از ما

از ما

فرخ قدسی: یکی‌ دو نَم

از در مغازه بیرون زد. گرفته بودش سرِ دو دست. با احتیاط می‌رفت تا تنه نخورد. ده‌یازده دهنه را رد کرد. بوی کباب را بهتر شنید. ‌ضعفی در دلش پیچید. در را با شانه باز کرد. جعبه را گذاشت کنار دستش. نشست. ماهی سفارش داد و مخلفات.

ادامه مطلب »
از ما

جواد مجابی: وهم‌های فردی و جمعی و توهم‌زدایی

با تعریفی ساده، توهم حاصل وقوع حادثه‌ها ودریافت‌هایی است که نتیجه‌ی اختلال ذهنی وعصبی بیمار است و واقعیت بیرونی ندارد. بیمار با حواس خود قادر به ادراک امری ناموجود می‌شود، بنا براین گونه‌های توهم دیداری و شنیداری و چشایی و بویایی و بساوایی فرد مبتلا را زیر تأثیر قرار می‌دهد. 

ادامه مطلب »
از ما

اسماعیل سالاری: آقادار

با صدای بزهای کوهی، پلک‌هایم باز می‌شوند و ماجرای دیشب را در ذهنم مرور می‌کنم. ما سه‌نفر، سحرگاه از لابه‌لای درخت‌های انبوه بیرون آمدیم. من و آقامعلم و نوری. بطری به‌دست، تلوتلوتلو. کسی تیرهای ساچمه‌ای تفنگش را بر شقیقه‌هایم خالی می‌کرد.

ادامه مطلب »
از ما

محمد محمد علی: پوسترهای دوپولی

صداقتی، همین‌که کارت حضور و غیابش را زد، با لب‌های غنچه‌شده و سبیل دُم‌موشی برگشت رو به نگهبان مکتبی تو اتاقک شیشه‌ای و سبیلش را جنباند و او خندید. تا برسد حوالی آسانسور، از ناکجایی در طبقهٔ همکف شنید «صد‌درصدی‌ها را می‌گیرند!» قهقههٔ بلندی زد بی‌آنکه صاحب صدا را دیده باشد.

ادامه مطلب »
از ما

مهدی شاطر: منشآت شیخ

خواجه افضل‌الدین؛ حَسّان العجم؛ سلامٌ علیکم. ماییم شیخ؛ در شب چل سالگی؛ دام نهاده و سیر از زندگی. مدتی است به خواب‌مان نمی‌آیی. مگر نمی‌دانی غیر از رویای تو دلخوشی دیگری نداریم؟ روزگارمان شده‌ است دود گرفتن و دست زیر چانه گذاشتن و به گوشه‌ای خیره ماندن.

ادامه مطلب »
از ما

حسن زرهی: براهنی، روزنامه‌نگار ادبی

در بیداری بعد از کودتای ۲۸ مرداد چند تن نقش اساسی داشتند. از زمره‌ی این‌ها می‌توان به جلال آل احمد، احمد شاملو، و از نسل یک دهه جوانتر، به فروغ فرخزاد، رضا براهنی، و غلامحسین ساعدی اشاره کرد.

ادامه مطلب »
از ما

فروغ بهلولی: محفل لات‌های خیابان شانزدهم

شب‌های پرشور با ژوزفین را، کدام مردی بود که دلش نخواهد؛ آن بالاتنه‌ای که مثل بخار چای در استکانِ کمرباریکِ بلورینِ شرقی، زیر نور آفتاب می‌رقصید و به آسمان می‌رفت و یکهو عطرش پخش می‌شد توی فضا و آن گونه‌هایی که سایه‌اش روی ساعتِ شماطه‌دارِ دو پاندوله می‌افتاد.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی- رضا براهنی: زن‌ها در تاریکخانه

تنها انتشارِ رمانِ «الیاس در نیویورک» ترجمه‌‌ای‌‌ست به زبان فرانسه که در سال ۲۰۰۴ توسط انتشارات فایار منتشر شد. بریده‌ی کوتاهی از این رمان تحتِ عنوانِ «برخوردِ نزدیک در نیویورک» در سال ۱۳۸۳ در نشر جامه‌داران در تهران منتشر شد. در فرازی از این رمان براهنی در قالب سرگذشت چند زن محکوم به اعدام در زندان اوین برای کشتار زندانیان سیاسی بیان ادبی استادانه‌ای یافته است.

ادامه مطلب »
از ما

روزبه جورکش: رمان نو، حذفِ راوی خداگونه! – چند قطعه درباره نظریات آلن روب‌گریه، رمان نو و دستاوردهای آن

نظر روب‌گریه، در رمان نو، انسان به دنیا خیره می‌شود اما دنیا نگاهش نخواهد کرد و این مسئله هرگونه نمادگرایی و برتری را از میان برمی‌دارد. وظیفه نویسنده این است که دنیای مادی را توصیف کند، نه آن‌که آن را کاراکتریزه کند و خود را در آن شکل دهد.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: کُنجی از رمان «تن تنهایی»   

و نیمۀ شبانگاه، سال تحویل می‌‌شد. به تقویم نیاز نداریم ما که ساعت تحویل بدانیم. ارغوان می‌‌گوید به ما که آخرین تپش‌‌های قلب زمستان کی است. پچپچۀ شبنم با کاهگل بام می‌‌گوید که کدام تپش خاک، آغاز بهار است.

ادامه مطلب »
از ما

صمصام کشفی: بازخوانی‌‌‌ «سفر» در آثار رضا براهنی

براهنی از اجبار تا تأثیر، سفری کرده است به درازای تاریخ ادبیات امروز و فردای ایران. سفری که از اجبار به لیسیدنِ متنی که به آذری نوشته بود آغاز می‌شود، و تا تأثیرگذاری در ادبیات امروز و فردای ایران پیش می‌آید. از اجبار تا تاثیر راهِ درازی است.

ادامه مطلب »
از ما

الهام عیسی‌پور: فراسوی نیک و بد، سرشت راستین

رمان “باد ما را با خود برد”، روایت سه مقطع زمانی را با جهت‌گیری‌های سیاسی و تحلیل فرا رویه‌های فرهنگی پیش روی مخاطب می‌گذارد، روایتی از منظر زبان‌شناسی اجتماعی و الگوی تعدی، زاویه دید ایدئولوژیک، نظام باورها، ارزش‌ها و مقوله‌ها که بر پایه‌ی پارامترهای فرهنگی و عقیدتی استوارگشته است.

ادامه مطلب »
از ما

محبوبه موسوی: هفتاد پیکره

در نگاه اول، از دور، مانکنی نشسته بود؛ سر خم کرده روی دست مشت شده زیر چانه اما از نزدیک، معلوم می‌شد مانکن نیست. اولاً به این دلیل که مانکن‌ها را اغلب ایستاده می‌سازند و دوماً از نزدیک می‌دیدی که فقط یک تنه است به شکل استوانه‌ای نامتوازن و دو دایره‌ یکی برای سر و دیگری برای مشت، همین.

ادامه مطلب »
از ما

بهروز شیدا: «از هرگز گزیری نیست هرگز؟» – نگاهی به رمان سِفر خروج، نوشته‌ی محمد آصف سلطان‌زاده

سِفر خروج ماجرای مهاجرت – تبعید – گریز یک مرد افغان به ایران است؛ موسی، سی‌ودو ساله. سال‌های پایانی‌ی دهه‌ی ۱۳۸۰ خورشیدی است. روزهایی چند به دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری‌ی ایران مانده است؛ به انتخاباتِ ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸؛ به رقابت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی. 

ادامه مطلب »