم رضا اژدهایی است که آن را یقین خوانند…

دکتر براهنی یک روشنفکر فرهنگی است که به نقد خردورزانه وضعیت فرهنگ و هنر عصر خود می‌پردازد با این امید که ساختارهای کهنه را بشناسد و فروکوبد و به معماری جدید خلاقیت ادبی رهنمون شود. اما در کشور ما روشنفکر فرهنگی وظیفه‌اش به تکاپوی تخصصی در عرصه فرهنگ محدود نمی‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مجتبی زمانی: «عقرب‌کِشی» – تقدس‌زدایی از امرِ ایدئولوژیک

این جستار، پژوهش کوتاهی است تا به واکاوی لایه‌های زیرین رمان عقرب‌کِشی بپردازد. فرضِ پیشاپیش پذیرفته شده این جستار این است که، متن دارای نوعی ناخود‌آگاهی است و منتقد ادبی مانند یک روانکاو به ناخودآگاه متن توجه می‌کند. حتا به آنچه که گفته نشده و لاجرم واپس زده شده است.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی- حسن حسام: «باران می‌بارد!»

پس از نماز مغرب شکارچیان می‌آیند شکارهایی را که قبلاً برچین کرده‌اند از بندهای مختلف جمع می‌کنند و می‌برند طبقۀ سوم ساختمان شماره یک. آنجا پس از تکمیل پرونده‌ها شکارهایشان را می‌فرستند اتاق مرگ. سحرگاه آنها را تیرباران می‌کنند. آنگاه، رو به قبله دسته جمعی نماز جماعت می‌خوانند.

ادامه مطلب »
از ما

مرجان محتشمی: دگردیسی

جادۀ باریک در غلظت مه بی‌انتها بنظر می‌رسید. دو سوی پنهان آن نه شروعی را آغاز می‌کرد و نه پایانی را وعده می‌داد. اگر راهَت به انجا می‌افتاد معلوم نبود که می‌آیی یا می‌روی.

ادامه مطلب »
از ما

آزیتا قهرمان:عکس خانوادگی

همه اهالی مجتمع ساختمانی لاله با یک توافق ناگفته پذیرفته بودند که خانم میناسیان پیرزن عجیب و مشکوکی است، اما حضورش در ساختمان هزار و یک فایده هم دارد. حواسش به همه چیزهای دور و بر بود، از لکه ای روی آینه آسانسور تا شاخه گلی شکسته در باغچه یا پسر جوانی که ساعت دوازده دیشب به آپارتمان شماره هفت رفته.

ادامه مطلب »
از ما

مهین خدیوی: هوشنگ چالنگی و مجموعه‌ی «زنگوله‌ی تنبل»

شناخت نسل امروز از شعر هوشنگ چالنگی مدیون نشر سالی ‌است که کتاب «زنگوله‌ی تنبل» چالنگی را در سال ۱۳۸۳ و کتاب «آبی ملحوظ» وی را در سال ۱۳۸۷ منتشر کرد. از مهین خدیوی، شاعر و نویسنده و مدیر نشر سالی خواستیم به اختصار درباره آشنایی‌اش با چالنگی و سایر شاعرانی که آثارشان را منتشر کرده برای «بانگ» بنویسد.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: اسیاوشان بر برف‌های مرگ (خفیه‌‌خوانی اسطوره کیخسرو در شاهنامه)

هوهوی باد چهار سلحشور خفته بر کنار چشمه را بیدار می‌‌کند . و ناگاه برف ـ دیوزادـ بر آن‌‌ها می‌‌‌تازد. گفته شده بود که در این وادی درنگ نکنید . گفته شده بود که بادی از کوه فرو می‌وزد که شاخ و برگ درختان را می‌شکند و از ابری سیاه، برفی می‌بارد که راه ایران زمین را گم‌‌می‌کنید. کیخسرو شاه گفته بود این‌‌ها را و خود دیگر ناپدید بود.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – فرخنده حاجی‌زاده: من، منصور و البرایت

نیکو رفت کنار. مرگ از شکاف دستگاه سیاه رنگ فکس آویزان شد. دویدم طرف دستگاه. بس بود، باید مرگ را از خانه بیرون می‌کردم. روی کفن کاغذی نوشته شده بود: آقای دکتر براهنی باعرض معذرت نتوانستیم با شما حرف بزنیم زمانی که فکس شما ارسال می‌شد مادربزرگ ما مرد.

ادامه مطلب »
از ما

فرزانه نامجو: بتینا فون آرنیم همسایه‌ی من است

به موهای سیاه و نسبتاً کوتاه زنِ روی بوم نگاه می‌کنم. مدل نقاشی‌های قدیمی، موها از وسط باز شده و حلزونی تابانده شده بودند تا روی نرمی گوش. نگاهی به فرق سر انداخته بودم. زن همیشه کلاه لبه‌دار قهوه‌ای به سر داشت که نمی‌گذاشت فرقِ سرش پیدا باشد. نمی‌دانم چقدر درست بود که پیشانی‌اش را گرد کشیده بودم؟

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – ندا کاووسی‌فر: حسن یوسف

همین‌که اسلحه را دستش دیدم تا ته ماجرا را فهمیدم. بادمجان سرخ می کردم، مثل همین‌حالا. شبش قرار بود خانجون و مادرت بیایند خانه‌امان. می‌خواستم کشک وبادمجان درست کنم با خورشت فسنجان. مادرت تازه عقد کرده بود وخانجون خیالش این دفعه راحت بود. می‌گفت این یکی شوهرش معلم است و سرش به کار خودش گرم است.

ادامه مطلب »
از ما

کوشیار پارسی: جهان از آهنی کی تاب گیرد – در خوانش ِ«ماه تا چاه»ِ حسین آتش‌پرور: شهر، چون ادامه‌ی انسان

بنیاد فرهنگی ژاله اصفهانی پنجشنبه ۲۰ آبان (۱۱ نوامبر) جلسه‌ای را به بحث و گفت‌وگو درباره رمان «ماه تا چاه» نوشته حسین‌ آتش‌‌پرور اختصاص داد. کوشیار پارسی سخنران اصلی این برنامه بود. متن سخنان او.

ادامه مطلب »
از ما

جلال رستمی گوران: معمای حل نشده‌ی «هزار و یک روز»

«هزار و یک روز» کتابی از دوران صفوی و از زمره جامع‌الحکایات است. در این اثر تو در تو فرخناز، شاهزاده‌ خانم کشمیر با دیدن خوابی از مردان متنفر می‌شود. پادشاه او را به دایه «جرعه‌بخش» می‌سپرد که با داستان‌گویی درباره مردان وفادار شفایش دهد.

ادامه مطلب »