از ما

از ما

محبوبه موسوی: هفتاد پیکره

در نگاه اول، از دور، مانکنی نشسته بود؛ سر خم کرده روی دست مشت شده زیر چانه اما از نزدیک، معلوم می‌شد مانکن نیست. اولاً به این دلیل که مانکن‌ها را اغلب ایستاده می‌سازند و دوماً از نزدیک می‌دیدی که فقط یک تنه است به شکل استوانه‌ای نامتوازن و دو دایره‌ یکی برای سر و دیگری برای مشت، همین.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «از هرگز گزیری نیست هرگز؟» – نگاهی به رمان سِفر خروج، نوشته‌ی محمد آصف سلطان‌زاده

سِفر خروج ماجرای مهاجرت – تبعید – گریز یک مرد افغان به ایران است؛ موسی، سی‌ودو ساله. سال‌های پایانی‌ی دهه‌ی ۱۳۸۰ خورشیدی است. روزهایی چند به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری‌ی ایران مانده است؛ به انتخاباتِ ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸؛ به رقابت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی. 

ادامه مطلب »
خسرو دوامی - پوستر: ساعد
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – خسرو دوامی: یاس ایرانی

صبح اول فروردین هزار و سیصد و هشتاد و یک، جلوی تلویزیون نشسته بودم و داشتم به تکه تکه‌های پازلی که بهرنگ از صبح زود داشت کنار هم می‌چید نگاه می‌کردم. پازل را هفته‌ی پیش از آن برایش خریده بودم. خانه‌ای آجری، با پنجره‌های بزرگ که رو به برکه‌ای پر از مرغابیهای رنگ به رنگ باز می‌شدند.

ادامه مطلب »
از ما

حدیث کاظمی‌نژاد: ناگهان

می‌روم زیر دوش، آب قطع است، شیرفلکه را که نبسته بودم! درست یادم نمی‌آید. دنبال آچار می‌گردم، آخرین بار کجا بود، می‌روم پشت پنجره، پرده افتاده روی زمین،کنار سرمریم که خون بسته.

ادامه مطلب »
از ما

علیرضا آبیز: تولدی دیگر یا آیین تشرف فروغ فرخزاد

بلوغ مرحله‌ی مهمی در زندگی هر فرد است و آیین‌های تشرف به بلوغ از جمله‌ی کهن‌ترین آیین‌های بشری هستند. در همه ی این آیین‌ها، فرد نوبالغ نیازمند کسب شناخت عمیق‌تری از خویشتن است تا نقش تازه ای در جایگاه تازه ای بر عهده بگیرد.

ادامه مطلب »
از ما

خسرو کیان‌راد: پسرکی با لُپ‌های سرخ

از بالکن می‌شد تا دوردست‌های دور را دید. اینجا در آخرین طبقه‌ی آپارتمانی در هایدلبرگ، انگار از بلندای بِهمِرد چشم به دشت‌های روبه‌رو داشتم. هرگاه آن انتها گردوغبارِ باران برمی‌خاست، ده‌دقیقه‌ای طول می‌کشید تا موکبش برسد به ما. تنها نکته‌ی مثبت این آپارتمان نقلی همین چشم‌اندازش بود.

ادامه مطلب »
از ما

اسماعیل نوری‌علا: فروغ فرخزاد زن پیشرو ایران امروز

تفاوت شعر را با قصه و گزارش دقیقاً در این نکته می‌دانم که آیا آن کسی که دارد چیزی را بیان می‌کند می‌خواهد از حس‌های خودش و از خبرهایی که از خارج گرفته به ما گزارش بدهد، یا اینکه می‌خواهد واکنش‌های ذهن خودش نسبت به آن خبرها را به اطلاع ما برساند؟ من این دومی را شعر می‌دانم.

ادامه مطلب »
از ما

حسین ایمانیان: آری‌گویی به باقی‌مانده‌ها

انقلاب ریشه‌ای‌ترین تضادهایِ تاریخی و اجتماعیِ ایران را علنی کرد. قصّه‌نویسیِ فارسی در برابرِ آشکاریِ این حقیقتِ تلخ واکنشی صادقانه و توأم با مسئولیت نشان داد: نویسنده‌ی ایرانی برایِ فهمِ وضعِ تاریخیِ جامعه، در آینه‌ی نقد و درنگِ یک‌دیگر، وَ ناظر به تأمّلی جمعی می‌نوشت.

ادامه مطلب »
از ما

تارا نوری: قاب‌ها

زن جوان در قاب پنجره ایستاده و می‌خواهد خودش را پایین بیندازد. من که نه دهانی دارم، نه حتا چهره‌ای، باید اتفاقات حاضر را در ذهن خودم مرور کنم. شاید بعدها کسی این‌ها را بشنود، بیاید سراغ‌مان و ما را از این قاب‌ها بکشید بیرون.

ادامه مطلب »
از ما

مهرنوش قربانعلی: رازآمیزی انزوایی خودخواسته – تاملی در مجموعه «آبی ملحوظ» سروده هوشنگ چالنگی

آسیب‌گاهی که در شعرهای هوشنگ چالنگی شکل می‌گیرد، متاثر از قوت‌ها در شعر اوست: دریافت‌ها و فرازهای شعری در طی زمان رویکردی انعطاف‌پذیر نشان نمی‌دهند و در همان فرازهایی که یافته است، دچار ایستایی می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

ژوان ناهید: «طلوعِ آفتاب بر پیکرِ جُنون»

دکمه‌ی پخش صوت را می‌فشارم تا سنگینی سکوت اتاق بشکند. دردِ دل کردن با زنی غیرایرانی همیشه برایم آسان‌تر بوده است. خودم را راضی کرده‌ام که نادیا عشق را نمی‌فهمد؛ هزارتوی رنجِ فراق مدام و شوق وصالی که این همه راه را از شرق به غرب پیموده است. وقتی راه عاشقی را نرفته باشد، راه فارغ شدن از آن را هم نمی‌داند.

ادامه مطلب »
از ما

صادق چوبک: «سرگشتگی» – با یادداشتی از مرتضا نگاهی

مرتضا نگاهی – صادق چوبک شاعر نبود و ادعای شاعری هم نداشت اما مانند هر ایرانی دیگر، گاه، از دل برآمده‌هایی در ذهنش شکل می‌گرفت و روی کاغذ جاری می‌شد. در اوایل “چکامه”‌شان می‌خواند ولی بعدها نام “ترانه” بر آنان گذاشت. آرزو داشت که آن “ترانه”‌ها روزی، روزگاری منتشر شوند..

ادامه مطلب »
از ما

محمود فلکی: مرگ مؤلف یا غیبت مؤلف؟

آنچه را که هواداران مرگ مؤلف بر آن نظر دارند بیشتر از زاویه‌ی برداشت یا معنا و تفسیر ویژه و خود بسنده‌یی است که خواننده از یک اثر ادبی دارد یا از آن می‌سازد، که می‌تواند با نیت و برداشت مؤلف متفاوت باشد. در واقع آنها بیشتر به معنای برآمده از زبان توجه دارند تا به کارکردِ میدان‌های زبانی. درعین حال که به وجه رسانشیِ متن نیز بی‌اعتنا می‌مانند.

ادامه مطلب »
از دست ندهید

میزگرد: انزوا، طبیعت‌گرایی و تصویرپردازی در شعر هوشنگ چالنگی

علیرضا آبیز: برای گفت‌وگو پیرامون شعر هوشنگ چالنگی، از سه‌تن از صاحب‌نظران، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی و فرشاد سنبل‌دل دعوت کردم و در یک گفت‌و‌گوی آنلاین در اسکایپ از شعر و میراث ادبی چالنگی سخن گفتیم.

ادامه مطلب »
از ما

سروش عبداللهی: ن

نوشته بود که «دست‌هایت را دوست دارم و آن کتف‌های لختت را و آن پارچه‌های تُنُک که سینه‌هایت را از نور و نم دور کرده‌اند. چشمان شورَت را دوست دارم  آن‌ها فکر می‌کنند که من بوی دریا را نمی‌فهمم.»

ادامه مطلب »
از ما

جواد مجابی: در عالم رضا اژدهایی است که آن را یقین خوانند…

دکتر براهنی یک روشنفکر فرهنگی است که به نقد خردورزانه وضعیت فرهنگ و هنر عصر خود می‌پردازد با این امید که ساختارهای کهنه را بشناسد و فروکوبد و به معماری جدید خلاقیت ادبی رهنمون شود. اما در کشور ما روشنفکر فرهنگی وظیفه‌اش به تکاپوی تخصصی در عرصه فرهنگ محدود نمی‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مجتبی زمانی: «عقرب‌کِشی» – تقدس‌زدایی از امرِ ایدئولوژیک

این جستار، پژوهش کوتاهی است تا به واکاوی لایه‌های زیرین رمان عقرب‌کِشی بپردازد. فرضِ پیشاپیش پذیرفته شده این جستار این است که، متن دارای نوعی ناخود‌آگاهی است و منتقد ادبی مانند یک روانکاو به ناخودآگاه متن توجه می‌کند. حتا به آنچه که گفته نشده و لاجرم واپس زده شده است.

ادامه مطلب »