از ما

از ما

حسین ایمانیان: آری‌گویی به باقی‌مانده‌ها

انقلاب ریشه‌ای‌ترین تضادهایِ تاریخی و اجتماعیِ ایران را علنی کرد. قصّه‌نویسیِ فارسی در برابرِ آشکاریِ این حقیقتِ تلخ واکنشی صادقانه و توأم با مسئولیت نشان داد: نویسنده‌ی ایرانی برایِ فهمِ وضعِ تاریخیِ جامعه، در آینه‌ی نقد و درنگِ یک‌دیگر، وَ ناظر به تأمّلی جمعی می‌نوشت.

ادامه مطلب »
از ما

تارا نوری: قاب‌ها

زن جوان در قاب پنجره ایستاده و می‌خواهد خودش را پایین بیندازد. من که نه دهانی دارم، نه حتا چهره‌ای، باید اتفاقات حاضر را در ذهن خودم مرور کنم. شاید بعدها کسی این‌ها را بشنود، بیاید سراغ‌مان و ما را از این قاب‌ها بکشید بیرون.

ادامه مطلب »
از ما

مهرنوش قربانعلی: رازآمیزی انزوایی خودخواسته – تاملی در مجموعه «آبی ملحوظ» سروده هوشنگ چالنگی

آسیب‌گاهی که در شعرهای هوشنگ چالنگی شکل می‌گیرد، متاثر از قوت‌ها در شعر اوست: دریافت‌ها و فرازهای شعری در طی زمان رویکردی انعطاف‌پذیر نشان نمی‌دهند و در همان فرازهایی که یافته است، دچار ایستایی می‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

ژوان ناهید: «طلوعِ آفتاب بر پیکرِ جُنون»

دکمه‌ی پخش صوت را می‌فشارم تا سنگینی سکوت اتاق بشکند. دردِ دل کردن با زنی غیرایرانی همیشه برایم آسان‌تر بوده است. خودم را راضی کرده‌ام که نادیا عشق را نمی‌فهمد؛ هزارتوی رنجِ فراق مدام و شوق وصالی که این همه راه را از شرق به غرب پیموده است. وقتی راه عاشقی را نرفته باشد، راه فارغ شدن از آن را هم نمی‌داند.

ادامه مطلب »
از ما

صادق چوبک: «سرگشتگی» – با یادداشتی از مرتضا نگاهی

مرتضا نگاهی – صادق چوبک شاعر نبود و ادعای شاعری هم نداشت اما مانند هر ایرانی دیگر، گاه، از دل برآمده‌هایی در ذهنش شکل می‌گرفت و روی کاغذ جاری می‌شد. در اوایل “چکامه”‌شان می‌خواند ولی بعدها نام “ترانه” بر آنان گذاشت. آرزو داشت که آن “ترانه”‌ها روزی، روزگاری منتشر شوند..

ادامه مطلب »
از ما

محمود فلکی: مرگ مؤلف یا غیبت مؤلف؟

آنچه را که هواداران مرگ مؤلف بر آن نظر دارند بیشتر از زاویه‌ی برداشت یا معنا و تفسیر ویژه و خود بسنده‌یی است که خواننده از یک اثر ادبی دارد یا از آن می‌سازد، که می‌تواند با نیت و برداشت مؤلف متفاوت باشد. در واقع آنها بیشتر به معنای برآمده از زبان توجه دارند تا به کارکردِ میدان‌های زبانی. درعین حال که به وجه رسانشیِ متن نیز بی‌اعتنا می‌مانند.

ادامه مطلب »
از ما

میزگرد: انزوا، طبیعت‌گرایی و تصویرپردازی در شعر هوشنگ چالنگی

علیرضا آبیز: برای گفت‌وگو پیرامون شعر هوشنگ چالنگی، از سه‌تن از صاحب‌نظران، آتفه چهارمحالیان، مهدی گنجوی و فرشاد سنبل‌دل دعوت کردم و در یک گفت‌و‌گوی آنلاین در اسکایپ از شعر و میراث ادبی چالنگی سخن گفتیم.

ادامه مطلب »
کاری از همایون فاتح
از ما

سروش عبداللهی: ن

نوشته بود که «دست‌هایت را دوست دارم و آن کتف‌های لختت را و آن پارچه‌های تُنُک که سینه‌هایت را از نور و نم دور کرده‌اند. چشمان شورَت را دوست دارم  آن‌ها فکر می‌کنند که من بوی دریا را نمی‌فهمم.»

ادامه مطلب »
از ما

جواد مجابی: در عالم رضا اژدهایی است که آن را یقین خوانند…

دکتر براهنی یک روشنفکر فرهنگی است که به نقد خردورزانه وضعیت فرهنگ و هنر عصر خود می‌پردازد با این امید که ساختارهای کهنه را بشناسد و فروکوبد و به معماری جدید خلاقیت ادبی رهنمون شود. اما در کشور ما روشنفکر فرهنگی وظیفه‌اش به تکاپوی تخصصی در عرصه فرهنگ محدود نمی‌شود.

ادامه مطلب »
از ما

مجتبی زمانی: «عقرب‌کِشی» – تقدس‌زدایی از امرِ ایدئولوژیک

این جستار، پژوهش کوتاهی است تا به واکاوی لایه‌های زیرین رمان عقرب‌کِشی بپردازد. فرضِ پیشاپیش پذیرفته شده این جستار این است که، متن دارای نوعی ناخود‌آگاهی است و منتقد ادبی مانند یک روانکاو به ناخودآگاه متن توجه می‌کند. حتا به آنچه که گفته نشده و لاجرم واپس زده شده است.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی- حسن حسام: «باران می‌بارد!»

پس از نماز مغرب شکارچیان می‌آیند شکارهایی را که قبلاً برچین کرده‌اند از بندهای مختلف جمع می‌کنند و می‌برند طبقۀ سوم ساختمان شماره یک. آنجا پس از تکمیل پرونده‌ها شکارهایشان را می‌فرستند اتاق مرگ. سحرگاه آنها را تیرباران می‌کنند. آنگاه، رو به قبله دسته جمعی نماز جماعت می‌خوانند.

ادامه مطلب »
از ما

مرجان محتشمی: دگردیسی

جادۀ باریک در غلظت مه بی‌انتها بنظر می‌رسید. دو سوی پنهان آن نه شروعی را آغاز می‌کرد و نه پایانی را وعده می‌داد. اگر راهَت به انجا می‌افتاد معلوم نبود که می‌آیی یا می‌روی.

ادامه مطلب »
از ما

آزیتا قهرمان:عکس خانوادگی

همه اهالی مجتمع ساختمانی لاله با یک توافق ناگفته پذیرفته بودند که خانم میناسیان پیرزن عجیب و مشکوکی است، اما حضورش در ساختمان هزار و یک فایده هم دارد. حواسش به همه چیزهای دور و بر بود، از لکه ای روی آینه آسانسور تا شاخه گلی شکسته در باغچه یا پسر جوانی که ساعت دوازده دیشب به آپارتمان شماره هفت رفته.

ادامه مطلب »
از ما

مهین خدیوی: هوشنگ چالنگی و مجموعه‌ی «زنگوله‌ی تنبل»

شناخت نسل امروز از شعر هوشنگ چالنگی مدیون نشر سالی ‌است که کتاب «زنگوله‌ی تنبل» چالنگی را در سال ۱۳۸۳ و کتاب «آبی ملحوظ» وی را در سال ۱۳۸۷ منتشر کرد. از مهین خدیوی، شاعر و نویسنده و مدیر نشر سالی خواستیم به اختصار درباره آشنایی‌اش با چالنگی و سایر شاعرانی که آثارشان را منتشر کرده برای «بانگ» بنویسد.

ادامه مطلب »
از ما

شهریار مندنی‌پور: اسیاوشان بر برف‌های مرگ (خفیه‌‌خوانی اسطوره کیخسرو در شاهنامه)

هوهوی باد چهار سلحشور خفته بر کنار چشمه را بیدار می‌‌کند . و ناگاه برف ـ دیوزادـ بر آن‌‌ها می‌‌‌تازد. گفته شده بود که در این وادی درنگ نکنید . گفته شده بود که بادی از کوه فرو می‌وزد که شاخ و برگ درختان را می‌شکند و از ابری سیاه، برفی می‌بارد که راه ایران زمین را گم‌‌می‌کنید. کیخسرو شاه گفته بود این‌‌ها را و خود دیگر ناپدید بود.

ادامه مطلب »
از ما

کابوس قتل عام زندانیان سیاسی – فرخنده حاجی‌زاده: من، منصور و البرایت

نیکو رفت کنار. مرگ از شکاف دستگاه سیاه رنگ فکس آویزان شد. دویدم طرف دستگاه. بس بود، باید مرگ را از خانه بیرون می‌کردم. روی کفن کاغذی نوشته شده بود: آقای دکتر براهنی باعرض معذرت نتوانستیم با شما حرف بزنیم زمانی که فکس شما ارسال می‌شد مادربزرگ ما مرد.

ادامه مطلب »